چمران، چه‌گوارا

آدم‌های مقطعه

C
D
DVD
LCD
LSD
LG
حروف قطعه‌قطعه نازل می‌شوند
حروف قطعه‌قطعه‌مان می‌كنند
ما آدم‌های مقطّعه‌ایم
محصول نسل جدید رایانه‌های Microsoft
و Ford خدای عصر جدید،
پیامبرانش را
با پیام‌های بازرگانی به سوی ما می‌فرستد:
«C
D
DVD
LCD
LSD
LG
ما شما را بیهوده زنده نمی‌گذاریم
شما زنده‌اید
تا باLiberal democracy تفاوت را احساس كنید
زندگی دكمۀ بازگشت ندارد
اما هرگاه میل‌مان بكشد
دكمه‌های مرگ‌تان را می‌فشاریم
پس آیا نشانه‌های ما را در هیروشیما نمی‌بینید؟
آیا عبرت نمی‌گیرید از ویتنام؟
از عراق و افغانستان؟
این است عطای Leviathan:
آزادی به قیمت امنیت
مغز در مقابل شكم
نفت در برابر غذا
ما شما را بیهوده زنده نمی‌گذاریم
شما زنده‌اید تا خرید كنید…»

بسم‌ الله الرحمن الرحیم
اقتربت الساعه و انشق القمر
می‌ترسم از امكانات مانیتورهای SAMSONG
از قابلیت‌های گوشی‌‌های NOKIA
و دوربین‌های SONY
می‌ترسم از میزهای قشنگ
و مدیران خوش‌صحبت
از مجریان دل‌مرده در پخش‌های زنده
از پسران عصبی و تنها
و دختران با روابط عمومی بالا
من كه بماند، پدرم هم می‌ترسد
C
D
DVD
LCD
LSD
LG
ما نسل آدم‌های مقطعه‌ایم، آقای مدیر!
با حرف‌های بریده بریده و سمینارهای ابتر
كه جان می‌دهد برای Bluetooth شدن
و شاهكارمان مسئول روابط عمومی است
كه SMSهای خوبی می‌فرستد
و استاد تشكیل ستاد خبری است
حتی وقتی همه می‌دانند
كه هیچ خبری نیست!
به سم‌ضربۀ اسبان مجاهدان سوگند
می‌ترسم از PRIDE
از MAXIMA
از ELEGANSE
مخصوصاً از پرشیای جناب‌عالی در خیابان Jordan
و نمی‌ترسم از رزمناوهای امریكایی در خلیج فارس
از اتاق‌های جنگ باكم نیست
اما در اتاق شما حس خوبی ندارم!
وقتی چمران را چسبانده‌اید به سینۀ دیوار
و Che Govara در دانشگاه تهران سیگار می‌كشد
از عكس شهدا می‌ترسم
از شمارۀ سریال مشاوران مذهبی
و از آدامس‌فروش‌ها و فاحشه‌های ونك و صادقیه
از همۀ این‌ها می‌ترسم آقای مدیر
اما از قطعنامه‌های شورای امنیت نمی‌ترسم
و از Cristian Amanpour
از آگهی‌های آیندگان و گاج
از فرم‌های كاریابی
از سریال‌های طنز نود قسمتی
از برنامۀ نود
و از پخش مستقیم لیگ‌های انگلیس و آلمان و ایتالیا می‌ترسم
وقتی آمریكا با پرچم Nestle
در رگ‌های شما می‌دود
كه در نمایشگاه‌ها و جشنواره‌ها
حرف‌های كارشناسی می‌زنید
اتوبوس‌ها در ترافیك جوش می‌آورند
از داغی صدای شما
كه از لزوم نقد سازنده می‌گویید
ما روی موج رادیو جوان پیر شده‌ایم
و در صف‌های ورزشگاه آزادی
واحد موسیقی را تعطیل كنید
و كنسرت‌های شجریان را
بگذارید به مدرسه برگردیم
و دسته‌جمعی سرود بخوانیم
واحد تئاتر را تعطیل كنید
و نمایش‌های مذهبی را
بگذارید به مسجدها برگردیم
و روضه بشنویم
آسمان به زمین می‌آید
اگر پای تلویزیون‌ها خوابمان نبرد؟

من:
۱. از شعر نو نشده بود تا حالا این‌قدر لذت ببرم.
۲. هنر دمیدن روح تعهد در انسان‌هاست.
۳. این علی محمد مودب هنرمند است.
۴. قبلا دیده بودمش و امشب دوباره در نامه‌ها ملاحظه شد و اصلش از این‌جاست و بر خلاف رویه حیفم اومد همه‌ش رو نذارم این‌جا.

بدخوب (+5)

10 نظر

  1. قلم | سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    با سلام………….

    محمدعلی مودب را نمی شناختم ولی انگار با این نوشتارش سالهاست که هستیم……….

    خوب بود نمیدونم چرا یاد سگهایی افتادم که در سالهای دور با یک چشم بند به سبک

    دزدان دریایی همه را به یاد موشه دایان می انداخت…………….

    شاید هم بی ربط………………

    جواب

  2. كاظم | سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    بدك نبود

    جواب

  3. هرز دانشجوي افراطي | سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    صادقيه نه آقاجون . آرياشهر !!
    وقتي اسم اين چه گوارا مياد انگار كه برج ميلاد رو روي سرم خرد و خاكشير مي كنن !! چمران رو چه به چه گوارا ؟!!
    راستي هنوز پيتزا زيتون ميخوري ؟!!!

    جواب

    پاسخ سلمان:

    من؟! پیتزا زیتون؟!
    در مورد «چه» نظر من و شاعر هم همینه…

    جواب

    پاسخ هرز دانشجوي افراطي:

    موافقي بريم پيتزا زيتون ؟ به صرف چشم چروني خوبه ؟!!!

    جواب

    پاسخ سلمان:

    بریم! من شکممو می‌چرونم تو هم چشتو… بریم؟

    جواب

    پاسخ هرز دانشجوي افراطي:

    بريم . آدم بايد يه كم گناه بكنه كه براي توبه كردن بتونه گريه كنه!!! . قرارو فيكس ! كن سلمان جان

    جواب

    پاسخ سلمان:

    کجا هست حالا؟

    جواب

    پاسخ هرز دانشجوي افراطي:

    توي همون آرياشهره ( صادقيه سابق ) . بعد از فلكه اول . خ شهيد اسدي

    جواب

    پاسخ سلمان:

    من یه پیش‌نهاد دیگه دارم؛ اگر مایلی یه مطلب بزن در باب دعوت از رفقات به این مضمون: «عیادت از جان‌بازان بیمارستان ساسان»! رفقا جمع شن بریم منم پایه‌ام.
    روز پیش‌نهادیم هم دوشنبه، سه‌شنبه یا پنج‌شنبه‌ست.
    زنده باشی
    پس‌نگاشت: اینم نشونیش

    پاسخ هرز دانشجوي افراطي:

    پيشنهاد خوبيه . خيلي خوبه . ولي يه موضوع نگرانم مي كنه . هميشه اين نگراني رو داشتم كه اون جانبازها فكر نكنن ما اومديم به موزه !! نميدونم مطلب رو گرفتي يا نه ؟ ولي اميدوام كه انشاءالله بتونيم قبل از اينكه بهمن ماه تموم بشه بريم عيادتشون ( البته صحيحش اينه كه بريم اونا ما رو ويزيت كنن شايد يه نسخه اي دادان شفا گرفتيم ) هرچند كه تا مطمئن نشم اينجوري فكر نمي كنن من يكي كه قدم از قدم بر نمي دارم .
    يا من اسمه دوا و ذكره شفا

    پاسخ سلمان:

    به‌نظرت راهش چیه؟
    بگیم به اندازه‌ی خودتون بی‌کله‌ایم خوبه؟
    بگیم «منتظریم جنگ بشه با اسرائیل یا آمریکا» خوبه؟
    لااقلش اینه که یه چیزی غیر از نیش و کنایه می‌شنفن! نه؟
    نمی‌دونم، اینم بحثیه برا خودش… فکر کنیم ببینیم بریم چه‌کنیم که اونا برداشت نادرستی نکنن! ماها که ان‌شا‌الله معلوممونه برا چی می‌ریم!
    کاش این بحثا ذیل اون مطلبت می‌شد

  4. هيچي | چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    اينم مي شه

    جواب

  5. توده كشت | چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    من مشخصات توده كشت رو وارد كرده بودم چرا ييهو به اسم هيچي ثبت شد؟يعني دليلش چي مي تونه باشه؟

    جواب

    پاسخ سلمان:

    حالا مگه فرقی هم می‌کنه؟

    جواب

  6. زیباترین شکیب | چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    هی خوندیم و هی لب گزیدیم!

    جواب

  7. توده كشت | چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    هيچي توده كشته ولي توده كشت هيچي نيست
    در مورد مقايسه چه و چمرا ن هم اصولا هر مقايسه بين هر دو نفري رو قبول ندارم ولي بعضيا زيادي كاسه داغتر از آش شدن.خيلي از چيزايي كه چه رو از چشما انداخته تبليغات بعد از مرگش بوده.

    جواب

  8. ترنم | پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    محض اطلاع: اين اقاي مودب بر عكس خيلي از آقايون :evil: خيلي هم قشنگ شعر مي خونه. اون دفعه كه اومده بود دانشكده مون اين رو از نزديك! احساس كردم.

    جواب

  9. ترنم | پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    اون تيكه ي آيه هاش محشر بود :love: … سي … دي … ما شما را بيهوده زنده نمي گذاريم …

    جواب

  10. هرز | شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    انشاءالله دوشنبه شب یه مطلب در اینباره میزنم

    جواب

نظر شما:

:D :) ^_^ :( :o 8O :shock: 8) ;-( :lol: xD :wink: :evil: :p :whistle: :woot: :sleep: =] :sick: :straight: :ninja: :love: :kiss: :angel: :bandit: :alien: