کمک
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۸/۰۲/۵ ساعت ۱:۳۴ ق.ظ در اجتماعی, مثلاً سیاسی
میگه: «پسر عمهم استاد تمامه؛ فقه درس میده؛ میگفت: «اگر ایندفعه احمدینژاد رای بیاره، دیگه به هیچ گدایی کمک نمیکنم.»»
پسنگاشت: خدایش با «خشی» و «بیل» محشور کناد …
مطالب مرتبط


کاظم | شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
یعنی چی اونوقت />
جواب
مترسک | شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
تنگ ِ خشی و بیل٬ اسم استاد تاریخ تمدن اسلامی ما رو هم بزارید. کسی رو ندیدم که مثل اون بتونه کفر رو در قالب اسلام ترویج بده!
جواب
مترسک | یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
http://faslibarayefarda.blogfa.com/
جواب
رفیق | سه شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
باز شما همینطوری کیلویی حکم صادر کردی برا آخرت مردم؟
جواب
رضا | سه شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
منظورش اين بوده که ديگه گدايي نميمونه که من بخوام بهش کمک کنم. اين طوري به قضيه نيگا کن.
جواب
ترنم | چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
شایدم منظورش این بوده که دیگه کمک کردن به دیگرون در وسع ما نخواهد بود!!!
جواب
فاطمه | سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پاسخ دهید
شاید دیگه نمی خواد اونم یه گدای دیگه رو در گدامنشی باقی بذاره!
جواب