فیلم: درباره‌ی الی

موقعیتی دست داده و فیلم‌های جشن‌واره‌ی فجر رو دارم می‌بینم. هرکدوم رو دیدم، نظرم رو تو جدولی شبیه این جدول می‌نویسم؛

کارگردانی فیلم‌نامه تناسب فرهنگی حضور خدا و پیغمبر نمره
۴ ۴ ۱- ۰ ۳

نکته: حداکثر نمره چهار است.
نکته: در مورد چیزهایی که سررشته‌ای ندارم یا اظهار نظر در موردشون تخصص می‌خواد (مثلا موسیقی یا نورپردازی و …) نظری نخواهم داد.
پس‌نگاشت: نمره‌ی نهایی رو خیلی بی‌انصافی کرده بودم توش! حالا عادلانه‌تر شد…

دیگران:

لوح: نقدی بر «درباره الی» ساخته اصغر فرهادی

پرنده

گنجشک در حال پرواز

گنجشک در حال پرواز

سینه سرخ

سینه سرخ

غم بی‌پدری

در چنین روزی امت پدری مهربان را از دست داد… بی‌پدر شدیم.

نسبت به عشق و ارادت برادران سنی به پیام‌بر غبطه می‌خورم.

یا ایهاالانسان! ماغرک بربک الکریم؟ + (البته حیف اسم انسان برای بعضی)

دیگران: حسین جعفریان، ترنم تو

خبرهای دوقلو

حامد کرزای کشتار غیرنظامیان افغان توسط نیروهای خارجی رو محکوم کرد + و +
موج انفجارها و عملیات انتحاری در مرکز افغانستان شروع شد + و +

ایران ماه‌واره‌ی امید رو به وسیله‌ی موشک سفیر ۲ به فضا پرتاب کرد +
بر اثر یک اتفاق (به‌نظرم بی‌سابقه) دو تا ماه‌واره با هم برخورد کردن +

هیچی

اول:

شهید عماد مغنیه

شهید عماد مغنیه

دوم: برای اولین بار با رفقای مجازی قرار گذاشتیم و رفتیم بیرون. با رضا و هرزافراطی. رضا رو لاغرتر تصور کرده بودم و هرز رو قدبلندتر. همین‌طور عبای رضا رو سیاه تصویر کرده بودم که خب، شکلاتی بود. تجربه‌ی جالبی بود رفتن به جایی که تا به حال نرفتی، با کسایی که تا به حال ندیدی…

تظاهرات ۲۲ بهمن

جای هرکس دیگه بودم می‌اومدم ولی اگر جای این دختر و پسرا بودم که سر هرچهارراه با ترس و لرز از کنار گشت ارشاد رد می‌شن عمراً… دمشون گرم
۲۲ بهمنمون مبارک بود

حودر

خواب می‌دیدم حسین درخشان نشسته بود پیش آقای جعفر سبحانی و داشت حمد و سوره‌ش رو درست می‌کرد. صدای آقای سبحانی شبیه آقای مکارم شیرازی بود. بیدار شدم؛ آقای مکارم داشت نماز ظهر می‌خوند تو تلویزیون…

برای خودم

سوره‌ی مبارکه‌ی صف

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿٢﴾ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴿٣﴾

به شیوه‌ی فرفریون

به طرز اعجاب‌آوری ساعت ۱۲:۳۰ خوابیدم و حالا (۴:۱۵) بیدار شدم
۴ میلی‌ثانیه قبل
اول، آخر، وسط، آیه، سوره، حودر، محمد، رضا، جواد، کوروش، محمدصالح، محسن، ژیگول، منگول، حبه‌ی انگور، بی‌عار و (۲۴۸ نفر دیگر) لایک برای سلمان

اول: ایول!
سوره: آقای زم هم بیدار شده بود یه‌بار.
(۴۰۳۷۸ نظر دیگر)
وسط: منم یه‌بار خوابیدم.
محمدصالح: اِاِ! می‌گم چه‌قدر شبیه … می‌خوابی. نگو داداش … هستی پس :) ولی یادته، کروبی هم خوابید اون شب کذایی‌ها!؟
ژیگول: داداش منم فردا می‌خواد بخوابه ولی چرا بحث رو سیاسیش می‌کنین؟
آخر: دمت گرم
سلمان: از همه‌ی دوستان متشکرم… خیلی خوش گذشت
پایان


چند سال بعد

فرشته‌ی بازجو: ببینم بچه، جوونیتو چه‌طوریا گذروندی؟
سلمان: در حال خوندن خزعبلات مردم و نوشتن خزعبلاتی برای مردم و لایک دادن و لایک گرفتن…
- خب پسرم تشریف ببر اون‌طرف، پذیرایی می‌کنن ازت!
ذات باری‌تعالی، جبرئیل، میکائیل، اصرافیل  و (مابقی فرشتگان) لایک برای فرشته‌ی بازجو

نکته: هرگونه تشابه اسمی کاملا عمدی‌ست :)
نکته: هرگونه عضویت در فرندفید تکذیب می‌شود
نکته: امیدوارم به کسی برنخوره! محض تلنگر بود بیش‌تر…

چمران، چه‌گوارا

آدم‌های مقطعه

C
D
DVD
LCD
LSD
LG
حروف قطعه‌قطعه نازل می‌شوند
حروف قطعه‌قطعه‌مان می‌كنند
ما آدم‌های مقطّعه‌ایم
محصول نسل جدید رایانه‌های Microsoft
و Ford خدای عصر جدید،
پیامبرانش را
با پیام‌های بازرگانی به سوی ما می‌فرستد:
«C
D
DVD
LCD
LSD
LG
ما شما را بیهوده زنده نمی‌گذاریم
شما زنده‌اید
تا باLiberal democracy تفاوت را احساس كنید
زندگی دكمۀ بازگشت ندارد
اما هرگاه میل‌مان بكشد
دكمه‌های مرگ‌تان را می‌فشاریم
پس آیا نشانه‌های ما را در هیروشیما نمی‌بینید؟
آیا عبرت نمی‌گیرید از ویتنام؟
از عراق و افغانستان؟
این است عطای Leviathan:
آزادی به قیمت امنیت
مغز در مقابل شكم
نفت در برابر غذا
ما شما را بیهوده زنده نمی‌گذاریم
شما زنده‌اید تا خرید كنید…»

بسم‌ الله الرحمن الرحیم
اقتربت الساعه و انشق القمر
می‌ترسم از امكانات مانیتورهای SAMSONG
از قابلیت‌های گوشی‌‌های NOKIA
و دوربین‌های SONY
می‌ترسم از میزهای قشنگ
و مدیران خوش‌صحبت
از مجریان دل‌مرده در پخش‌های زنده
از پسران عصبی و تنها
و دختران با روابط عمومی بالا
من كه بماند، پدرم هم می‌ترسد
C
D
DVD
LCD
LSD
LG
ما نسل آدم‌های مقطعه‌ایم، آقای مدیر!
با حرف‌های بریده بریده و سمینارهای ابتر
كه جان می‌دهد برای Bluetooth شدن
و شاهكارمان مسئول روابط عمومی است
كه SMSهای خوبی می‌فرستد
و استاد تشكیل ستاد خبری است
حتی وقتی همه می‌دانند
كه هیچ خبری نیست!
به سم‌ضربۀ اسبان مجاهدان سوگند
می‌ترسم از PRIDE
از MAXIMA
از ELEGANSE
مخصوصاً از پرشیای جناب‌عالی در خیابان Jordan
و نمی‌ترسم از رزمناوهای امریكایی در خلیج فارس
از اتاق‌های جنگ باكم نیست
اما در اتاق شما حس خوبی ندارم!
وقتی چمران را چسبانده‌اید به سینۀ دیوار
و Che Govara در دانشگاه تهران سیگار می‌كشد
از عكس شهدا می‌ترسم
از شمارۀ سریال مشاوران مذهبی
و از آدامس‌فروش‌ها و فاحشه‌های ونك و صادقیه
از همۀ این‌ها می‌ترسم آقای مدیر
اما از قطعنامه‌های شورای امنیت نمی‌ترسم
و از Cristian Amanpour
از آگهی‌های آیندگان و گاج
از فرم‌های كاریابی
از سریال‌های طنز نود قسمتی
از برنامۀ نود
و از پخش مستقیم لیگ‌های انگلیس و آلمان و ایتالیا می‌ترسم
وقتی آمریكا با پرچم Nestle
در رگ‌های شما می‌دود
كه در نمایشگاه‌ها و جشنواره‌ها
حرف‌های كارشناسی می‌زنید
اتوبوس‌ها در ترافیك جوش می‌آورند
از داغی صدای شما
كه از لزوم نقد سازنده می‌گویید
ما روی موج رادیو جوان پیر شده‌ایم
و در صف‌های ورزشگاه آزادی
واحد موسیقی را تعطیل كنید
و كنسرت‌های شجریان را
بگذارید به مدرسه برگردیم
و دسته‌جمعی سرود بخوانیم
واحد تئاتر را تعطیل كنید
و نمایش‌های مذهبی را
بگذارید به مسجدها برگردیم
و روضه بشنویم
آسمان به زمین می‌آید
اگر پای تلویزیون‌ها خوابمان نبرد؟

من:
۱. از شعر نو نشده بود تا حالا این‌قدر لذت ببرم.
۲. هنر دمیدن روح تعهد در انسان‌هاست.
۳. این علی محمد مودب هنرمند است.
۴. قبلا دیده بودمش و امشب دوباره در نامه‌ها ملاحظه شد و اصلش از این‌جاست و بر خلاف رویه حیفم اومد همه‌ش رو نذارم این‌جا.