بایگانی برای دسته بندی' شخصی' .

کفتر

احساس می‌کنم شبیه اون کفتری که ابراهیم فیلمشو گرفته بود شدم

مردم

اخیرا چندتا از نوشته‌های مربوط به ماجراهای بعد از انتخاباتم رو داشتم می‌خوندم که متوجه یک اشتباه فاحش شدم. چند بار به طرز ناشیانه‌ای برای خطاب عده‌ای از معترضین به نتیجه انتخابات از کلمه‌ی «مردم» استفاده کردم که همین‌جا از مردم معذرت می‌خوام. اصلا یکی از دلایل این‌که وبلاگ می‌نویسم اینه که بعدا بخونم و [...]

چند عکسی که اخیرا گرفتم

گلی که اسمش رو هم نمی‌دونم، باغ‌چه‌ی حیاط شکوفه‌های بهاری، ارتفاعات شمال تهران شکوفه‌ی بهاری، ارتفاعات شمال تهران دو ردیف درخت بزرگ‌سال، ارتفاعات شمال تهران غروب خورشید در آینه خودرو، جاده اردستان-نایین غروب خورشید، جاده اردستان-نایین درخت‌های انار حیاط خانه‌ی حاجی‌بابا، یزد، وسط کویر گربه‌ی غرانِ عمو (نامش مادربزرگ است)، خانه‌ی حاجی‌بابا [حقیقتش عکس منتخب [...]

دوچرخه‌ی قدیمی*

*: این دوچرخه متعلق به پدربزرگِ مرحوم است که گوشه‌ی حیاط خاک می‌خورَد.

ندای وظیفه

اولش: کارمند جدیدی اومده شرکت که توی یه اتاق جداگونه می‌شینه و با بچه‌ها خیلی نمی‌جوشه هنوز. شاید به دلیل تفاوت سنی‌اش باشه. نمی‌دونم. اما کلا هم آدم ساکتی هست و توی خودش. دومش: بعد از ساعت اداری یکی از جملات سوالی که زیاد شنیده می‌شه بین بچه‌ها «استارت کنیم؟» هست. این به معنی این [...]

تشییع

معلم زبانی داشتیم که روحیات منحصر به فردی داشت. بعضی وقت‌ها که قاطی می‌کرد شروع می‌کرد بی‌پرده صحبت کردن. یادم نیست یک‌بار سرِ چی شد که یاد مراسم تشییع شاملو افتاد و می‌گفت یه عده جنب دنبال جنازه‌ش راه افتاده بودن و … برای یادآوری آینده‌ها: امروز آقای منتظری دار فانی رو وداع گفت.

یک پروانه در اردستان

توی شهرستان اردستان رفتیم ناهار بخوریم. بعد از ناهار یه پروانه روی گل نشسته بود که گرفتیم عکسش رو. حاصل: برای دیدن عکس بزرگ‌تر و صد البته با جزئیات بیش‌تر رویش تلیک کنید

۱۳ آبان سبز

صبح ساعت ۸:۰۰ زدم بیرون از خونه. باید ۸:۳۰ سر کلاس می‌بودم. ۱۰ دقیقه‌ای دیر رسیدم. از اون‌طرف هم ۹:۴۰ کلاس تموم شد. مردد بودم که یه سر برم دانش‌گاه یا برم سر کار. که گفتم ضرری نداره یه سری بزنم. قرار بود دانش‌گاه امروز سبز باشه. زندگی عادی جریان داشت. تعدادی از بچه‌ها بسکت‌بال [...]

زنده‌ام

نمی‌دونم از آخرین چیزی که این‌جا نوشتم دقیقا چه‌قدر می‌گذره یه هفته‌ای می‌شه که علت دوریم از این‌جا مرتفع شده. از دوستانی که ازشون دعا خواسته بودم و این‌کار رو کردن متشکرم. باورم نمی‌شد که تموم بشه. می‌خوام باز این‌جا بنویسم و قصدم اینه که متفاوت از گذشته باشه یاعلی

خواب

تو این دنیای مجازی می‌خوام بخوابم چند صباحی البته تو خواب اعمال غیرارادی هم‌چنان ادامه خواهند داشت