یک طرح دوستانه
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۸/۰۳/۲۹ ساعت ۱۲:۱۹ ق.ظ در اجتماعی, شخصی, مثلاً سیاسی
از چند شب پیش که مردم میرن پشت بوم تکبیر میگن ما هم تصمیم گرفتیم در قالب یک طرح دوستانه، به امواج(؟!) خروشان(؟!) ملت(؟!) بپیوندیم(؟!)
حالا قضیه چیه؟ حدس بنده و نزدیکان اینه که خیلی از مردم ساکن تهران به دلیل اینکه در تمامی دورهی تبلیغات، رایگیری، شمارش آرا و کلا در بازهی انتخابات با افرادی همرای با خودشون برخورد داشتن -و البته نمود ظاهری حامیان موسوی در خیابونها تو شبهای آخر خیلی بیشتر بود- و رای موسوی تو تهران چیزی حدود ۳۰۰ هزار نفر بیشاز رییسجمهور منتخب هست، تصورشون اینه که تو انتخابات تقلب شده. شخص موسوی و جریان حامی اون هم از ماهها پیش این شبهه رو مطرح کرده بودن و دقیقا در راستای یک انقلاب مخملی این کار رو پیش بردن. قدرت رسانهای اونها هم خصوصا تو اینترنت بینظیر بود. همینطور سعی کردن که احمدینژاد و به تبع اون حاکمیت رو دروغگو و فریبکار نشون بدن. طبیعیه که در چنین شرایطی حامیان موسوی بعد از اعلام نتایج شوکه بشن و تصور کنن که تقلب رخ داده… چه دردسر؟ ماجرا اینجوری شده که مردم شبا میآن پشتبوم، تکبیر میگن. حالا طرح مسالمت آمیز و دوستانهی ما اینه که میریم پشت بوم؛ وقتی اونا میگن «الله اکبر»، ما میگیم «خامنهای رهبر». این خیلی حال میده. امتحان کنید اگر فرصت کردید. گاهی شعارهای دیگهای هم میدن. مثلا میگن: «مرگ بر دیکتاتور»؛ که در ادامهش میگیم : «چه میرحسین، چه دکتر». یا امشب یکی که دید اینطوریه و ما داریم پاسخ میدیم، سریع انگ «چماقدار» رو زد به ما و گفت: «مرگ بر چماقدار»؛ ما هم با اندکی تامل افاضه کردیم: «کلهش بره بالا دار». گمون کنم در این لحظهی تاریخی بندگان خدا کم آوردن.
یکی دیگه از شعارها که محض خنده ساخته شده و امشب مورد استفاده قرار گرفت این بود: «اینترنت پرسرعت، ارزان باید گردد»
این کار خاصیت داره به دلایلی: یکیش اینه که عدهای از توهم اکثریت مطلق میآن بیرون. بعدیش اینه که میبینن انصافاً اینطرف هم کسایی هستن که چماقدار و مزدور و اینا نیستن و به احمدینژاد رای دادن. بعدیش ایجاد فضای شادی و شعف برای جوانان این مرز و بومه که برای خود من بسیار مشعوفکننده بوده.
پسنگاشت: در طی انجام این طرح دوستانه سعی کنید اهانتی به کسی روا داشته نشه. تا به امروز هم ما نه اهانتی کردیم و نه اهانتی شنفتیم.
درخواست: اگر شعار جالب دیگهای به نظرتون رسید، استقبال میشه.
پسنگاشت: ما همچنان اهانت نکردیم اما از کسایی که مدعی «ادب مرد به ز دولت اوست» هستن بسیار شنفتیم. متاسفم واقعا. از کسایی که توهم مبارزه با فاشیسم رو دارن رفتارهای فاشیستی خیلی بیشتر سر میزنه تا ماها که محکوم به فاشیست بودن میشیم. الان سخت میتونی کسی رو پیدا کنی که به مچش پرچم ببنده و خیالش از بابت برخورد مخالفین راحت باشه اما از اون طرف تا دلت بخواد با خیال راحت همه چیز سبز میبندن به همهجاشون. تو زمان تبلیغات هم ملت واهمه داشتن از اینکه اگر به ماشینشون پرچم وصل کنن صدمه ببینه اما از اونطرف چی؟ عدهای از اونطرفی ها که -به قول یکی از قصد میزنن به هم (بعضی جاهای خاص البته) و بعد میزنن زیر خنده و این شروع یک آشنایی میشه براشون و …،- صدمه دیدن ماشینشون مثل از دست دادن یه پنج ریالی برای ماهاست.

پت | جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
داداش من شما، رسانه اینترنتی به چه درد شما میخوره. اول از همه که شما صدا و سیما و کیهان و ایران و … دارید. بعد هم سایت هاتون فیلتر نیست. این رسانه اینترنت را بزار برای ما بدبخت بیچاره ها که برون ایرانیم بنشینیم دور هم داد و بیداد کنیم دلمون خوش باشه. کسی که حرفهای ما را از پشت فیلتر نمیتواند ببشنود، تازه با این وضع اینترنت
جواب
پاسخ سلمان:
سایتهای موجیها(موج سبز منظورمه) تا روز قبل از انتخابات باز بودن. از وقتی شروع کردن به خزعبلگویی(ِشدیدتر از گذشته) بسته شدن. در ضمن تجربه نشون داده سایتی که فیلتر میشه، بازدیدهاش زیادتر میشن.
جواب
پاسخ سلمان:
قصدم اهانت نبود. اگر اینطور برداشت میشه، معذرت!
جواب
مترسک | جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
من نمیدونم این طرفدارای موسوی تو شهر ما چی شدن٬ جیکشون در نمیاد
حالا رای اول رو آورده بودا ناسلامتی. نه شعاری نه درگیری دو سه روز تو دانشگاه اعتراض آرام کردن بعدشم که دیگه هیچی. شاید هم چماقدارا همه شون رو کشته باشن 
در ضمن من تو همقافیهسازی مشکل دارم میشه “شعار نو” درست کنیم؟ (بر وزن شعر نو)
جواب
پاسخ سلمان:
میشه
جواب
زهرا | جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
سلام.
دلم شاد شد! اون هم به طرز وحشتناک!
اون پست سیب زمینی هم خیلی قشنگ بود!
این ترجمه آزاد رو هم ادامه بدید میشه گفت یه چیزی ازش در میاد!
جواب
پاسخ سلمان:
دوستان گفتن همینی هم که گذاشتم بر دارم. واقعا چه معنی میده آدم ترجمهی آزاد ارائه کنه از قرآن؟!
جواب
گلستانه | جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
سلام بردوست خوب ….
طرح ومتن شما خیلی عالی بود…
اگه اجازه بدین یه چیز هم من اضافه کنم…
حکومت عدل علی …هم احمدی هم موسوی ..
چطوربود…
با آرزوی موفقیت برای شما گرامی…
جواب
پاسخ سلمان:
منظورتون از این شعار چیه؟ من نفهمیدم. اگر منظور اینه که تو حکومت عدل علی هم احمدینژادِ منتخب ملت ریاست دولت رو به عهده بگیره، هم موسوی بتونه به زندگیش ادامه بده من موافقم
جواب
پاسخ ابراهیم:
یک معاند چرا باید بتونه به زندگیش توی حکومت اسلامی ادامه بده؟
جواب
پاسخ سلمان:
رافت اسلامی اگر شامل حالش بشه میتونه ادامه بده. مثل منتظری مثلا.
البته یاد سخنان امام میافتم اونجا که میفرمود «ما انقلابی عمل نکردیم …»
جواب
زینب | شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
باشد قبول، من نبودم و نیستم و گول بی بی سی ملعون و سی ان ان و… را خورده ام. من که خدایی نکرده یک وقت عقل ندارم که خوب و بد رو تشخیص بدم! دوست و آشناهایی هم که تلفنی ساعت ها از اخبار می گفتند همه جاسوسان انگلیسی های خاک تو سر بودند اصلا. بعد تازه وقتی تلخ تر میشه که این بی عقلیت رو به رخت بکشن. دختره احمق حرمت چادر روی سرت رو نگه دار. خجالت نمیکشی قاطی طرفدارای کافر موسوی شی. تو که اون ور آبایی به چه حقی در نقد فلانی مقاله مینویسی و تازه فلون جا هم چرندیادت رو چاپ میکنن و و و. اینها اندکی از ابراز محبت هایی است که دوستان شما به بنده کرده اند….من این ور آب ها همان بهتر که برم بمیرم…به من چه که رییس جمهور منتخب تمام نظام را برد زیر سوال/به من چه که روحانیت را…./به من چه که هاله نور دیده و تکذیب میکند…به من چه که…..من غلط بکنم حرف اضافی بزنم. من غلط بکنم حرفی از دموکراسی و معنای واقعیش بزنم.
این روزها دل غم زده دخترک غربت نشین که روزی عاشق وطنش بوده در آتش خیانت ها (شما بخوانید توهمات)میسوزد و نامردی را میبیند که عمری خیال میکرده بزرگ مردی است. این روزها تنها با خودم زمزمه می کنم “به کجای این شب تیره بیاویزم ، قبای ژنده خود را؟” این روزها نگرانی برای دوست عزیزی که تنها به گناه حمایت از موسوی در بند است داغانم کرده.
دلم تنگ شده برای صدق و صفا و دوستیی که انگار دیگر برگشتنی نیست!
اما این ها هیچ کدام مهم نیست. مهم این است که رییس جمهوور منتخبِ رهبری، و حامیانش شاد باشند و راضی.
جواب
پاسخ سلمان:
عرض کردم که! حرف زدن با ماها عین حرف زدن با شماهاست…
هر وقت قرار شد مستند حرف بزنیم من در خدمتم. اینطور احساسی کردن قضیه ثمری نخواهد داشت
جواب
پاسخ يک طلبه بي سواد:
تو بلد نيستي يه ذره خودتو با احساس نشون بدي و همدردي کني؟!
جواب
پاسخ سلمان:
بلد نیستم
جواب
پاسخ دانشجوي هرز:
من بلدم ولي موقعيتش پيش نمياد .
جواب
پاسخ زینب:
باید به شما ها دکترای افتخاری مسخره کردن دااد!!
خدا رو شکر که ما موجی ها(این هم ادبتون رو میرسونه البته) به هم دردی شما “عاقلان” هیچگونه نیازی نداریم.
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم
جواب
پاسخ سلمان:
مشکل من هم همینه که مملکت با ظلم باقی نمیمونه و موسویِ [...] داره به مردم ظلم میکنه. کدوم ظلم بزرگتر از اینکه نظر اکثریت مردم رو نادیده بگیری و جوونهای حامی خودت رو بفرستی تو کام آشوب و مرگ؟
نکنید آقای موسوی! نکنید! «ادب مرد به ز دولت اوست»
جواب
پاسخ ترنم:
زينب بانو! لطفا آخري بيانيه مهندس موسوي رو تو سايت كلمه بخونيد و بعد زير سوال بردن تمام نظام رو براي من توضيح بديد.
جواب
كاظم | شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
اينترنت پر سرعت، ارزان بايد گردد///
جواب
مترسک | یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
[حمیدرضا حیدریان: من مطئنم تقلب شده. خودم شاهد بودم!]
به راستي چرا عده اي به راحتي و با قاطعيت اعلام مي کنند هيچ گونه تقلبي در انتخابات دهم رياست جمهوري صورت نگرفته است؟ دفاع مجدانه آنان در حدي است که انسان خيال مي کند حضرات از علم غيب برخوردارند!
من به عنوان يک ايراني حتي اگر آقايان موسوي و کروبي هم حاضر به ارائه مدرکي در اثبات تخلفات انتخاباتي نباشند، شهادت مي دهم که در روز راي گيري با دو چشم خود تقلب آشکاري را شاهد بوده ام. من گواهي مي دهم در انتخابات تقلب شده و حاضرم به خاطر اين گواهي مشهود خويش ،هر خطري را پذيرا باشم.
عصر روز انتخابات وقتي به محل اخذ راي مراجعه کردم مراحل ارائه شناسنامه و اثر انگشت و… به شکل طبيعي انجام پذيرفت اما ماجرا از آن جا شروع شد که برگه سفيد راي را روي ميز گذاشتم و از ترس قلم هاي نامرئي با خودکار شخصي خود قصد نوشتن نام کانديداي مورد نظرم را داشتم.
خودکار را از جيب درآوردم و روي کاغذ تنظيم نمودم. آن موقع کسي در اطرافم نبود. اما جالب است بدانيد درست موقعي که اسم نامزد انتخابي ام را روي برگه نوشتم به ناگاه متوجه شدم يکي دو نفر (کمتر يا بيشتر) گردن دراز کرده و در حال سرک کشيدن و خواندن برگه من مي باشند. اگر چه بلافاصله لبه کاغذ را برگرداندم اما يقين دارم آنها با همان نگاه اول از محتواي کاغذ مطلع شده اند.
من نه تقلب نموده و نه به کسي تقلب داده ام ولي قسم مي خورم آنها از روي دستم تقلب کرده اند]!
منبع: http://goftamgoft.com/
جواب
پاسخ سلمان:
واقعا شرمآوره. این اخلاق خیلی بده. خیلیها رو دیدم که تو هر ادارهای موقع پر کردن هر فرمی از رو دست بغلیهاشون نگاه میکنن. خیلی زشته واقعا
جواب
ar | یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
دیروز رفته بودم دانشگاه، بچههای توی دانشگاه خطاب به دوستانی که اونطرف در پنجاه تومنی وایساده بودن: «اگر اوباش منم، چماق دستان تو چیست»
البته این قضیهی چماق رو، باید در کنار وقایع اخیر گذاشت. مثلاً اگه دیروز طرفای انقلاب و آزادی رد شده باشی، لباس شخصی مجهز به باتوم و کلاه کاسکت و سپر در تعداد زیاد دیدی. ما رد شدیم و دیدیم D:
اینم محض انگولک احساسات دانشگاه تهرانیها P :
از همون لینک قبلی که پای اون پست داده بودم، مال یکشنبهی پیشه گویا.
http://inapcache.boston.com/universal/site_graphics/blogs/bigpicture/iranelect_06_15/i10_19372097.jpg
===
دربارهی اینکه چرا مردم احساس میکنن تقلب شده، غیر از اون قضیهی اطرافیان:
کاندیداهای دیگه، احمدی نژاد رو به شدت کوبیدن. اتهام دروغگویی اتهام مهمیه. اگه ازش درست دفاع نشه، این اتهام روش میمونه. کما اینکه از نظر طرفدارهای موسوی روش مونده. نه فقط حرفهای موسوی و کروبی، حتی حرفهای رضایی. قضیهی تورم نقطهای به عنوان مثال، تغییر تعریف شاغل و امثال این.
قضیهی هالهی نور، دختر ۱۶ سالهای که انرژی اتمی هوا میکرد و امثال این، به اعتبار فرد لطمه میزنن. یه لیست از امثال این قضایا توی اون «نود سیاسی» که توی youtube پخش شده بود ذکر شده. مثلاً همین هالهی نور، یه تیکه از مصاحبه با یه خبرنگار خارجی بود، که احمدی نژاد در جوابش میگه خودش این قضیه رو توی روزنامهها خونده، ولی هر چهقدر خبرنگاره اصرار میکنه، احمدی نژاد صریحاً نمیگه که «نه، نگفتم».
همهی این فیلمها ممکنه جعلی باشن، ولی وقتی صریحاً انکار نشه، خلافش ثابت نشه، مردم رو به شک میندازه.
حالا صدا و سیما رو هم در نظر بگیر. فرض کن یه نفر میره تو خیابون و میبینه که چند صد هزار نفر، از کجا تا کجا رو گرفتن، بعد میاد میبینه صدا و سیما اصلاً حرفی به میون نمیاره. وقتی که اخبار صدا و سیما یک طرفه و بایاس باشه، اعتبارش رو از دست میده. وقتی که اعتبارش رو از دست داد، حالا هر چهقدر برنامه بذاره که «به جون خودم تقلب نشده!»
غیر از این، میرسیم به قضیهی وزیر کشور.
آقای کردان، مدرک جعلی دکترا داشت و رئیس جمهور هم کامل پشتش وایساد و چیزایی گفت تو مایهی این مدرکا کاغذ پارهان و مهم نیستن.
وزیر فعلی هم متهمه به میلیاردر بودن و اینجور چیزها.
مردم باید به کسی که رأیشون رو دادن بهش اعتماد داشته باشن. اینکه وزیر کشور دیپلم ردی باشه یا دکتر از آکسفورد، ممکنه برا خیلی اهمیت نداشته باشه، ولی اگه این شبهه وجود داشته باشه که طرف دروغگوئه، یا جاعله، اونوفت بحث مهم میشه. (البته کردان از وزارت خلع شد، ولی همینکه رئیس جمهور حتی بعد از استیضاح پشت کردان بود، میتونه باعث از بین رفتن اعتماد بشه). اینکه وزیر کشور مفلس (همینجوری مینویسن؟) باشه یا میلیونر فرقی نمیکنه، ولی اگه اتهامش این باشه که پولش رو از جای نادرستی به دست آورده، اون موقع کار بیخ پیدا میکنه. اونوقت آدم دیگه به چیزی که از اون منبع میشنوه اعتمادی نداره، مخصوصاً اگه خلاف خواستهی خودش باشه.
خلاصه که، اعتبار چیز مهمیه، و به نظر میرسه دولت (و حتی حکومت) داره بخش مهمی از اعتبارش رو، درست یا غلط، از دست میده. فک کنم به جای فرستادن پلیس ضد شورش روبهروی مردمی که خیلی قصد آشوب ندارن، بهتر باشه یه فکری به حال اعتبار شخصیتها و دستگاهها بشه.
این رو هم ببین http://khodesh.blogfa.com/post-439.aspx
===
یه مورد دیگه در باب ایجاد شبههی تقلب. دورهی قبل انتخابات با چیزی شبیه ۱۷ میلیون به ۱۰ میلیون به نفع احمدی نژاد تموم شد. این بار تقریباً ۲۴ به ۱۴. یعنی رأی احمدی نژاد چیزی حدود ۷ میلیون رشد داشته، رأی مخالفان احمدی نژاد چیزی حدود ۴ میلیون. البته یه سری از کسایی که اضافه شدن رأی اولیها بودن و نمیشه در موردشون نظر داد، ولی ۲۰ درصدی که به مشارکت اضافه شده، میشه چیزی حدود ۹-۱۰ میلیون. این آدما کسایین که دورهی قبل به دلایلی رأی ندادن. مثلاً تحریمیها. برداشت اولیه اینه که این آدمها جزو موافقین حکومت نیستن (بعیده کسی موافق حکومت باشه و رأی نده D :). برای همین برای خیلیها (مثل خود من) خیلی عجیبه که این آدما بیشتر به احمدی نژاد رأی داده باشن.
===
من حتی وقتی تصمیم میگیرم حرف نزنم هم اینقد حرف میزنم! D:
جواب
پاسخ سلمان:
خوشم میآد از اینکه سعی میکنی منصفانه حرف بزنی. خیلی خاصیت خوبیه. خوش به حالت. در فرصت مناسب پاسخگو خواهم بود.
جواب
پاسخ سلمان:
در مورد هالهی نور حرفی نمیزنم. اما در مورد دختر ۱۶ ساله و هوا کردن انرژی هستهای
؛ من نتونستم هیچجا کامل این فیلم رو پیدا کنم. خود احمدینژاد تو ۲۰ دقیقهی آخرش در مورد اینگونه از تخریبها صحبت کرد و گفت: «من جایی نقل قول کردم از کسی، بعد در ادامهی صحبتم همین حرف رو ممکنه رد کرده باشم. اما بر میدارن مقدمهی حرف و موخرهش رو میزنن، اون بخشی رو میذارن که باحاله»(نقل به مضمون). کاملا هم قابل درکه؛ کسی که دکترا داره تو یه رشتهی مهندسی، محاله همچه حرفی بزنه.
در مورد صدا و سیما و عدم انعکاس تجمع غیرقانونی (این چماق قانونی و غیرقانونی رو همین دوستان اصلاحطلب دادن دستمون
در مورد کردان؛ منظور از کسی که مردم رایشون رو بهش دادن وزیر کشور که نیست؟ هست؟ مردم رایشون رو دادن به عوامل اجرایی و ناظرِ کنار هر صندوق و در مورد روال رایگیری و شمارش حرف زیاد زده شده. بگذریم.
اینکه کردان دکترای جعلی داشت و خوشبختانه تو همین دولت (با نام اصولگرایی) باهاش برخورد شد به نظرم باید اعتماد مردم رو بیشتر کنه به اینکه حتی اگر همچه آدمی بتونه از مجلس رای اعتماد(!) بگیره، مصون از انتقاد و حسابکشی نیست. حمایتی هم که احمدینژاد ازش کرد ربطی به مدرکش نداشت. در ضمن اونایی رو کاغذپاره خوند که افراد زیادی به انحاء مختلف زیرآبی رفتن و گرفتن. مثل حاجی تو دولت محمد خاتمی و دیگرانی که حرف در موردشون زیاد زده شده(به لطف حضور دولتی که کتکخورش ملسه). چیزی که خودش تو تلویزیون گفت این بود که ملاک من عملکرد ایشون بوده که ۲۵ سال سابقهی مدیریت داشته تو جاهای مختلف و با افراد مختلفی که امروز نگران مدرک ایشون شدن.
در مورد محصولی دفاعی نمیکنم. اما باز همون مسئله رو میگم که اگر منظورت از «دادن رای به کسی»، سپردن رایها به وزیر کشوره، وزیر کشور امکان نداره بتونه دست ببره تو هیچکدوم از مراحل رایگیری و شمارش و تجمیع.
در مورد مواجههی پلیس و مردم؛ تصور من از مردم اون بخشی از آدمهای حاضر تو جامعه است که سنگ و چماق دستشون نیست و قصد ایجاد تزاحم و اعمال فشار به حکومت -به واسطهی انجام اعمال غیرقانونی، و البته به منظور تحمیل نظر خودشون- رو ندارن. پلیس هم نیرویی هست که وظیفهش انتظام دادن سختافزاری به اوضاع جامعهست. اگر هر کدوم از اینها از تعریفی که گفتم عدول کردن، مسئول عواقبش هستن. حالا عقوبت مردم بیچاره تو همون صحنه میشه باتوم خوردن و ضرب دیدن و احیانا کشته شدن. عقوبت اون پلیسه هم میشه دادگاه نظامی رفتن و در حالت غیررسمیش میشه سنگ خوردن و جرح دیدن و احیانا کشته شدن. اینکه اینطور راحت از کشته شدن مردم حرف میزنم به این معنی نیست که از این اتفاق شادم یا حتی فکر رضایت از این اعمال از ذهنم میگذره؛ چه اینکه برای تکتک این جملهها فکر میکنم اگر روزی خودم کاری کردم و باهام اینطور برخورد شد باز هم همینا رو میگم یا نه. کما اینکه کردم و همینطور برخورد شد.
در مورد افزایش رای احمدینژاد؛ سوال خوبیه. این استدلالِ تو رو من هم چند بار شنیدم. اما توجه کنیم که اولش، همهی افزایش از تحریمیها نیست (مثلا بخشی از جامعه -که به واسطهی اینکه احساس میکردن رای دادنشون تاثیری تو زندگیشون نداره و این رو توی ۱۶ سال قبلش حس کرده بودن- اهمیتی به شرکت تو انتخابات نمیدادن اما تو این چهار سال دیدن میتونه اوضاع خیلی متفاوت باشه؛ این بخش بیشتر شامل قشر مستضعف جامعه میشه و نه کسانی که تحریم میکردن انتخابات رو؛ بنابراین دشمنیای با نظام نداشتن که بگیم بعیده به احمدینژاد رای بدن). دومش، بخشی از تحریمیها به این علت رای نمیدادن که به نظرشون همه دزدن و دارن میخورن و هوای هم رو دارن و اوضاع فرقی با رژیم گذشته نکرده و طبیعتا تو چهار سال گذشته و علیالخصوص بعد از مناظرهی تاریخی خلاف این ماجرا رو دیدن، که نمونههایی از این دست رو شخصا ملاقات کردم. سومش، بخشی که با نام مذهبی سنتی شناخته میشن، در دور گذشته به هاشمی رای دادن و به دلایل مختلف الان برگشتن از رایشون که فکر میکنم این بخش، سهم عمدهای داشته باشه. چهارمش، کسایی این دوره به آقای موسوی رای دادن که عمدتا از تحریمیهای گذشته بودن. این رو هم از مشاهدات عینی خودم میگم.
خسته شدم
یا حق
جواب
پاسخ ar:
من هی به خودم میگم این تیکه کده که تموم شه میرم جواب میدم D:
تموم هم نمیشه D:
منم حوصلهام سر رفت، در نتیجه بنده به طور رسمی «میرم جا». باقی بحث باشه برای یه وقت دیگه، احتمالاً رودررو ( :
جواب
ترنم | سه شنبه ۲ تیر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
در تاييد تحليل جناب سلمان :
من خودم تعداد قابل توجهي آدم مي شناسم كه دور قبل به آقاي هاشمي راي داده بودن و اين دوره به آقاي احمدي نژاد.
جواب
پاسخ يک طلبه بي سواد:
من هم!
جواب
پاسخ این روزها:
ما نیز هم
جواب
gg | دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
آقا این چه افتضاحیه

من ۵ شنبه کنکور دادم و حالا می فهمم که به احتمال زیاد تقلب شده
http://alef.ir/1388/content/view/48574/
اینم مدرکش
جواب
حباب دیوانه | جمعه ۱۲ تیر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
جواب
پاسخ سلمان:
بهروزرسانی خواهم کرد ان شاء الله
جواب
دانشجوي هرز | یکشنبه ۱۴ تیر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
آقا ملت رو تحريك نكنيد !
مگه فوتباله كه برنده _ بازنده داشته باشه ؟
جواب
مترسک | دوشنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
میرحسین وقتی باخت که در مقابل ولیفقیه ایستاد. طفلک!
میلاد امیرالمومنین مبارکتون باشه.
جواب
ترنم | جمعه ۱۹ تیر ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
از مادر زاده نشده كسي كه بخواد جلوي نظردهي ما رو بگيره!
مامان تون به تون ياد نداده كه فحاشي كار خيلي بديه جناب سلمان! چي كار داريد به اين مهندس بيچاره سيد اولاد پيغمبر!
جواب
یه دوست | پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
اومدم، وبلاگتو دیدم، اعصابم خورد شد… اما یه دفعه دیدم که خیلی وقته آپ نشدی، تو دلم خوشحال شدم، آخ با خودم فکر کردم که شاید به حقایق پی بردی و یه خورده انصاف پیشه کردی.
جواب
پاسخ سلمان:
تغییر عقیده رو تکذیب میکنم
بنده همچنان به شدت «احمدینژادی» و حامی «نظام» هستم
یاحق
جواب