مرتضای آوینی

دعای صحت و حرز سلامتی مینی‌ست
که زیر پای چپ مرتضای آوینی‌ست

پس‌نگاشت:  می‌فرماید که: «مطمئن نیستم كه با اصل شعر كاملا منطبق باشه احتمالا بعضی ابیات جابجا شده، برخی از قلم افتاده.

همان‌كه مادرِ دوران چو او نزاده، تویی
خدا اگر به كسی تابِ عشق داده، تویی
خلیفه روی زمین او اگر نهاده، تویی
بهل كه ساده بگویم، امام‌زاده تویی
تو كیستی كه برایت علی غریبی خواند
تو كیستی كه فقط از تو دلفریبی ماند
به تکه تکه نعشت دخیل باید بست
دخیل بر کرم جبرئیل باید بست
دعای صحت و حرز سلامتی مینی است
که زیر پای چپ مرتضای آوینی است
به زیر لب تو چه خواندی که آسمان خم شد
و از میان زمین مرد واپسین کم شد
به زیر لب تو چه خواندی که ره نشان دادند
و تحفه نعش تو را دست آسمان دادند
به زیر لب تو چه خواندی که قفل بسته شکست
و بغض مانده مردان دل شکسته شکست
به زیر لب تو چه خواندی؟ بگو، بلند بگو
ز کاروان عقب افتادگان کم اند، بگو
جنوب جای عجیبی است، آسمانش نیز
بهشت شاهد ما و فرشتگانش نیز
بهل که در بگشایند او جنوبی بود
کلون کنند و بگویند روز خوبی بود…»

پس‌نگاشت: و خود شاعر اشاره می‌کند به این‌جا

بدخوب (+5)

13 نظر

  1. سلمان | جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    نمی‌دونم از کیه

    جواب

    پاسخ محسن:

    یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود …
    آه …

    جواب

  2. saEde | جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    Mr amirkhani nevisande shaereshe

    جواب

    پاسخ سلمان:

    بله و این رو تو صفحه‌ی اولش نوشته:

    همان‌كه مادرِ دوران چو او نزاده، تویی
    خدا اگر به كسی تابِ عشق داده، تویی
    خلیفه روی زمین او اگر نهاده، تویی
    بهل كه ساده بگویم، امام‌زاده تویی

    دعای صحت و حرز سلامتی مینی‌ست
    كه زیر پای چپِ مرتضای آوینی‌ست…

    جواب

  3. *** | جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    بي مره س :wink:

    جواب

    پاسخ ابراهیم:

    نقطهٔ «مزه»ات افتاده زیر «ی»ات، نصف شده، شده «ي».

    جواب

  4. ف. | جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    و روی دوش قلم ها چه بار سنگینی‌ست…..

    جواب

  5. آسمان ابری و باران | شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند
    اما حقیقت این است
    که زمان ما را با خود برده است
    و
    شهدا مانده اند …

    جواب

  6. اسماعيل | شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    مطمئن نيستم كه با اصل شعر كاملا منطبق باشه احتمالا بعضي ابيات جابجا شده، برخي از قلم افتاده.

    همان‌كه مادرِ دوران چو او نزاده، تویی
    خدا اگر به كسی تابِ عشق داده، تویی
    خلیفه روی زمین او اگر نهاده، تویی
    بهل كه ساده بگویم، امام‌زاده تویی
    تو كيستي كه برايت علي غريبي خواند
    تو كيستي كه فقط از تو دلفريبي ماند
    به تکه تکه نعشت دخیل باید بست
    دخیل بر کرم جبرئیل باید بست
    دعای صحت و حرز سلامتی مینی است
    که زیر پای چپ مرتضای آوینی است
    به زیر لب تو چه خواندی که آسمان خم شد
    و از میان زمین مرد واپسین کم شد
    به زیر لب تو چه خواندی که ره نشان دادند
    و تحفه نعش تو را دست آسمان دادند
    به زیر لب تو چه خواندی که قفل بسته شکست
    و بغض مانده مردان دل شکسته شکست
    به زیر لب تو چه خواندی؟ بگو، بلند بگو
    ز کاروان عقب افتادگان کم اند، بگو
    جنوب جای عجیبی است، آسمانش نیز
    بهشت شاهد ما و فرشتگانش نیز
    بهل که در بگشایند او جنوبی بود
    کلون کنند و بگویند روز خوبی بود…
    رضاي اميرخاني

    جواب

  7. مترسک | شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    دل ِ ما هم به همین شعرا و حرفا و وصیت‌نامه‌ها و فیلم‌ها خوشِ ِ …
    (تاکید می‌کنم٬ فقط دل ِ ما)

    جواب

  8. هرز دانشجوي افراطي | شنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    بسم جنون . بسم طرب . بسم عشق
    بسم صفا . بسم طلب . بسم عشق
    بنام كاشف تمام غمها
    بنام صاحب همه علم ها

    جواب

  9. ترنم | چهارشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    دست شما درد نکنه، حال و هوامون راستکی بهاری شد.

    جواب

  10. اسماعيل | جمعه ۲۸ فروردین ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    او، مصرع سوم

    جواب

    پاسخ سلمان:

    فکر می‌کردم اشتباهه. چه‌جوری باید خوندش؟ بدون «او» راحت‌تر می‌شه خوندش

    جواب

    پاسخ اسماعيل:

    خلیفه هم اگر او بر زمین نهاده، تویی

    جواب

  11. سحریار | شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    و تو دکتر جان!! تو باز هم تحمل می کنی و خسته نمی شوی چون می دانی که عزیز دردانه خدا شدن کتک خوردن دارد و به این آسانی ها نمی شود عزیز خدا شد ! تو تحمل می کنی و خسته نمی شوی چون می دانی که عزت دست خداست و خداوند به هرکس که بخواهد عزت می دهد !

    تو اهل سیاست نیستی …
    http://saharyar.blogfa.com/post-193.aspx

    جواب

  12. کاظم | شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    خوب.. که چی ؟

    جواب

  13. هرز دانشجوي افراطي | چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ | پاسخ دهید

    حاجي يواش يواش هماهنگ كنيم كه انشاءالله بريم اونجا . يا همون ساسان . يا هر جاي ديگه كه لازمه . به گوشم حاجي

    جواب

    پاسخ سلمان:

    اون‌جا رو من بلد نیستم. ساسان هم هروقت شما امر کنید بنده در خدمتم.

    جواب

    پاسخ هرز دانشجوي افراطي:

    پنج شنبه همين هقته خوبه ؟ ۱۰/۲/۸۸؟

    جواب

    پاسخ سلمان:

    من آماده‌ام. پیامک هم دادم دوتا که نرسید گویا…

    جواب

نظر شما:

:D :) ^_^ :( :o 8O :shock: 8) ;-( :lol: xD :wink: :evil: :p :whistle: :woot: :sleep: =] :sick: :straight: :ninja: :love: :kiss: :angel: :bandit: :alien: