بایگانی برای دسته بندی' ابلهانه' .

سوتی

دیدم می‌گه «ای بابا… گل خوردیم». رفتم دیدم داره فوتبال پیروزی با یه تیم قطری – به گمونم – رو می‌بینه. گفتم نه بابا اشتباه می‌کنی. ما یک هیچ جلوییم. دقت کرد، گفت نه! ما گل خوردیم. گفتم نگاه جلوی اسم تیم اونا زده یک، جلوی تیم پیروزی زده صفر دیگه…
اون موقع کاملا مطمئن بودم [...]

زمستان، ذغال و سیاهی

نامشخص

while 1>=1; do mplayer Music/migozarad_karevan.mp3; done;

پس‌نگاشت: اشکالی که در دستور بالا هست اینه که علاوه بر کاری که ازش می‌خوایم یه کار دیگه هم می‌کنه و اون ساختن یک فایل به نام 1 و نوشتن =1 در اوست…
پس‌نگاشت: اشکالی که در پس‌نگاشت قبلی هست اینه که فایلی که ساخته می‌شه اسمش 1= و مقداری که [...]

غزه

یکم: دوستانی که می‌گفتن «وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد …» لطفاً خفه شن و خفه می‌شم. یا اگر نخواستید خفه شید در حالی که شعار می‌دید سعی کنید چهره‌ی حسنی مبارک رو تصور کنید که پوزخند می‌زنه بهتون.
دوم: امسال عزاداری محرم را تحریم می‌کنم. چرا که عرضه‌ی شناخت شمر و امام حسین زمان رو [...]

قرآن

نکته‌ی اول:
فردا روز عرفه‌ست. یه رابطه‌ی ظریفی بین امام حسین(علیه‌السلام) و دعای عرفه و خداوند و … ؟! و یک نفر دیگه نهفته‌ست تو این دعای عرفه. هر کس مشتاقه بدونه کی، فرداهه رو دقت کنه به دعا. (این یعنی این‌که من خیلی باحالم؟ خیلی چیز می‌دونم؟ خیلی …؟ پس خاک بر سرم)
نکته‌ی دوم:
قبل‌تر گفته [...]

ظلوما جهولا

برای به‌تر دیدن آیات کریمه‌ی قرآن قلم عثمان‌طه رو نصب کنید
إِنَّا عَرَضْنَا ٱلْأَمَانَةَ عَلَى ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱلْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا ٱلْإِنسَـٰنُ ۖ إِنَّهُۥ كَانَ ظَلُومًۭا جَهُولًۭا
از تمامی دوستان و آشنایان درخواست می‌شود (عاجزانه) که پی‌وند «وبلاگ من» را بردارند از سیاهه‌ی پی‌وندهاشان.
پس‌نگاری: خوش‌حالم از این‌که نشونه‌ای جدید پیدا کردم از رابطه‌ی حضرت [...]

گفت‌و‌گو

ذی‌القعده سنه ۶۷۵ قمری
پدر: پسرم انار بخور!
پسر: چرا پدر؟
پدر: انار میوه‌ی بهشتی‌ه.
پسر: چشم پدر.
……………………………………
نوامبر سال ۲۰۰۸ میلادی
بابا: پسرم انار بخور!
بچه: نمی‌خوام.
بابا: دِ بخور بچه! برات خوبه. کلی خاصیت داره.
بچه: مثلا چه خاصیتی داره؟
بابا: ویتامین آ و ب و ث و دِ داره… بخور
بچه: خب! همین؟
بابا: ویتامین ب باعت تقویت اعصاب می‌شه؛ ویتامین ب۶ هم ضد [...]

اولین داستان کوتاه

نگرانی را می‌شد تو چشم‌های همه دید. هر کسی چیزی می‌گفت. قضیه مربوط بود به پسر کوچک‌تر؛ که دوباره بی‌اجازه رفته بود بیرون. همه خاطره‌ی بچه‌ی هم‌سایه را یادشان می‌آمد که چه‌طور له شده بود و جسدش شالاپ افتاده بود توی آب. که چه‌طور هنوز پایش می‌جنبید. که مادرش چه‌قدر ضجه زده بود ولی هیچ‌کس [...]

حَسَن جسمانی

فرض کنید!
مقام معظم ره‌بری در حال توصیه به نخبه‌گان سیاسی:
یک چیز دیگری که این روزها انسان مشاهده می‌کند که این را هم می‌خواهم خواهش کنم به خصوص از نخبگان که توجه کنند؛ قضاوت‌هایی در مورد مسائل دولت و کارهای دولت است؛ این از آثار نزدیک شدن دوره انتخابات است … خاصیت انتخابات این است که [...]

تاول

کسی صبح تا ظهر چاه بکنه؛
اذان ظهر که می‌شه بیاد برا نماز؛
سعی هم بکنه کف دستشو بچسبونه زمین؛ روی خاک!
با سوزش تاول‌های ترکیده چی‌کار کنه؟

راز این نوشته هم بماند بین من و رفیق و شاید هم‌سرش و چند تن از رجال غیب، یحتمل!
یاعلی مددی