نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۸/۰۳/۲ در اجتماعی
دیشب آشغالها رو بردم بذارم سر کوچه. بر که میگشتم، جلوی در خونه یه پرایدی نگه داشت. دوتا از دخترای خوابگاه جلوی خونه از توش پیاده شدن. چندین بار تشکر کردن و تکرار میکردن که «خیلی ممنون. خیلی خوش گذشت…» یه لحظه دوست داشتم سطل آشغالو بکوبم تو سرم، وقتی که تصور میکردم پدر مادر [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۲۴ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۸/۰۲/۶ در اجتماعی, مثلاً سیاسی
تفاوت زیاده بین کسی که احزاب سعی میکنن به خودشون منتسبش کنن با کسی که سعی میکنه احزاب رو به خودش منتسب کنه هر دو هم به زور
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۹ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۸/۰۲/۵ در اجتماعی, مثلاً سیاسی
میگه: «پسر عمهم استاد تمامه؛ فقه درس میده؛ میگفت: «اگر ایندفعه احمدینژاد رای بیاره، دیگه به هیچ گدایی کمک نمیکنم.»» پسنگاشت: خدایش با «خشی» و «بیل» محشور کناد …
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۷ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۸/۰۱/۶ در اجتماعی, مذهبی
قبلتر در مورد استر و مردخای چیزکی نوشته بودم. همینطور در مورد جشن یهودی پیوریم. چند نکتهی قابل توجه: ۱. در جشن پوریم، خوردن شیرینیها و کیکهای مخصوص پوریم که با خشخاش تهیه میشود، یکی از نکات برجسته عید است که «گوش هامان» (به عبری: אוזני המן) نامیده میشود. از ویکیپدیا لامصبا گوش هامان رو [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۱۶ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۲/۶ در اجتماعی, مثلاً سیاسی, مذهبی
در چنین روزی امت پدری مهربان را از دست داد… بیپدر شدیم. نسبت به عشق و ارادت برادران سنی به پیامبر غبطه میخورم. یا ایهاالانسان! ماغرک بربک الکریم؟ + (البته حیف اسم انسان برای بعضی) دیگران: حسین جعفریان، ترنم تو
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۳۸ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۱/۲۷ در اجتماعی, مثلاً سیاسی
حامد کرزای کشتار غیرنظامیان افغان توسط نیروهای خارجی رو محکوم کرد + و + موج انفجارها و عملیات انتحاری در مرکز افغانستان شروع شد + و + ایران ماهوارهی امید رو به وسیلهی موشک سفیر ۲ به فضا پرتاب کرد + بر اثر یک اتفاق (بهنظرم بیسابقه) دو تا ماهواره با هم برخورد کردن + [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۱۰ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۱/۲۳ در اجتماعی
جای هرکس دیگه بودم میاومدم ولی اگر جای این دختر و پسرا بودم که سر هرچهارراه با ترس و لرز از کنار گشت ارشاد رد میشن عمراً… دمشون گرم ۲۲ بهمنمون مبارک بود
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۱۵ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۱/۲۲ در اجتماعی, شخصی
خواب میدیدم حسین درخشان نشسته بود پیش آقای جعفر سبحانی و داشت حمد و سورهش رو درست میکرد. صدای آقای سبحانی شبیه آقای مکارم شیرازی بود. بیدار شدم؛ آقای مکارم داشت نماز ظهر میخوند تو تلویزیون…
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۷ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۱/۱۰ در اجتماعی
به طرز اعجابآوری ساعت ۱۲:۳۰ خوابیدم و حالا (۴:۱۵) بیدار شدم ۴ میلیثانیه قبل اول، آخر، وسط، آیه، سوره، حودر، محمد، رضا، جواد، کوروش، محمدصالح، محسن، ژیگول، منگول، حبهی انگور، بیعار و (۲۴۸ نفر دیگر) لایک برای سلمان اول: ایول! سوره: آقای زم هم بیدار شده بود یهبار. (۴۰۳۷۸ نظر دیگر) وسط: منم یهبار خوابیدم. [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۳۰ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۱/۸ در اجتماعی, شعر
آدمهای مقطعه C D DVD LCD LSD LG حروف قطعهقطعه نازل میشوند حروف قطعهقطعهمان میكنند ما آدمهای مقطّعهایم محصول نسل جدید رایانههای Microsoft و Ford خدای عصر جدید، پیامبرانش را با پیامهای بازرگانی به سوی ما میفرستد: «C D DVD LCD LSD LG ما شما را بیهوده زنده نمیگذاریم شما زندهاید تا باLiberal democracy تفاوت [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۲۰ پاسخ