حاج احمد متوسلیان

«آیت الله خامنه‌ای رئیس جمهور وقت و رئیس شورای عالی دفاع، طی پیامی به حافظ اسد رئیس جمهور سوریه، ضمن اظهارتأسف از این تهاجم نوشت: “امروز وقت آن است كه امكانات انسانی، تسلیحاتی، تبلیغاتی، سیاسی و اقتصادی جهان اسلام علیه تجاوزات مكرری كه نسبت به حریم مستضعفان صورت می گیرد، بسیج شود. جمهوری اسلامی ایران با وجود اینكه در جنگ است اعلام می كند كه در حد توان، قوای خویش را وقف دفع حملات رژیم اشغال‌گر قدس به جنوب لبنان خواهد كرد.(كیهان،۱۳۶۱/۳/۱۷)» +

«امام خمینی(ره) در پیامی ضمن محكوم كردن حمله اسرائیل به جنوب لبنان و سوریه با آوردن كلمه استرجاع در ابتدای پیام، نارضایتی خود را از سكوت و بی‌تفاوتی كشورهای اسلامی ابراز داشت. پیامی كه در ۱۷ خرداد ۱۳۶۱ منتشر شد: «من كلمه مباركه استرجاع را نه برای جنایات اسرائیل و شهادت و آسیب بسیاری از مسلمانان مظلوم جنوب لبنان عزیز می‌گویم، گرچه آن هم استرجاع دارد و نه برای شهرها و روستاهای آن كشور اسلامی كه بدست جنایتكار رژیم صهیونیستی كافر اسرائیل، اشغال و خراب شده است، گرچه آن هم استراجاع دارد، و نه برای آواره شدن هزاران خواهر و برادر آن محیط مظلوم اسلامی گرچه آن هم استرجاع دارد…. بلكه برای بی‌تفاوتی كشورهای اسلامی یعنی حكومت های آنها استرجاع می‌كنم و ایكاش فقط بی‌تفاوتی بود. من استرجاع برای پشتیبانی بسیاری از حكومتها از اسرائیل و صدام این دو ولد نامشروع آمریكا می كنم. من و هر مسلمانی در هر جا هست باید استرجاع كنیم برای كمك‌های مادی و معنوی دولت‌های كشورهای اسلامی به آمریكا ـ رأس جنایتكاران و اسرائیل و بعث عفلقی كه پیاده كننده منویات شوم آمریكا و صهیونیسم جهانی است»…» +

«احمد در آن ملاقات خدمت «آقا»[مقام معظم ره‌بری] عرض كرد: یعنی خداوند متعال ما را انتخاب كرده كه برویم با اسرائیلی‌ها بجنگیم؟ آقا فرمودند: بله! شما نماینده نظام هستید، بروید آنجا و جلوی اسرائیلی‌ها را سد كنید» +

چهار ایرانی ربوده شده

چهار ایرانی ربوده شده (از http://www.4diplomats.net)

«نیروهای نظامی ایران موسوم به قوای محمد رسول‌ا…(ص) در حالی كه هنوز غبار جهاد و شهادت‌طلبی را در جبهه‌های جنوب و غرب كشور را بر سر و رو داشتند، به فرماندهی حاج احمد با سربندهای متبرك به «الی بیت‌المقدس» به طرف حرم «حضرت زینب» عازم شدند. مردمان داغ‌دیده سوریه و آوارگان لبنان با فریادهای بلند آمیخته با اشك چشم فریاد می‌زدند «یا لبنان یا لبنان … هذا جیوش‌القرآن» و «خیبر خیبر یا صهیون جیش محمد قادمون»…» +
«صبح روز چهاردهم تیر ۱۳۶۱ به احمد اطلاع داده بودند كه نیروهای ارتش اسرائیل و متحدان فالانژیست آن‌ها، قصد محاصره و تصرف سفارت ایران در بیروت را دارند. حاج احمد به اتفاق سه نفر دیگر از هم‌رزمانش از دمشق به سوی بیروت حركت می كند. ساعت دوازده و نیم ظهر همان روز اتومبیل حامل او هم‌راهانش در یك پست ایست و بازرسی متعلق به شبه‌ نظامیان مارونی حزب كتائب، متوقف و سرنشینان خودروی مذكور به رغم مصونیت دیپلماتیك، توسط فالانژهای تحت امر رژیم تل‌آویو به گروگان گرفته می‌شود و دیگر بعد از آن هیچ‌كس احمد را ندید» +

چیزی حدود ۱۰۰۰۰ روز از چنین روزی می‌گذرد و ما هرساله شاهد کم‌رنگ‌تر شدن این موضوع نزد نخبگان و عدم پی‌گیری جدی مساله از سوی مسئولین امر هستیم

۱۰۰۰۰ روز گذشت

۱۰۰۰۰ روز گذشت (دوئل aheney.blogfa.com)

در ادامه مستحب است این نوشته خوانده شود

از همه‌ی خوانندگان این مطلب درخواست می‌شود تا در صورت امکان، مطلبی در این باب بنگارند. اگر مطلب خوبی نوشتید و محلی برای انتشار آن ندارید می‌توانیم در همین‌جا منتشرش کنم. همین‌طور می‌توانم نحوه‌ی راه‌اندازی یک وبلاگ در کم‌تر از یک ربع را یادتان دهم :)

تک‌ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (1 رای, میان‌گین: 400 از 5)

13 نظر

  1. پت | دوشنبه ۹ آذر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    از ضعف شدید تمام دولت‌های ایرانی در احقاق حق ایرانیان خارج از ایران که بگذریم، باید کمی دقیق‌تر به این قضیه نگاه کنیم. اصولا دیپلمات برای عملیات نظامی به جایی نمی‌رود. در مورد احمد و ۳ دیپلمات دیگر اگر شما مدعی باشید که برای عملیات نظامی به لبنان رفته‌اند، پس نباید برایشان مصونیت در نظر بگیرد و گر غیر این است نوشته‌ی بالا را اصلاح کنید.

    جواب

    پاسخ سلمان:

    به‌غیر از نظر شما و پوستر(که طبیعتا کار من نیست، اما از طرحش خوشم اومد) جای دیگه‌ای از لفظ دیپلمات استفاده نشده. این‌که گفتم اون نوشته مستحبه خوندنش بی‌ربط به این نکته‌سنجی شما نبود.

    جواب

  2. میم نقطه | دوشنبه ۹ آذر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    سلام
    اين روزها از احمد حرفي نزن!
    اين روزها فقط همت و باكري بسيجي هستند و بقيه جيره خوار!
    راستي رفيق،شما كه تهرون هستيد يه جلسه براي سبزها بذاريد و فيلم شهيد همت رو كه سخنراني ميكنه و فروهر و نهضت آزادي رو جاسوس ميدونه پخش كنيد،بلكم بفهمن كه همت هم با اعتقادات اونها مخالف بوده
    فيلمش رو بسيج دانشجويي تهران داره

    جواب

  3. یکی از مردم | شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    واقعا شرم‌آوره که یک عده یهودی برای به دست آوردن حتی یک خبر از شهروندشان دست به هرکاری می‌زنند و ما با این همه ادعای مسلمانی تازه بعد ۲۷ سال می‌فهمیم تقریبا هیچ پرونده و اطلاعاتی از شهروندان اسیرمان نداریم! :(

    جواب

  4. اسماعيل | شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    شروع قصه با برگشتن تو
    كجا ما و كجا برگشتن تو

    جواب

  5. پیامک های سیاسی | دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    حضرت آقا (حفظه الله تعالی):

    عدالت خواهی لب انتظار ما از دانشجویان است.

    « روز دانشجو گرامی باد »

    جواب

  6. میم نقطه | سه شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    انگار خدا میخواد امتحانمون کنه!
    وبلاگم بدون اطلاع فیلتر شد -
    با همه ی وجود فدای نظام میشم حتی اگه وبلاگم رو فیلتر کنه و این هیچی نیست اگر جانم رو بگیره وپدر و مادر و زن ومالم فدای نظام جمهوری اسلامی و فدای سید علی خامنه ای

    احساس اون دزدی رو دارم که علی دستش رو قطع کرد و او توي بازار ميچرخيد و دستش رو نشون ميداد ومدح عدل علی میگفت!
    پرسيدن چرا مدح علي رو ميگي؟اوكه دستت رو قطع كرد!
    گفت:براي اينكه علي پاي اجراي عدالت از دوستشم نميگذره!!!!

    فداي سيد علي خامنه اي،همه چيزم فداي جمهوري اسلامي

    جواب

    پاسخ سلمان:

    البته این‌جا نه علی، که عده‌ای گیج و گنگ متصدی بستن پای‌گاه‌های اینترنتی و وبلاگ‌ها هستن متاسفانه

    جواب

    پاسخ میم نقطه:

    جالب ابنجاست كه در جواب ايميلم نوشتن كه وبلاگ شما مسدود نيست !

    جواب

  7. مهدی | سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    سلام
    من کلی سؤال بی جواب دارم. فکر کردم شاید تو که طلبه ای بتونی کمکم کنی. اگه مایلی به فریاد هل من ناصر من جواب مثبت بذاری برام یه پیغام به آدرس میلم بفرست. 8O

    جواب

    پاسخ سلمان:

    سلام خدمت برادر مهدی
    آقا بنده طلبه‌ی علوم دینی نیستم. یعنی هستم‌ها اما پام به حوزه‌های علمیه نرسیده. راحت‌ترش می‌شه این‌که آخوند نیستم. اگر سوالی بود مطرح کن، هستن کسایی که این‌جا عبور و مرور می‌کنن و طلبه‌ان. اعنی آخوندن. ان شا الله که حل شه سوالات
    یا علی

    جواب

  8. مهدی | سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    سلام
    من همونم که فریاد هل من ناصرم رو شنیدی. بابا دمت گرم اصلاً فکر نمی کردم توی قرن بیست و یکم یکی پیدا بشه که فریاد هل من ناصر رو جواب بده. خیلی مردی. ولی من نفهمیدم سؤالاتم رو کجا باید مطرح کنم. اینجا یا جای دیگه؟ می دونی آخه سؤالای من یه خورده شبهه برانگیزه نمی شه در ملأ عام مطرحشون کرد. لطفاً راهنمایی کن.

    جواب

    پاسخ سلمان:

    منم فکر نمی‌کردم کسی پایه‌ی گشتن دنبال سوالاش باشه. مخصوصا سوالای شبهه برانگیز.
    همین‌جا بپرس. اگر مشکل انتشار داشت خودم سانسورش می‌کنم برات (; و از طرق دیگه خدمت می‌رسم :)

    جواب

  9. مهدی | چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    ۱- آیا انسان در انسان شدن مخیّر است؟
    ۲- چرا یکی انسان می شود، یکی درخت، یکی گوسفند؟ بر چه اساسی موجودات به انواع مختلف وجود یافته اند؟
    ۳- آیا انسان در انتخاب جنسیت خود مخیّر است؟ بر چه اساسی جنسیت ها برای افراد بشر انتخاب می گردد؟
    ۴- آیا انسان در انتخاب کشور، مسلک و آیین خود پیش از تولد مخیّر بوده است؟ آیا خودمان انتخاب کرده ایم که در کشوری اسلامی به دنیا بیاییم و اگر نه پس بر چه اساسی این اتفاق افتاده است؟ اگر می گویید این رحمت و فیض خداوند بوده است؟ بر چه مبنایی خداوند موجودی را که هنوز به وجود نیامده مورد فیض قرار می دهد و موجودی دیگر را نه؟ آیا این با عدالت خداوند سازگار است؟
    ۵- حدود اختیارات انسان تا کجاست؟ آیا اختیار و انتخاب انسان بی قید و شرط است و یا به وسیله ی قضا و قدر الهی محدود و مشروط می گردد؟
    آقا سلمان فعلاً ۵ تا از سؤالاتم رو برات فرستادم. اگر مایل بودی با هم همکاری کنیم بقیه رو هم می فرستم.راستی اگر دوست داشتی چت کنیم ID8O خودت رو به میلم بفرست تا هماهنگی های بعدی رو انجام بدیم.
    قربانت مهدی.

    جواب

    پاسخ سلمان:

    سلام آقا مهدی
    من بعد از این‌که اعلام موافقت کردم با این‌که سوال‌هات رو این‌جا بپرسی، پشیمون شدم. به دلایلی. بخوام توضیح بدم خیلی مفصل می‌شه. از من قبول کن که بی‌دلیل نبود.
    خب، اگر بخوام حقیقتش رو گفته باشم سوالات برام کمی عجیب بود. نه این‌که تا به حال ندیده باشم یا خودم به‌شون فکر نکرده باشم. بیش‌تر از این جهت که فکر نمی‌کردم چنین سوالاتی برای کسی اون‌قدر مهم باشه که بخواد فکرش رو مشغول کنه.
    در مورد سوال‌ها:
    ۱- تعریفت از انسان دچار اشکال هست. پیش از اون باید به این فکر کنی که «انسان چیست؟» و لابد «انسان شدن به چه معناست؟». اگر بخوایم بدون این گیرها به سوال نگاه کنیم، پاسخش نه هست. یعنی اگر منظور از انسان همین چیزی از انسان هست که ما از حیوانات هم می‌بینیم، و فرض رو بر این بگذاریم که قبل از عینیت یافتن به شکل انسان یا حیوان یا گیاه یا جماد یا … انسان دارای وجودی هست که بتونه انتخاب انجام بده بین این گزینه‌ها، پاسخ منفیه.
    ۲. به گمونم تو قسمت قبلی در موردش حرف زدم
    ۳. همون مورد ۲
    ۴. این که کسی مرد/زن، سفید/سیاه، ایرانی/غیرُه باشه، تو کجا متولد بشه، والدینش کیا باشن و … رو خدا مشخص می‌کنه و این‌طور نیست که کسی که در خانواده‌ی مسلمان متولد می‌شه با کسی که در خانواده‌ی یهودی متولد می‌شه متفاوت باشه. عدالت خدا مسلتزم اینه که از هر کسی به اندازه‌ی وسعش تکلیف خواسته بشه. «لا یکلف الله نفسا الا وسعها»
    ۵. اختیارات انسان محدود است. مثلا شما بعد از این که از بالای ساختمون پریدی پایین اختیار متوقف کردن خودت رو نداری. این یکی از انواع محدودیت‌هاست. یه نوع دیگه از محدودیت‌ها توی انتخاب مجبور بودن یا مختار بودنه و …
    ـــــــــ
    یکی از دلایلی که این‌طور پرسیدن سوال و پاسخ دادن، کارآ نیست اینه که نه شما شناختی از من داری و نه من از شما. مثلا توی همین حرف‌هایی که زدی و زدم یه سری نکاتی می‌تونن واقعا مهم باشن. مثل این‌که سن شما چه‌قدره، محیط تحصیل و خونواده چه‌طوریه، سابقه‌ی تفکر شما و بنده در باب سوال و جواب‌ها چه‌قدره و قس علی هذا
    ـــــــــ
    به قول یکی، اگر آدم نصف عمرش رو بذاره، یه رفیق مناسب پیدا کنه می‌ارزه. رفیقی که راه‌بر و مرشد و هم‌راه و اهل صفای باطنی و روحی باشه …
    موفق باشی

    جواب

    پاسخ آ. امامی:

    سلام
    این بحث رو دیدم. گفتم یه چیز بگم بد نیست. یادمه دوسال پیش بایکی از دندونپزشک ها صحبتی به میون اومد اونم از همین صحبت عدالت خدا و … . من می گفتم خوب بعضی وقتها آدم یه چیزهایی می بینه که احساس میکنه نعوذ بالله خداعدالتش واسش زیر سؤال میره! و چند تا مثال زدم… .
    خیلی برام جالب بود که دکتر هم سریع به من گفت منم قبلاً همینطور فکر می کردم اما یه مدت تو ذهنم این شبهه چرخ می زد تا خودم به این نتیجه رسیدم که خوابی که انسان می ره تو همه مشترکه و این خواب زمانی انجام میشه که حالات درونی انسان به یک تعادل برسه اونموقع می خوابه بالاخره زندگی هرکسی با دیگری متفاوته به فرض مثال: یکی میلیاردره اما یه گرهی تو زندگیش داره و یکی هم فقیره اما یه موهبتی تو زندگیش داره که حاضره اونو در عین فقیری داشته باشه و به همین منوال سوژه های متفاوت دیگه؛ یه جور دیگه در مورد اختیار و عدالت انسان هم خودش به این نتیجه رسیده بود( این که می گم خودش به این نتیجه رسیده بود یعنی در واقع درون خودش این شبهه ها رو اینطوری هضم می کرد) که اینجوری می گفت: می گفت یه ماشین حساب (که مثال کوچیکی از دست ساخته های فنی بشری است) رو در نظر بگیر ! این سیستم رو بالاخره یک نفر ساخته که در اون شکی نیست؛ اما اینکه ما با اون کار می کنیم به مثابه هر کلیدی که بر روی اون می زنیم، جوابی که به ما می ده متفاوته و این تفاوت از چگونگی استفاده ما از اون هست. مثلاً فردی کلید ۲ را می زند بعد * را می زند و مساوی اونوقت به اون جواب می ده ۴ . خوب حالا: چه کسی کلید ۲ را زد؟ چه کسی کلید * را زد و… . یکی هم می تونه این ماشین حساب بندازه تو دست و پا خراب بشه و یا یکی دیگر می تونه با این ماشین حساب محاسبات سنگین تری انجام بده. نمی شه که کلید ۲* ۲ رو بزنی و توقع داشته باشی جوابت بشه ۵ و یا …! سرتو درد نیارم خلاصش م یگفت یعنی اینکه تو این دنیا هم هر کلیدی رو که تو زدی باید توقع جوابی در پی اون باشی . تو اختیار داری هر کلیدی رو بزنی. اگر بخواهی به جواب درست برسی می بایست مسیرهای قبلی رو درست بری تا نتجه خوبی داشته باشی.
    ( نمی دونم تونستم مثل اون دکتره بیان کنم یا نه.و لی اون که می گفت خیلی تو دلم نشست)

    جواب

  10. میم نقطه | پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    سلام
    دوست عزيز بخاطر فيلتر شدن وبلاگم”سلوك” از اين به بعد با وبلاگ “نامحرم” در خدمت هستم
    در صورت امكان لينكم رو در وبلاگت اصلاح كن

    http://naamahram.mihanblog.com

    جواب

    پاسخ سلمان:

    سلام
    اولا شما مراحمید
    ثانیا تصحیح شد
    یاعلی

    جواب

  11. مهدی | پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    نمی دونم می تونم دوست خطابتون کنم یا نه. اجازه بده پای از گلیم خویش فراتر گذاشته و دوست خطابت کنم.
    دوست خوبم سلام
    از اینکه وقت گذاشتی و در مورد سؤالاتم فکر کردی ممنونم. از اینکه سؤالام عجیب غریب بود عذر خواهم. نمی دونم می تونم بقیه ی سؤالاتم رو برات بفرستم یانه؟
    من که گفته بودم سؤالاتم یه خورده شبهه برانگیزه. شما گفتید که اشکالی نداره. حالا هم اگر مایل به همکاری هستی می تونی میل خودت رو برام بفرستی تا سؤالاتم رو به میلت که شخصی و خصوصیه بفرستم. در ضمن می خواستم بپرسم که این جواب هایی که دادید نظر خودتونه یا از منابع موثق یا دوستان طلبه تان پرسیدید.اگر منبعی می شناسید که بتونه به من کمک کنه لطفاً دریغ نکنید. اگر هم دوستانتون حاضرند به من کمک کنند لطفاً میل من رو به اونها بدید تا با هم مرتبط بشیم. اگر شما مایل به همکاری باشید می تونیم با هم چت کنیم و وارد مباحثه بشیم.
    باز هم از توجه و صداقت شما تشکر می کنم. ایام سوگواری سالار شهیدان رو به شما تسلیت می گم .التماس دعا . مهدی.

    جواب

    پاسخ سلمان:

    دوست من سلام
    من در مورد سوال‌ها مشکلی ندارم. مشکلم با مطرح کردنشون به این شکله. اگر دوست داشتی رایانامه بزن بهم. اگر خودم چیزی به ذهنم رسید و بلد بودم که عرض می‌کنم وگرنه یه کاریش می‌کنیم.
    از گپ زدن (همون چت) خوشم نمی‌آد.
    نشونی رایانامه‌ی من salmanmp در جی‌میل هست.
    یا علی

    جواب

  12. ... | چهارشنبه ۲ دی ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    نکن برادر من ………. نکن!

    این مربوط به پست بعدیه

    جواب

    پاسخ سلمان:

    خب آخه آدم چی بگه؟!

    جواب

  13. فهیمه | جمعه ۴ دی ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    سلام آقا سلمان!
    گفتی به آهستان سر بزنم،راستش قبلا این کار رو کرده بودم و چند تا از مطالبش رو هم خوندم. به خصوص از این که میبینم اونم مثل من امام موسی صدر رو دوست داره خیلی خوشحالم.البته بعضی وقتها حسابی کلافم میکنه با قضاوتهاش و همه رو یه جور پنداشتنهاش. یه مدت خیلی دلم میخواست باهاش حرف بزنم اما با نظرهایی که توی تورجان گذاشت منصرفم کرد.
    من هر بار اسم حاج احمد متوسلیان رو میشنوم یاد شهید همت و امام موسی صدر میفتم.اگه نیدونستی بدون من عاشق امام موسی صدرم و برای آزادیش حاضرم هر کاری بکنم. اما خودت انصاف بده توی این ۳۲ سال مقامات مسئول چی کار کردند به جز تشکیل چند تا کمیته برای پیگیری سرنوشتشون. انصافا من چه جوری میتونم اعتراضمو به گوش مسئولان برسونم؟ چه قدر میتینگ و کنفرانس و سخنرانی و مصاحبه و ویژه نامه برای معرفی شخصیت بی نظیرش؟ چه قدر سکوت؟
    نمیخوام به هیچ کس توهین کنم.این فقط یه سواله “من اگه از در آغوش گرفتن معمر قذافی توسط آقای احمدی نژاد ناراحت شده باشم به جز گریه کردن چی کار میتونم بکنم؟ من اگه نتونم درک کنم با وجود گذشت۳۲ سال از ربوده شدن امام صدر توسط قذافی ،سفارتخانه ی لیبی در ایران چه معنایی داره کی برام توضیح میده؟
    من اگه نگران زنده بودن محبوبم باشم چی کار میتونم بکنم؟
    سرنوشت امام صدر و این ۴نفر برای همه ی ما ایرانیها نشانه ای از ذبح کردن حق و حقیقت است به پای مصلحت.

    جواب

    پاسخ سلمان:

    انتقاداتی که نوشتید نسبت به پی‌گیری نکردن موضوع چهار ایرانیِ در بند و امام موسی صدر منطقیه و بندی از نوشته‌ی بنده هم به همین موضوع اشاره کرده بود.

    جواب

    پاسخ فهیمه:

    سلام. باعث افتخاره که من و شما میتونیم با هم صحبت کنیم. به نگرانی شما برای امام موسی صدر و چهار ایرانی دربند شک نکردم.ولی واقعا برام جای سواله.لطفا اگه میتونید منو راهنمایی کنید که چه طوری میتونم از طرق قانونی به مسئولان بفهمونم کم کاریشونو ادامه ندند و هر چه زودتر کاری کنند؟

    جواب

    پاسخ سلمان:

    آقای سهیل کریمی، دوست عزیز و نادیده‌ام شاید بتونن کمکتون کنن. نشونیشون partisan2.wordpress.com است.
    من تجربه‌ای در این کار ندارم. اما به نظر می‌آد پرداختن به این عزیزان و مواظبت این امر که به فراموشی سپرده نشن یکی از ارکان این کار باشه.

    جواب

نظر شما:

:D :) ^_^ :( :o 8O :shock: 8) ;-( :lol: xD :wink: :evil: :p :whistle: :woot: :sleep: =] :sick: :straight: :ninja: :love: :kiss: :angel: :bandit: :alien: