بایگانی برای دسته بندی' کتاب و کتاب‌خوانی' .

معرفی کتاب خارجی

در ادامه‌ی معرفی کتاب‌هایی که می‌خونم این‌بار یک کتاب به زبان عربی معرفی می‌کنم. این کتاب بسیار قدیمی هست اما با این قدمتش هنوز از لحاظ شمارگان جزو پرتعدادترین‌هاست. نکته‌ی عجیب در مورد این کتاب اینه که می‌گن نویسنده‌ی خاصی نداره. یعنی کسی که بنشینه و بنویستش. این‌طور می‌گن که محتویات کتاب رو خدا از […]

سفر به اورشلیم

بخشی از کتابی‌ست در حوزه‌ی کودک و نوجوان به نام «بازی‌هایی برای تقویت احساس» [اگر اشتباه نکرده باشم]. طرح جلدش دخترکی بود که پسرکی را می‌بوسید و لپ‌هاشان گل انداخته بود. برداشتم و به تصادف صفحه‌ای را باز کردم. نتیجه چیزی بود که در تصویر می‌بینید. جالب است؛ تصور کنید چه فرهنگی(!) با چه هدفی […]

دختران راهی دیگر

کتابی است که به همت یک مادر آمریکایی گردآوری و تنظیم و نوشته شده. مادر(کارُل) که یک مبلغ مسیحی است، متوجه می‌شه که دخترش (جُدی) پس از آشنایی با یک پسر مسلمون، مسلمون شده … ابتدا دچار سردرگمی می‌شه ولی از اون‌جا که تو مدرسه وظیفه‌ی مشاوره دادن هم داشته، سعی می‌کنه تو یه تعامل […]

سفر به گرای ۲۷۰ درجه

کتاب خوبی است! از احمد دهقان. یه‌چیزی تو مایه‌های «پسران نیمه‌شب» که قبلاً ذکرش رفت ولی با قدرت قلمی به مراتب بیش‌تر. بیش‌تر اوقات نویسنده در حال توصیف است. توصیف حال خود، فضای اطراف، احوال دیگران و … و در فضایی کاملاً حقیقی به غیر از بخش‌های معدودی مثل نمونه‌ی زیر. یکی از صحنه‌هایی که […]

بی‌وتن

بعد از مدت‌ها که هیچ‌کدوم از برنامه‌های دانش‌گاه به برنامه‌م نمی‌خورد، امروز «نشست نقد و بررسی بی‌وتن» بسیار حال داد. بگذریم از بدشانسی اول جلسه که یهو برق رفت! فکرشو بکن، امیرخانی و دکتر یگانه اومده بودن نشسته بودن ردیف آخر صندلی‌ها، که برق رفت… بچه‌ها که هیچ چیز دیگه به فکرشون نمی‌رسید، به هر […]

میرشکاک

این آدم رو تازه کشف کردم! گرچه قبلاً تو فیلم «فقر و فحشا» دیده بودمش، ولی فکر نمی‌کردم این‌قدر دهاتی و بی‌کله و دیوونه و عاشق و قر و قاطی و …(کلی چیز دیگه شبیه اینا که گفتم) باشه! «یوسفعلی میرشکاک»… چند تا از چیزایی که امشب ازش خوندم یا می‌خوام بخونم: سنت؛ مدرنیته؛ هویت […]

آقای نویسنده

محل کار یه کتاب‌خونه هست که بازمانده از زمان مدرسه‌گی اون ساختمونه. کلی کتاب قشنگ توش هست. به طور اتفاقی رفتم یه کتاب که عنوانش «سوره، مجموعه داستان، دفتر اول-دفتر دوم» بود رو برداشتم… بیش‌تر به این دلیل که انتشارات «من او»ی رضا امیرخانی، سوره بود. دی‌ماه ۱۳۶۰ چاپ شده و تیراژش ۳۰۰۰۰ نسخه بود! […]

پسران نیمه شب …

یک: “پسران نیمه شب”، نام رمانیه که سه-چهارشب پیش تمومش کردم؛ البته خوندنش رو. از “داود امیریان”. اول کتاب نوشته بود، “رمان نوجوان”. گفتم اشکالی نداره، حالا واسه نوجوون‌هاهم اگه نوشته باشه بد نیست. ولی هر‌چی بیش‌تر خوندم، بیش‌تر پشیمون شدم. آخر سر به این نتیجه رسیدم که احتمالاً نویسندش نوجوون بوده. طرف فکر کرده […]

«از به»

دیشب ساعت ۱۱:۱۵ رفتم کتاب «هفت سپهر» رو بردارم یه کم شعر بخونم! چشمم خورد به «از به» رضا امیرخانی … یادم رفته بود داریمش. سر از کتاب برداشتم دیدم ساعت ۲:۱۵ شده. گر چه به گرد پای «من او» هم نمی رسه ولی قشنگ بود.