اسلاهاط بای‌بای

آقا! اینا می‌خوان خدا و اهل ایمان رو فریب بدن. نمی‌فهمن که -غیر از خودشون- کس دیگه‌ای رو فریب ندادن. تو دل‌هاشون مرضه، خدا هم مرضشون رو زیاد می‌کنه؛ و عذاب دردناکی بکشن به خاطر دروغ‌هاشون که خودشون کیف کنن.

هی به‌شون می‌گیم تو زمین فساد نکنین. می‌گن ما اصلاح‌طلبیم. بابا! باور کنین اینا مفسدن؛ ولی خب، شعور ندارن. بعد تازه وقتی می‌گیم عین مردم ایمان بیارین، می‌گن مث این احمق‌های سفیه(مردم رو می‌گن!)؟ غافل از این‌که خودشون احمق‌اند و نمی‌دونن.

ترجمه‌ی آزادی بود از آیات ۹ تا ۱۳ از سوره‌ی مبارکه بقره

خب بریم سراغ حرف خودمون

احمدی‌نژاد با قاطعیت پیروز انتخابات شد

هاشمی، خاتمی، موسوی

هاشمی، خاتمی، موسوی

بدخوب (+29)

11 نظر

  1. سلمان | شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    قبل از این‌که کسی نظر کارشناسی بده خودم بگم که می‌دونم تقلب شده. درستش اینه که آقای موسوی ۶۰ درصد آرا رو آوردن. البته خود ایشون تو کنفرانس خبریشون گفته بودن که همه‌ی مردم به من رای دادن. ولی خب ۴۰ درصد هم برای احمدی‌نژاد بذاریم کنار شاید بد نباشه. بالاخره چی‌کار می‌شه؟ کرد. قدرت دستشونه ;)

    جواب

  2. يک طلبه بي سواد | شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    ما که کارمونو کرديم. هر کي نوبتشه بياد بره تو. (زبون حال خاتمي)

    جواب

  3. اسماعيل | شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    الَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيْبًا كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيْبًا كَانُواْ هُمُ الْخَاسِرِينَ
    الأعراف

    جواب

  4. مرهم | شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    عجب عکسی …کمربند را سفت می کنند !!!
    یکی هم در آستانه غرق نمودن خود لابد !
    وصف حالشان را کامل می رساند
    ما فقط اومدیم بگیم تبریک
    درود بر حق که پیروز شد

    جواب

  5. مترسک | شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    فعلن که دارن با بی‌بی سی‌ و صدای آمریکا درد و دل می‌کنن. و نمی‌شنون ندای” فاین تذهبون” رو. همین‌طور می‌روند و می‌روند و می‌روند و …

    جواب

  6. مترسک | شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    :) تبریک

    جواب

  7. داش علی | شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    سلام! :D
    از طرف خودم و خانواده پیروزی احمدی نژاد رو به همه تبریک میگم!!! :lol: :p :woot: :woot: :love: :D :) ^_^ 8) :lol: :wink:

    جواب

  8. ar | شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    سلام سلمان جان

    از اونجایی که حکم مفسد فی الارض بودن ما رو دادی، گفتم یه عرض ادبی بکنم خدمتتون P :

    از یک نواختی پراکندگی داده‌ها توی کشور و روند تقریباً خطی رشد داده‌ها و پیشگویی پیروزی غرور آفرین رئیس جمهور مردمی‌مون قبل از شمارش آراء و قطع اس‌ام‌اس و قطع موبایل و فیلتر شدن فیس‌بوک و توئیتر به عنوان جایزه و بگذریم، می‌رسیم به بحث شیرین مفسد فی‌الارض بودن خودمون D:

    خوب، نمی‌خوایم در مورد اثبات وجود خدا بحث کنیم. یا در مورد اثبات وجود پیامبران. بحث سر اینه: من بی‌خدام، شما با خدایی. چرا حق شما برتر از حق منه؟ چون خدا پشت شماست؟ یا چون شما بیشترین؟ یا چون حکومت دست شماست؟ D:

    فرض کنین من یه دخترم، شما یه پسر. (یه بارم داشتیم سر مبحث شیرین دوست دختر/دوست پسر با فرید بحث می‌کردیم باز تو مثاله من دختر شدم. فک کنم یه سری انحرافات دارم P :) من باید روسری بذارم سرم، چون اگه شما من رو ببینین به گناه میافتین؟ بعد اگه من مسلمون نباشم، این حق من رو برای انتخاب نوع پوششم محدود می‌کنه. حالا چرا حق شما بالاتر از حق منه؟

    اصلاً ایرادی نداره که شما توی چهارچوب فکری خودت عمل کنی. حتی اینکه به من بگی فاسد، چون مطابق چهارچوب فکری شما عمل نمی‌کنم (البته اگه خیلی بلند نگی (-; ) ایرادی نداره. ولی اینکه بیای یه سری نیرو بسیج کنی که منو به زور به راه راست هدایت کنن، که سر چهار راه وایسن منو بندازن توی ون، بعد ببرن وزرا که بازم بیشتر هدایت شم، اون‌وقت کار یه کم ایراد پیدا می‌کنه. بعد ممکنه منم در جواب یه تیکه پارچه ببندم به صورتم، یه تیکه چوب بگیرم دستم، برم تو خیابون (-;

    پ.ن. دیدی من هی می‌گفتم کافر و بی‌دینم، قبول نمی‌کردی D:

    جواب

    پاسخ سلمان:

    سلام دوست من!
    شما کجا؟ این‌جا کجا؟
    همون‌طور که تو هم داری احساس می‌کنی منِ بیرون از این وبلاگ با منِ توی این وبلاگ متفاوته. تُوی تو این‌جا هم متفاوت تُوی بیرونی. از ابتدا هم دوست نداشتم کسی که منو تو واقع می‌شناسه، این وبلاگ رو هم پیدا کنه و این‌طوریم رو هم بشناسه. اما شد دیگه :| کاریش نمی‌شه کرد
    تا این‌جا بحث خصوصی‌مون بود. بریم سر بحث عمومی؛
    در مورد روند تقریبا یک‌نواخت رشد رای‌ها: این خیلی عادیه. خیلی دوست من! شما خودت این‌کاره ای لازم نیست من زیاده عرضی بکنم اما اگر شما داده‌هایی یه این اندازه رو به اندازه‌های ۵میلیون-۵میلیون اضافه کنی (تعداد نقطه‌های آمارگیریت کم باشه) طبیعتا نمودارت خطی می‌شه. این درحالیه که داده‌ها در هر نوبت از ترکیبی از صندوق‌های مختلف اضافه می‌شن و این‌طور نیست که یه‌بار مثلا تهران اضافه شده باشه یه‌بار روستاها! موضوع بعدی بزرگ‌نمایی (scale) زیاده نموداره. تو این نمودار اگر نقطه‌ی شما یک‌هزارم متر از اون خط فرضی منحرف بشه معنی‌ش اینه که تو تعداد رای‌ها مثلا چیزی در حد ۴۰۰۰۰۰ رای انحراف از مسیر خطی داریم.
    فیلتر شدن‌ها: منم مخالفم تا حدی
    قطع پیامک: علتش دروغ‌گویی از سوی کسایی بود که دوست نداشتن نتیجه‌ی انتخابات این بشه. در جریان هستی دیگه؟
    اعلام پیروزی پیش از شمارش قطعی: از همون ساعت‌های ابتدایی شمارش آرا وزارت کشور می‌دونه نتیجه چیه. اما این نتیجه، نتیجه‌ی قطعی نیست. چرا که باید این آمار با آمار شورای نگه‌بان هم هم‌آهنگ شه و بعد قطعیت خواهد داشت.
    این‌که چرا حق ما بیش‌تر از شماست (اگر هم‌چه چیزی باشه)علتش قانون اساسیه.
    همون‌طور که خودت هم اشاره کردی من دارم تو فضای فکری و جهان‌بینی خودم حرف می‌زنم. هرگز وقتی با کسی خارج از این فضای فکری دارم صحبت می‌کنم نخواهم گفت که مثلا مفسد فی‌الارضی! از تو هم خواهش می‌کنم از ورود به مباحث درون‌دینی با من اجتناب کنی. چون نه ثمری برای من داره نه حاصلی برای تو. قبول داری؟ در مورد هر مفهومی داخل یه فضای فکری، می‌شه از خارجِ اون فضا صحبت کرد و با مسخره کردن و بی‌پایه دیدن همه‌ی پیش‌نیازها و اصول اون فضا، اون مفهوم رو نابود کرد. اینم قبول داری؟
    در مورد کارهایی که به اسم گشت ارشاد و در قالب امنیت اجتماعی و به منظور برخورد با بدحجابی(کم‌حجابی) اجرا شد تا حد خوبی مخالف بودم (غیر از برخورد با مردمی که کم‌حجاب بودن با باقی امور صورت گرفته موافقم البته) و این رو هم کم و بیش بروز دادم (تو همین وبلاگ). از طرف احمدی‌نژاد هم با این ماجرا مخالفت‌هایی شد که کارگر نیفتاد… بگذریم.

    پس‌نگاشت: اللهم‌ اجعل عواقب امورنا خیرا

    جواب

    پاسخ ar:

    منم دلم نمی‌خواد کسایی که منو می‌شناسن وبلاگم رو بخونن (-; P :
    البته آدرس اینجا رو، یه بار که تو داشبوردش بودی دیدم (“: (به گمونم پشت ارشد بود) ولی یادم رفته بود، تا تو یه وبلاگی (مترسک. که البته بعداً در کمال تعجب کاشف به عمل اومد آشنا هم نبوده D:) لینکش رو دیدم P :
    حالا از حرف خصوصی بگذریم.

    ===

    البته اینجا بحثمون انتخابات و سلامتش نیست. منم اونقد آمارم خوب نیست. ولی خوب یه کم بحث رو ادامه می‌دم (-;
    پیش‌بینی بر اساس انتخابات قبلی (این‌که مهرعلیزاده توی آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل رأی اول بود و امثال این نکات) هم کاملاً قابل استناد نیست.
    اعلام ۵ میلیون – ۵ میلیون، یعنی تقسیم آرأ به ۸ بخش. باز هم نسبت آراء توی هر ۸ بخش تقریباً مشابهه. حالا، اگه در نظر بگیریم این پراکندگی در بعد زمانه و نه در بعد مکان (به این معنی که در همهٔ نقاط به طور همزمان شمارش انجام می‌شده و مثلاً ۱۰٪ اعلام شده ترکیب ۱۰٪ تهران در کنار ۱۰٪ لرستان و ۱۰٪ گیلان و باقی نقاط کشور بوده) این یکنواختی قابل قبوله. من از نحوهٔ شمارش آراء بی‌خبرم، برای همین ادامهٔ بحث سر این مسئله می‌مونه برای وقتی که آراء به تفکیک استان یا حوزه اعلام شه. (-:

    ===

    من هم ترجیح می‌دم وارد بحث دینی نشم D:
    در همین حد که قبول کنیم چیزی خارج از چهارچوب ذهنی ما هم می‌تونه معتبر باشه (هم من و هم تو) برای بحث کافیه. استثنائاً قصد تمسخر هم ندارم P : امیدوارم شبهه‌اش به وجود نیومده باشه.

    این‌که با بعضی مسائل مخالف بودی (حتی اگه کامل نبوده و تا حدی بوده) خوشحالم کرد (تا حدی (-; )
    اما بحث بر سر این نوع اندیشه است. همیشه یه طیف وجود داره، شما یه سر اون طیف هستی، اون سرش که [تا حدی (-; ] با اعمال فیلترینگ مخالفه. یه سرش هم اون کسایی‌ان که فیلترینگ رو اعمال می‌کنن. تو با بعضی کارهای اون سر طیف مخالفی، ولی با کلیت طیف موافقی، و کلیت این طیف، طیفی که من جزوشم رو حذف می‌کنه. (یا حداقل این اون حرفیه که من می‌خوام این‌جا در موردش بحث کنم D: )

    قانون اساسی جواب مناسبی به سؤال من نیست. نسخهٔ اول ۳۰ سال پیش نوشته شد، ۱۰ سال بعد هم مقداری تغییر کرد. حالا من بعد ۲۰ سال اومدم و می‌گم با این قانون اساسی مخالفم.

    درسته توی هیچ جای دنیا قانون اساسی رو هر ۳۰ سال عوض نمی‌کنن. ولی اگه این قانون اساسی حقوق من رو به رسمیت نشناسه چی؟ قانون اساسی، چهارچوب اصلی حکومت کشوره. قوانین بر اساس اون نوشته می‌شن. اینجوری می‌شه که یه قانونی تصویب می‌شه که حقوق من رو در نظر نمی‌گیره. چیزی که من حق خودم می‌دونم رو از من می‌گیره. این‌طوری من و امثال من حذف می‌شیم. یعنی ایران برای همهٔ ایرانیان نیست، برای یه عده‌ایه (شاید اون عده اکثریت باشن، ولی اون اقلیت حذف می‌شن) درسته که نمی‌شه سیستمی گذاشت که همه رو داخلش جا بده (یکی ممکنه علاقه‌مند باشه که آدما رو بکشه و بخوره، احترام به حقوق هم‌چین آدمی یه کم سخت می‌شه P : ) ولی معمولاً به نحوی انجام می‌شه که آدم‌های کمتری ازش حذف شن.

    این روند حذفی، می‌تونه توی قانون حجاب اجباری باشه، می‌تونه توی نحوهٔ پوشش باشه، می‌تونه توی انتخاب دین باشه، می‌تونه توی انتخاب نوع زندگی باشه، می‌تونه توی حق شرکت در مسائل سیاسی باشه. (یکی روسری سرش می‌کنه، یکی نظراتش رو پنهان می‌کنه، یکی هم کشور رو ترک می‌کنه.) گشت ارشاد، در ادامهٔ همون روند خودی و غیر خودیه. تقسیم مردم به آدمای خوب، آدمای بد. مسلماً در مورد گشت ارشاد به این شدت که من می‌گم نیست. یه وقتایی می‌گن اینا جوونن، یه وقتایی می‌گن اینا غافلن، یه وقتایی می‌گن اینا جاهلن، یه وقتی می‌گن اینا خائنن. نسبت به این‌که کی می‌گه و در مورد کی می‌گه فرق می‌کنه. ولی اصل ثابته، خودی در برابر غیر خودی.

    این استدلال مدیرای نظام سلطنتی رو حذف کرد، خونه نشین کرد، تبعید کرد و بعضاً اعدام کرد. همین استدلال چپ‌ها رو حذف کرد (از توده‌ای‌ها بگیر تا مجاهدین خلق) خونه نشین کرد، تبعید کرد و بعضاً اعدام کرد. همین استدلال ملی‌مذهبی‌ها رو، نهضت آزادی، رو حذف کرد. همین استدلال به اصطلاح اصلاح‌طلب‌ها رو حذف می‌کنه. خاتمی یه نفره، ولی نماد یه دیدگاهه (که حتی شاید خودش هم قبول نداشته باشه D: ) حذف اون، به معنی حذف اون عده هم هست.

    شاید یه گروه دزد باشن و چشم به منفعتی که توی حکومت دارن دوختن. شاید اون‌یکی گروه دروغ‌گوئن و هر چیزی رو به نفع خودشون تفسیر می‌کنن. شایدم یه ترکیبی از هر دو. شایدم من اشتباه می‌کنم (به هر حال فکر نمی‌کنم هیچ‌کسی همهٔ حقیقت رو پیش خودش داشته باشه). زمان خیلی چیزها رو مشخص می‌کنه. ده-بیست سال دیگه، اگه عمری بود، جفتمون می‌تونیم بشینیم و حساب کنیم که هر کدوم از رفقای دانشگاه داره چی کار می‌کنه؛ شاید اون‌وقت معلوم شد که من در مورد حذف اشتباه می‌کردم یا نه (-:. البته من که بی‌دین و ایمانم، ولی فک می‌کنم تنها چیزی که فعلاً می‌شه گفت، همون پس‌نگاشتِ شماست. (-:

    جواب

    پاسخ سلمان:

    سلام دوست من! (این علامت تعجب نیست‌ها؛ نشونه‌ی بروز احساسات پاک یک جوان سربه‌زیر و مهربان و این‌هاست :) )
    من در مورد مهرعلی‌زاده و اردبیل و این‌ها چیزی نگفتما! (این نشونه‌ی تعجبه)

    اما در مورد چهار بند آخر:
    ببین دوست من، قرار نیست رو هوا حرف بزنیم. اگر تو تمایلاتی داری، من هم دارم. رفقای دیگه هم دارن، حتی همین آقایی که قبل از تو این نظر رو خوند. خب؟
    این تمایلات تا زمانی که با هم تضارب ندارن می‌تونن همه با هم زیر یه قانون جمع شن. نکته جاییه که تضاد وجود داره، مثلا فرض می‌کنم یکی معتقد به اینه که فضا باید جوری باشه تا اون بتونه نحوه‌ی پوششش(چه‌قدر «ش»!) رو طوری انتخاب کنه که زیبایی‌هاش رو دیگران ببینن و از اون‌ها لذت ببرن و خودش از این دیده شدن لذت ببره (فرضه دیگه؛ گیر نده!) از اون طرف من نوعی معتقد به چیزی خلاف اینم. کی رو ببینیم؟ من می‌گم مراجعه کنیم به رای مردم که در این‌جا اجرای احکام اسلامه (اگر این‌جا این نبود، آرزوم اینه که این‌قدر باحال بودم که بذارم برم یه جای دیگه یا اگر جای دیگه‌ای نبود یه جایی رو این‌طوری کنم :) )؛ خوبه دیگه از دید شما؟ رای مردم می‌گه قانون اساسی اساس قوانین کشور رو مشخص کنه. قانون اساسی آیا محدودیتی تو حجاب، انتخاب دین و این‌جور مسایل داره؟ می‌بینیم که نداره. در مورد انتخاب نوع زندگی حرفی نزدم چون خیلی کلیه.
    مردم در دو نوبت به چیزی رای دادن که می‌تونیم این‌جا ببینیمش. حالا این‌که شما بخوای چیزی رو تو این بگنجونی که از دایره‌ی اسلام خارجه، ممکن نیست مگر با سرنگونی نظام موجود (بر اساس اصل ۲).
    در قانون اساسی حتی کلمه‌ی حجاب یا پوشش نیومده و در مورد اقلیت‌های دینی در اصل ۱۳ می‌خونیم:
    «ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتهای دینی شناخته می‏شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل می‌کنند.»
    و من دین رو چیزی می‌دونم که پیام‌بر الهی داشته باشه نه هر مجموعه‌ای از عقاید و مناسک ویژه. مثلا اصول کانگ‌فو رو یه دین نمی‌دونم یا کابالا یا هر عرفان هندی و شرقی و غربی، بابیت، بهاییت و غیره :) همین‌طور در اصل ۲۶ می‌خونیم: «احزاب، جمعیت‏ها، انجمن‏های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته‌شده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ‌کس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.»
    در مورد خودی و بی‌خودی یا نخودی یا غیرخودی معتقدم که هر شخص یا دسته و گروه و حزب و جامعه‌ای بر مبنای اعتقاداتش این تقسیم‌بندی رو داره (مثال بزن از جایی که نداشته باشه). ما (مردم ایران) این اعتقادات رو اسلام گرفتیم: مبانی فکری و عملی امام خمینی(ره)، مبانی انقلاب (که همون اجرای اسلامه) و موضع‌گیری‌های ره‌بری (که باز بر اساس اسلامه). این تقسیم‌بندی هم بر اساس این اعتقادات انجام می‌شه. گرچه معتقدم تا جایی که امکان داره باید این دایره‌ی خودی رو باز گرفت؛ این به معنی اباحه‌گری یا دخول هر تفکری در این دایره نیست. از طرفی نظام با غیرخودی‌ها تا زمانی که برای اجرای قانون مشکلی پیش نیارن کاری نداشته و نداره.
    فعلا بسه به گمونم.

    جواب

    پاسخ ar:

    پسر چه‌قدر حرف زدم D:

    جواب

  9. usa | دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    خاک بر سر اححححممقتون
    :lol:

    جواب

  10. انقلابستان | دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    دوست عزیز از نکته سنجی شما ممنونم. مطلب اصلاح شد.
    یا علی

    جواب

  11. محسن | شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    [...] [...] نویسنده وبلاگ

    جواب

نظر شما:

:D :) ^_^ :( :o 8O :shock: 8) ;-( :lol: xD :wink: :evil: :p :whistle: :woot: :sleep: =] :sick: :straight: :ninja: :love: :kiss: :angel: :bandit: :alien: