نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۰/۲۷ در قرآن, مذهبی
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿١٠﴾ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ۚ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿١١﴾ سورهی مبارکهی صف وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ ۖ فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ مُّحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ ۙ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۱۰ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۰/۱۴ در ابلهانه, اجتماعی, مذهبی
یکم: دوستانی که میگفتن «وای اگر خامنهای حکم جهادم دهد …» لطفاً خفه شن و خفه میشم. یا اگر نخواستید خفه شید در حالی که شعار میدید سعی کنید چهرهی حسنی مبارک رو تصور کنید که پوزخند میزنه بهتون. دوم: امسال عزاداری محرم را تحریم میکنم. چرا که عرضهی شناخت شمر و امام حسین زمان [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۴۵ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۱۰/۸ در مذهبی
باید وصیتنامهای بنویسیم… پسنگاشت: فان الجهاد باب من ابواب الجنة فتحه الله لخاصة اوليائه
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۱۱ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۰۹/۲۲ در اجتماعی, فحاشی, مذهبی
وبلاگ این بشر رو چندوقتی هست که بیشتر میبینم (و البته این از باب تنفره تا چیز دیگه) دوست دارم دقت کنیم به تفاوت سطح شعور افراد یکی درس آخوندی میخونه، میشه طلبهی سیرجانی یکی میشه راوی ارتباطاتش بامتعهش یکی میشه امام موسی صدر، بین اون همه شیعه و سنی و مسیحی جا باز میکنه [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۹۸ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۰۹/۱۷ در ابلهانه, اجتماعی, قرآن, مذهبی
نکتهی اول: فردا روز عرفهست. یه رابطهی ظریفی بین امام حسین(علیهالسلام) و دعای عرفه و خداوند و … ؟! و یک نفر دیگه نهفتهست تو این دعای عرفه. هر کس مشتاقه بدونه کی، فرداهه رو دقت کنه به دعا. (این یعنی اینکه من خیلی باحالم؟ خیلی چیز میدونم؟ خیلی …؟ پس خاک بر سرم) نکتهی [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۱۸ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۰۹/۱۵ در شخصی, عکاسی, عکس قشنگ, قرآن
سورهی مبارکهی زمر قُلْ يَـٰعِبَادِىَ ٱلَّذِينَ أَسْرَفُوا۟ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا۟ مِن رَّحْمَةِ ٱللَّهِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَغْفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ (۵۳) وَأَنِيبُوٓا۟ إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا۟ لَهُۥ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ ٱلْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ (۵۴)
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۷ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۰۸/۲۷ در ابلهانه, شخصی, قرآن
برای بهتر دیدن آیات کریمهی قرآن قلم عثمانطه رو نصب کنید إِنَّا عَرَضْنَا ٱلْأَمَانَةَ عَلَى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱلْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا ٱلْإِنسَـٰنُ ۖ إِنَّهُۥ كَانَ ظَلُومًۭا جَهُولًۭا از تمامی دوستان و آشنایان درخواست میشود (عاجزانه) که پیوند «وبلاگ من» را بردارند از سیاههی پیوندهاشان. پسنگاری: خوشحالم از اینکه نشونهای جدید پیدا کردم [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | دیدگاهها خاموش
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۰۸/۲۲ در ابلهانه, اجتماعی, مذهبی
ذیالقعده سنه ۶۷۵ قمری پدر: پسرم انار بخور! پسر: چرا پدر؟ پدر: انار میوهی بهشتیه. پسر: چشم پدر. …………………………………… نوامبر سال ۲۰۰۸ میلادی بابا: پسرم انار بخور! بچه: نمیخوام. بابا: دِ بخور بچه! برات خوبه. کلی خاصیت داره. بچه: مثلا چه خاصیتی داره؟ بابا: ویتامین آ و ب و ث و دِ داره… بخور بچه: [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۶ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۰۸/۱۴ در مذهبی, واسه دل
رودی رو تصور کنید که از سرچشمه که شروع به جریان کرده، همینطور پاک و زلال داره مسیرشو طی میکنه. جایی از این مسیر یک نفر از گوشهی رود، یه شیشه جوهر سیاه میریزه تو آب. توی اون مقطع از رود فقط همون گوشه سیاه میشه… هرچی جلوتر میری، سیاهی گرچه شدتش کم میشه، ولی [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۶۴ پاسخ
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۰۷/۱۱ در شخصی, قرآن
فرمایش خداوند در سورهی انبیا: إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَـٰذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُونَ ﴿٥٢﴾ قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِينَ ﴿٥٣﴾ قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٥٤﴾ قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ﴿٥٤﴾ ترجمهی ایتالله مکارم شیرازی: آن هنگام که به پدرش (آزر) و قوم او گفت: «این مجسمههای [...]
برچسب کردن این موضوع | پیوند یکتا | پیوند بازتاب | ۶۱ پاسخ