<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: حاج احمد متوسلیان</title>
	<atom:link href="http://salman.mohammadi.ir/blog/1388/09/haj-ahmad-motavaselian/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1388/09/haj-ahmad-motavaselian/</link>
	<description>وبلاگی برای خودم :)</description>
	<lastBuildDate>Sat, 10 Jul 2010 20:58:55 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
	<item>
		<title>با: آ. امامی</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1388/09/haj-ahmad-motavaselian/#comment-4259</link>
		<dc:creator>آ. امامی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=782#comment-4259</guid>
		<description>سلام
این بحث رو دیدم. گفتم یه چیز بگم بد نیست. یادمه دوسال پیش بایکی از دندونپزشک ها صحبتی به میون اومد اونم از همین صحبت عدالت خدا و ... . من می گفتم خوب بعضی وقتها آدم یه چیزهایی می بینه که احساس میکنه نعوذ بالله خداعدالتش واسش زیر سؤال میره! و چند تا مثال زدم... .
خیلی برام جالب بود که دکتر هم سریع به من گفت منم قبلاً همینطور فکر می کردم اما یه مدت تو ذهنم این شبهه چرخ می زد تا خودم به این نتیجه رسیدم که خوابی که انسان می ره تو همه مشترکه و این خواب زمانی انجام میشه که حالات درونی انسان به یک تعادل برسه اونموقع می خوابه بالاخره زندگی هرکسی با دیگری متفاوته به فرض مثال: یکی میلیاردره اما یه گرهی تو زندگیش داره و یکی هم فقیره اما یه موهبتی تو زندگیش داره که حاضره اونو در عین فقیری داشته باشه و به همین منوال سوژه های متفاوت دیگه؛ یه جور دیگه در مورد اختیار و عدالت انسان هم خودش به این نتیجه رسیده بود( این که می گم خودش به این نتیجه رسیده بود یعنی در واقع درون خودش این شبهه ها رو اینطوری هضم می کرد) که اینجوری می گفت: می گفت یه ماشین حساب (که مثال کوچیکی از دست ساخته های فنی بشری است) رو در نظر بگیر ! این سیستم رو بالاخره یک نفر ساخته که در اون شکی نیست؛ اما اینکه ما با اون کار می کنیم به مثابه هر کلیدی که بر روی اون می زنیم، جوابی که به ما می ده متفاوته و این تفاوت از چگونگی استفاده ما از اون هست. مثلاً فردی کلید 2 را می زند بعد * را می زند و مساوی اونوقت به اون جواب می ده 4 . خوب حالا: چه کسی کلید 2 را زد؟ چه کسی کلید * را زد و... .  یکی هم می تونه این ماشین حساب بندازه تو دست و پا خراب بشه و یا یکی دیگر می تونه با این ماشین حساب محاسبات سنگین تری انجام بده. نمی شه که کلید 2* 2 رو بزنی و توقع داشته باشی جوابت بشه 5 و یا ...! سرتو درد نیارم خلاصش م یگفت یعنی اینکه تو این دنیا هم هر کلیدی رو که تو زدی باید توقع جوابی در پی اون باشی . تو اختیار داری هر کلیدی رو بزنی. اگر بخواهی به جواب درست  برسی می بایست مسیرهای قبلی رو درست بری تا نتجه خوبی داشته باشی.
( نمی دونم تونستم مثل اون دکتره بیان کنم یا نه.و لی اون که می گفت خیلی تو دلم نشست)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
این بحث رو دیدم. گفتم یه چیز بگم بد نیست. یادمه دوسال پیش بایکی از دندونپزشک ها صحبتی به میون اومد اونم از همین صحبت عدالت خدا و &#8230; . من می گفتم خوب بعضی وقتها آدم یه چیزهایی می بینه که احساس میکنه نعوذ بالله خداعدالتش واسش زیر سؤال میره! و چند تا مثال زدم&#8230; .<br />
خیلی برام جالب بود که دکتر هم سریع به من گفت منم قبلاً همینطور فکر می کردم اما یه مدت تو ذهنم این شبهه چرخ می زد تا خودم به این نتیجه رسیدم که خوابی که انسان می ره تو همه مشترکه و این خواب زمانی انجام میشه که حالات درونی انسان به یک تعادل برسه اونموقع می خوابه بالاخره زندگی هرکسی با دیگری متفاوته به فرض مثال: یکی میلیاردره اما یه گرهی تو زندگیش داره و یکی هم فقیره اما یه موهبتی تو زندگیش داره که حاضره اونو در عین فقیری داشته باشه و به همین منوال سوژه های متفاوت دیگه؛ یه جور دیگه در مورد اختیار و عدالت انسان هم خودش به این نتیجه رسیده بود( این که می گم خودش به این نتیجه رسیده بود یعنی در واقع درون خودش این شبهه ها رو اینطوری هضم می کرد) که اینجوری می گفت: می گفت یه ماشین حساب (که مثال کوچیکی از دست ساخته های فنی بشری است) رو در نظر بگیر ! این سیستم رو بالاخره یک نفر ساخته که در اون شکی نیست؛ اما اینکه ما با اون کار می کنیم به مثابه هر کلیدی که بر روی اون می زنیم، جوابی که به ما می ده متفاوته و این تفاوت از چگونگی استفاده ما از اون هست. مثلاً فردی کلید ۲ را می زند بعد * را می زند و مساوی اونوقت به اون جواب می ده ۴ . خوب حالا: چه کسی کلید ۲ را زد؟ چه کسی کلید * را زد و&#8230; .  یکی هم می تونه این ماشین حساب بندازه تو دست و پا خراب بشه و یا یکی دیگر می تونه با این ماشین حساب محاسبات سنگین تری انجام بده. نمی شه که کلید ۲* ۲ رو بزنی و توقع داشته باشی جوابت بشه ۵ و یا &#8230;! سرتو درد نیارم خلاصش م یگفت یعنی اینکه تو این دنیا هم هر کلیدی رو که تو زدی باید توقع جوابی در پی اون باشی . تو اختیار داری هر کلیدی رو بزنی. اگر بخواهی به جواب درست  برسی می بایست مسیرهای قبلی رو درست بری تا نتجه خوبی داشته باشی.<br />
( نمی دونم تونستم مثل اون دکتره بیان کنم یا نه.و لی اون که می گفت خیلی تو دلم نشست)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سلمان</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1388/09/haj-ahmad-motavaselian/#comment-4232</link>
		<dc:creator>سلمان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=782#comment-4232</guid>
		<description>آقای سهیل کریمی، دوست عزیز و نادیده‌ام شاید بتونن کمکتون کنن. نشونیشون partisan2.wordpress.com است.
من تجربه‌ای در این کار ندارم. اما به نظر می‌آد پرداختن به این عزیزان و مواظبت این امر که به فراموشی سپرده نشن یکی از ارکان این کار باشه.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای سهیل کریمی، دوست عزیز و نادیده‌ام شاید بتونن کمکتون کنن. نشونیشون partisan2.wordpress.com است.<br />
من تجربه‌ای در این کار ندارم. اما به نظر می‌آد پرداختن به این عزیزان و مواظبت این امر که به فراموشی سپرده نشن یکی از ارکان این کار باشه.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فهیمه</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1388/09/haj-ahmad-motavaselian/#comment-4228</link>
		<dc:creator>فهیمه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=782#comment-4228</guid>
		<description>سلام. باعث افتخاره که من و شما میتونیم با هم صحبت کنیم. به نگرانی شما برای امام موسی صدر و چهار ایرانی دربند شک نکردم.ولی واقعا برام جای سواله.لطفا اگه میتونید منو راهنمایی کنید که چه طوری میتونم از طرق قانونی به مسئولان بفهمونم کم کاریشونو ادامه ندند و هر چه زودتر کاری کنند؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. باعث افتخاره که من و شما میتونیم با هم صحبت کنیم. به نگرانی شما برای امام موسی صدر و چهار ایرانی دربند شک نکردم.ولی واقعا برام جای سواله.لطفا اگه میتونید منو راهنمایی کنید که چه طوری میتونم از طرق قانونی به مسئولان بفهمونم کم کاریشونو ادامه ندند و هر چه زودتر کاری کنند؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سلمان</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1388/09/haj-ahmad-motavaselian/#comment-4212</link>
		<dc:creator>سلمان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=782#comment-4212</guid>
		<description>انتقاداتی که نوشتید نسبت به پی‌گیری نکردن موضوع چهار ایرانیِ در بند و امام موسی صدر منطقیه و بندی از نوشته‌ی بنده هم به همین موضوع اشاره کرده بود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>انتقاداتی که نوشتید نسبت به پی‌گیری نکردن موضوع چهار ایرانیِ در بند و امام موسی صدر منطقیه و بندی از نوشته‌ی بنده هم به همین موضوع اشاره کرده بود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فهیمه</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1388/09/haj-ahmad-motavaselian/#comment-4208</link>
		<dc:creator>فهیمه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=782#comment-4208</guid>
		<description>سلام آقا سلمان!
گفتی به آهستان سر بزنم،راستش قبلا این کار رو کرده بودم و چند تا از مطالبش رو هم خوندم.  به خصوص از این که میبینم اونم مثل من امام موسی صدر رو دوست داره خیلی خوشحالم.البته بعضی وقتها حسابی کلافم میکنه با قضاوتهاش و همه رو یه جور پنداشتنهاش. یه مدت خیلی دلم میخواست باهاش حرف بزنم اما با نظرهایی که توی تورجان گذاشت منصرفم کرد.
من هر بار اسم حاج احمد متوسلیان رو میشنوم یاد شهید همت و امام موسی صدر میفتم.اگه نیدونستی بدون من عاشق امام موسی صدرم و برای آزادیش حاضرم هر کاری بکنم. اما خودت انصاف بده توی این 32 سال مقامات مسئول چی کار کردند به جز تشکیل چند تا کمیته برای پیگیری سرنوشتشون. انصافا من چه جوری میتونم اعتراضمو به گوش مسئولان برسونم؟ چه قدر میتینگ و کنفرانس و سخنرانی و مصاحبه و ویژه نامه برای معرفی شخصیت بی نظیرش؟ چه قدر سکوت؟
نمیخوام به هیچ کس توهین کنم.این فقط یه سواله &quot;من اگه از در آغوش گرفتن معمر قذافی توسط آقای احمدی نژاد ناراحت شده باشم به جز گریه کردن چی کار میتونم بکنم؟ من اگه نتونم درک کنم با وجود گذشت32 سال از ربوده شدن امام صدر توسط قذافی ،سفارتخانه ی لیبی در ایران چه معنایی داره کی برام توضیح میده؟
من اگه نگران زنده بودن محبوبم باشم چی کار میتونم بکنم؟
سرنوشت امام صدر و این 4نفر برای همه ی ما ایرانیها نشانه ای از ذبح کردن حق و حقیقت است به پای مصلحت.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام آقا سلمان!<br />
گفتی به آهستان سر بزنم،راستش قبلا این کار رو کرده بودم و چند تا از مطالبش رو هم خوندم.  به خصوص از این که میبینم اونم مثل من امام موسی صدر رو دوست داره خیلی خوشحالم.البته بعضی وقتها حسابی کلافم میکنه با قضاوتهاش و همه رو یه جور پنداشتنهاش. یه مدت خیلی دلم میخواست باهاش حرف بزنم اما با نظرهایی که توی تورجان گذاشت منصرفم کرد.<br />
من هر بار اسم حاج احمد متوسلیان رو میشنوم یاد شهید همت و امام موسی صدر میفتم.اگه نیدونستی بدون من عاشق امام موسی صدرم و برای آزادیش حاضرم هر کاری بکنم. اما خودت انصاف بده توی این ۳۲ سال مقامات مسئول چی کار کردند به جز تشکیل چند تا کمیته برای پیگیری سرنوشتشون. انصافا من چه جوری میتونم اعتراضمو به گوش مسئولان برسونم؟ چه قدر میتینگ و کنفرانس و سخنرانی و مصاحبه و ویژه نامه برای معرفی شخصیت بی نظیرش؟ چه قدر سکوت؟<br />
نمیخوام به هیچ کس توهین کنم.این فقط یه سواله &#8220;من اگه از در آغوش گرفتن معمر قذافی توسط آقای احمدی نژاد ناراحت شده باشم به جز گریه کردن چی کار میتونم بکنم؟ من اگه نتونم درک کنم با وجود گذشت۳۲ سال از ربوده شدن امام صدر توسط قذافی ،سفارتخانه ی لیبی در ایران چه معنایی داره کی برام توضیح میده؟<br />
من اگه نگران زنده بودن محبوبم باشم چی کار میتونم بکنم؟<br />
سرنوشت امام صدر و این ۴نفر برای همه ی ما ایرانیها نشانه ای از ذبح کردن حق و حقیقت است به پای مصلحت.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سلمان</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1388/09/haj-ahmad-motavaselian/#comment-4196</link>
		<dc:creator>سلمان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=782#comment-4196</guid>
		<description>خب آخه آدم چی بگه؟!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خب آخه آدم چی بگه؟!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ...</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1388/09/haj-ahmad-motavaselian/#comment-4195</link>
		<dc:creator>...</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=782#comment-4195</guid>
		<description>نکن برادر من .......... نکن!


این مربوط به پست بعدیه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نکن برادر من &#8230;&#8230;&#8230;. نکن!</p>
<p>این مربوط به پست بعدیه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سلمان</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1388/09/haj-ahmad-motavaselian/#comment-4171</link>
		<dc:creator>سلمان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=782#comment-4171</guid>
		<description>دوست من سلام
من در مورد سوال‌ها مشکلی ندارم. مشکلم با مطرح کردنشون به این شکله. اگر دوست داشتی رایانامه بزن بهم. اگر خودم چیزی به ذهنم رسید و بلد بودم که عرض می‌کنم وگرنه یه کاریش می‌کنیم.
از گپ زدن (همون چت) خوشم نمی‌آد.
نشونی رایانامه‌ی من salmanmp در جی‌میل هست.
یا علی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست من سلام<br />
من در مورد سوال‌ها مشکلی ندارم. مشکلم با مطرح کردنشون به این شکله. اگر دوست داشتی رایانامه بزن بهم. اگر خودم چیزی به ذهنم رسید و بلد بودم که عرض می‌کنم وگرنه یه کاریش می‌کنیم.<br />
از گپ زدن (همون چت) خوشم نمی‌آد.<br />
نشونی رایانامه‌ی من salmanmp در جی‌میل هست.<br />
یا علی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهدی</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1388/09/haj-ahmad-motavaselian/#comment-4166</link>
		<dc:creator>مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=782#comment-4166</guid>
		<description>نمی دونم می تونم دوست خطابتون کنم یا نه. اجازه بده پای از گلیم خویش فراتر گذاشته و دوست خطابت کنم.
دوست خوبم سلام
از اینکه وقت گذاشتی و در مورد سؤالاتم فکر کردی ممنونم. از اینکه سؤالام عجیب غریب بود عذر خواهم. نمی دونم می تونم بقیه ی سؤالاتم رو برات بفرستم یانه؟
من که گفته بودم سؤالاتم یه خورده شبهه برانگیزه. شما گفتید که اشکالی نداره. حالا هم اگر مایل به همکاری هستی می تونی میل خودت رو برام بفرستی تا سؤالاتم رو به میلت که شخصی و خصوصیه بفرستم. در ضمن می خواستم بپرسم که این جواب هایی که دادید نظر خودتونه یا از منابع موثق یا دوستان طلبه تان پرسیدید.اگر منبعی می شناسید که بتونه به من کمک کنه لطفاً دریغ نکنید. اگر هم دوستانتون حاضرند به من کمک کنند لطفاً میل من رو به اونها بدید تا با هم مرتبط بشیم. اگر شما مایل به همکاری باشید می تونیم با هم چت کنیم و وارد مباحثه بشیم.
باز هم از توجه و صداقت شما تشکر می کنم. ایام سوگواری سالار شهیدان رو به شما تسلیت می گم .التماس دعا . مهدی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نمی دونم می تونم دوست خطابتون کنم یا نه. اجازه بده پای از گلیم خویش فراتر گذاشته و دوست خطابت کنم.<br />
دوست خوبم سلام<br />
از اینکه وقت گذاشتی و در مورد سؤالاتم فکر کردی ممنونم. از اینکه سؤالام عجیب غریب بود عذر خواهم. نمی دونم می تونم بقیه ی سؤالاتم رو برات بفرستم یانه؟<br />
من که گفته بودم سؤالاتم یه خورده شبهه برانگیزه. شما گفتید که اشکالی نداره. حالا هم اگر مایل به همکاری هستی می تونی میل خودت رو برام بفرستی تا سؤالاتم رو به میلت که شخصی و خصوصیه بفرستم. در ضمن می خواستم بپرسم که این جواب هایی که دادید نظر خودتونه یا از منابع موثق یا دوستان طلبه تان پرسیدید.اگر منبعی می شناسید که بتونه به من کمک کنه لطفاً دریغ نکنید. اگر هم دوستانتون حاضرند به من کمک کنند لطفاً میل من رو به اونها بدید تا با هم مرتبط بشیم. اگر شما مایل به همکاری باشید می تونیم با هم چت کنیم و وارد مباحثه بشیم.<br />
باز هم از توجه و صداقت شما تشکر می کنم. ایام سوگواری سالار شهیدان رو به شما تسلیت می گم .التماس دعا . مهدی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سلمان</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1388/09/haj-ahmad-motavaselian/#comment-4163</link>
		<dc:creator>سلمان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=782#comment-4163</guid>
		<description>سلام
اولا شما مراحمید
ثانیا تصحیح شد
یاعلی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
اولا شما مراحمید<br />
ثانیا تصحیح شد<br />
یاعلی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
