نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۲/۲۲ ساعت ۱:۳۶ ب.ظ در شخصی, فرهنگ
| کارگردانی |
فیلمنامه |
تناسب فرهنگی |
حضور خدا و پیغمبر |
نمره |
| ۴ |
۳ |
۲ |
۰ |
۳ |
نکته: حداکثر نمره چهار است.
پر از دیالوگهای خوب. پر از تمثیل. اندکی ورود در نوع سینمایی وحشت… حسن فتحی تاریخ معاصر رو خوب میشناسه. بیش از این نمیتونم چیزی بگم، فقط به گمونم اگر یه بار دیگه فیلم رو ببینم میتونم بعضی چیزهاشو که ایندفعه نفهمیدم بفهمم یا بفهمم که خود نویسنده هم نفهمیده چی نوشته.
پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۲ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۲/۲۱ ساعت ۱۱:۵۶ ق.ظ در شخصی, فرهنگ
| کارگردانی |
فیلمنامه |
تناسب فرهنگی |
حضور خدا و پیغمبر |
نمره |
| ۳ |
۲ |
۲ |
۱ |
۱ |
نکته: حداکثر نمره چهار است.
نیمهی اول داستان خوب بود. کمکم به این نتیجه میرسم که شروع یه داستان خوب هیچ کاری نداره. اصل پایانبندیه…
پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۴ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۲/۲۰ ساعت ۶:۰۳ ق.ظ در شخصی, فرهنگ
| کارگردانی |
فیلمنامه |
تناسب فرهنگی |
حضور خدا و پیغمبر |
نمره |
| ۳ |
۴ |
۲ |
۱ |
۲.۵ |
نکته: حداکثر نمره چهار است.
یک طنز اجتماعی تلخ.
پیوند یکتا | پیوند بازتاب | بدون پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۲/۱۹ ساعت ۴:۳۲ ب.ظ در شخصی
رفیق! یادته میگفتی همهچی عین سراب میمونه؟
میگفتی به هرچیزی که میرسی میبینی اونی نیست که دیده بودی؟ اونی نیست که فکر کرده بودی؟
یادته؟
من به این رسیدم …
هیچچیزی اونی نیست که فکر میکردم.
پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۱۲ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۲/۱۹ ساعت ۴:۱۵ ب.ظ در شخصی, فرهنگ
| کارگردانی |
فیلمنامه |
تناسب فرهنگی |
حضور خدا و پیغمبر |
نمره |
| ۲ |
۱ |
۱ |
۱ |
۱ |
نکته: حداکثر نمره چهار است.
نکته: من اگر به جای دوستان مسئول سینمایی وزارت ارشاد بودم ممنوع میکردم بهصورت علنی نماز خوندن و روزهگرفتن رو نشون بِدَن تو فیلمها. اونوقت میدیدیم به چه هنرمندیای نمازخوندن نشون داده میشد.
نکته: تو فیلم نشونههایی دیده میشه که حضورشون هیچ ضرورتی نداره. اعنی به زور گنجونده شدن و مفاهیم خاصی رو القا میکنن به بیننده. از جمله، نوجوونی که تمرین خونندگی میکنه و کتابی که جلوی دهنش به جای میکروفون گرفته یکی از کتابهای صادق هدایته؛ خانومه مسلمونه و برای شفای شوهرش نماز(!) هم میخونه ولی از این عرفانهای هندی و بودایی هم بهرهمنده. «دودِ عود» و اون مدل نشستنها شبیه شاموراییها و «دستتو بذار رو قلبت و به یه موضوع خوب فکر کن؛ مثلا عشق!» و اشاره به «پیرمرد شوشتری» که «از همهی دنیا مرید داره» و …
نکته: شرمندهی پولش میشه هرکی بره این فیلم رو ببینه…
پسنگاشت: یه مورد دیگه هم دختر یهودیایه که نقش اول مرد ماجرا قبل از ازدواج و بریدن از خونواده خاطرخواهش شده بوده. یهودی! (و هیچ ربطی به داستان نداره که بگیم به دلیل خاصی یهودیه)
پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۲ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۲/۱۸ ساعت ۱۱:۴۵ ق.ظ در شخصی, فرهنگ
| کارگردانی |
فیلمنامه |
تناسب فرهنگی |
حضور خدا و پیغمبر |
نمره |
| ۳ |
۲ |
۳ |
۱ |
۲.۵ |
نکته: حداکثر نمره چهار است.
نکته: نیمساعت اول فیلم حرف نداره. یعنی داستان با یهسری شخصیتهای جدا از هم شروع میشه و بعد از نیمساعت ارتباطشون با هم معلوم میشه. این وسط یه زبان تمثیلی هم خواسته بگنجونه توی فیلم که در نهایت نمیتونه درست از تمثیلها استفاده کنه. آخر کار به نظر میآد که داستان سر و ته نداره. پا در هواست. مثلا یکی از تمثیلها لاکپشتهایی هستن که یه آلمانی ۳۰ سال پیش تو قشم پلاکگذاری کرده بوده و نظریهش این بوده که اینها میرن برای خودشون میگردن و بعد از ۳۰ سال همه برمیگردن اینجا برای تخمگذاری؛ برمیگردن به وطن … عاشقترین موجودات… بعد این رو یه جورایی میخواد به سیسالگی انقلاب و بازگشت گریختگان دمِ انقلاب ربط بده که خب خیلی خوب از آب در نمیآد.
پسنگاشت: یکی از اتفاقات مبارک و میمونی که تو این فیلم افتاد این بود که بازیگران زن و مرد داستان در واقع هم زن و شوهر بودن… خیلی خوب بود.
پیوند یکتا | پیوند بازتاب | یک پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۲/۱۷ ساعت ۹:۴۸ ق.ظ در شخصی, فرهنگ
| کارگردانی |
فیلمنامه |
تناسب فرهنگی |
حضور خدا و پیغمبر |
نمره |
| ۲ |
۱ |
۲ |
۱ |
۱ |
نکته: حداکثر نمره چهار است.
نکته: به درد گروه سنی دبستان شاید بخوره
پیوند یکتا | پیوند بازتاب | بدون پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۲/۱۷ ساعت ۹:۴۳ ق.ظ در شخصی, فرهنگ
| کارگردانی |
فیلمنامه |
تناسب فرهنگی |
حضور خدا و پیغمبر |
نمره |
| ۳ |
۳ |
۴ |
۱ |
۲.۵ |
نکته: حداکثر نمره چهار است.
نکته: نکتهای که به ذهنم رسید بعد از فیلم و فکر کردم منتقدا(!) بدونن بد نیست اینه که شروع حمله به خرمشهر ۱۲ ذیالقعده سال ۱۴۰۰ هجری قمری هست. فیلم ماجرای حمله رو از دید فرشته(نقش اول زن ماجرا) نشون میده. بعد از اینکه یکبار «یک روز بعد» و یکبار «۳ روز بعد» و یکبار «۷ روز بعد» رو اعلام میکنه، توی یه سکانس، فرشته نگاه میکنه به آسمون و ماه کامل رو میبینه… همین!
پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۳ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۲/۱۵ ساعت ۱۲:۲۵ ب.ظ در شخصی, فرهنگ
| کارگردانی |
فیلمنامه |
تناسب فرهنگی |
حضور خدا و پیغمبر |
نمره |
| ۳ |
۲ |
۲ |
۰ |
۱ |
نکته: حداکثر نمره چهار است.
نکته: اگر از فیلم اضافات الناز شاکردوستش رو حذف میکردن یه فیلم کوتاه ۲۰ دقیقهایِ خوب در میاومد ازش
پیوند یکتا | پیوند بازتاب | یک پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۲/۱۴ ساعت ۱۰:۰۵ ق.ظ در شخصی, فرهنگ
| کارگردانی |
فیلمنامه |
تناسب فرهنگی |
حضور خدا و پیغمبر |
نمره |
| ۳ |
۰ |
۱- |
۰ |
۱ |
نکته: حداکثر نمره چهار است.
نکته: در مورد چیزهایی که سررشتهای ندارم یا اظهار نظر در موردشون تخصص میخواد (مثلا موسیقی یا نورپردازی و …) نظری نخواهم داد.
نکتهی انحرافی: همهی ارقام تعداد بازدیدکنندگان در این لحظهی تاریخی شده ۳!
پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۴ پاسخ