بایگانی برای دسته بندی' طنز' .

ندای وظیفه

اولش: کارمند جدیدی اومده شرکت که توی یه اتاق جداگونه می‌شینه و با بچه‌ها خیلی نمی‌جوشه هنوز. شاید به دلیل تفاوت سنی‌اش باشه. نمی‌دونم. اما کلا هم آدم ساکتی هست و توی خودش. دومش: بعد از ساعت اداری یکی از جملات سوالی که زیاد شنیده می‌شه بین بچه‌ها «استارت کنیم؟» هست. این به معنی این [...]

کلمات کلیدی

ملت با این کلمات کلیدی «وبلاگ من» رو جستن داستان کوتاه بالا ۱۸ دانش‌جویی دادگاه جاسبی عکس‌های کمی بد فک گوسفند انشا در مورد حجاب وبلاگ های امام حسین گوسفند شیطون رایانه وبلاگ شخصیه بازیگران عکس گنجشک دعا جهت دل بردن از دیگران توله سگ تاریخچه پارک لاله تاریخچه اتاق ریکاوری از محبت خارها گل [...]

سر و خاک

یک: بدون تعارف، خاک بر سرمون دو: بدون تعارف، خاک بر سرشون (زنده باد عدالت‌خواهی و مبارزه با فساد اقتصادی) پس‌نگاری: برادر کجایی سیگنال‌هایی که برادر داره می‌فرسته رو می‌گیرید؟ آیا طوفانی در راهه؟ … خدا عالمه! به هر حال به نظرم اتفاق مبارکیه. دم عباس پالیزدار گرم! قبلاً از بزغاله‌های عزیز عذر می‌خوام… این [...]

اطلاعاتم بسی اندک است…

۱: بعد از نماز مغرب و عشا رفتم دور حوض جلوی مسجد(بچه‌های دانش‌گاه تهران می‌دونن اون‌جا چه موقعیت استراتژیکی واسه گروه زیسته!) یه‌کم دور بزنم. قورباغه‌ها توجهم رو جلب کردن… پیش یکیشون نشستم یکم به حرف دلش گوش کردم. بعد دیدم یه گربه، خیلی قشنگ کمین کرده، منتظر می‌مونه تا این قورباغه‌ها بیان لب حوض، [...]

خدا رو شکر

خیلی شادن واسه خودشون! واقعاً پَرتن! ببینید یکی دیگه