دلدرد
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۰۹/۲۲ ساعت ۴:۰۶ ق.ظ در اجتماعی, فحاشی, مذهبی
وبلاگ این بشر رو چندوقتی هست که بیشتر میبینم (و البته این از باب تنفره تا چیز دیگه)
دوست دارم دقت کنیم به تفاوت سطح شعور افراد
یکی درس آخوندی میخونه، میشه طلبهی سیرجانی
یکی میشه راوی ارتباطاتش بامتعهش
یکی میشه امام موسی صدر، بین اون همه شیعه و سنی و مسیحی جا باز میکنه برا اسلام
یکی میشه مثل نمونههایی که میبینیم گاهی. از بغض(؟!) عُمر میافتن به ترویج متعه. اسمش رو هم میذارن سنت شیعی متعه!
یاد «زال محمد پا انداز» میافتم در «من او»ی امیرخانی
نمیدونم بعضی چه خاصیتی دارن که از این همه منابع دینی و احکام تعطیل مونده به همین چیزا میرسن فقط؟
حالا بری ببینی، در و دیوارم پر کرده از احادیث و قرآن. والبته شنیدیم که «رب تالیالقرآن، والقرآن یلعنه»
امام خمینی بارها به پشتیبانی از روحانیت مبارز و دهنکجی به آخوندهای شکمپرست (و به طریق اولی زیرشکمپرست) و درباری و مرفه و … عمل و توصیه فرمودن
… و كار به جایی رسید كه نقش قرآن به دست حكومتهای جائر و آخوندهای خبیثِ بدتر از طاغوتیان وسیلهای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالی شد…
این مطلب در دستهبندی جدیدی به نام فحاشی منتشر شد
مطالب مرتبط


کنز | جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
این بابا تا چند وقت قبل یه عکس سه در چهار هم از بشرهی منورشون کنار وبلاگ کار گذاشته بودند؛ عجیب ظاهرالصلاح و واجبالاقامه!
جواب
من و متعه ام | جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
چه تفاهمی
بنده هم از شما بیزارم!
کمی آشنایی و نگاه جامع به اوامر ائمه دلایل تاکید آنان بر احیاء این سنت را نشان میدهد.
ما هم بر ضد شما تحت عنوان سلمان محمدی! نوشتیم اما لینک ندادیم که ترویج مبدعین نشه.
جواب
پاسخ اسماعیل:
درس صوبت کن بینیم
جواب
پاسخ سلمان:
بیزاری شما که موجب خوشنودیست.
قصد پاسخگویی به شما را ندارم…
جواب
رضا | جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
تا جايي كه من اوشون رو ميشناسم، نوشته بودن فارغ التحصيل مهندسي برق
http://man-mote.tumblr.com/post/21091955
جواب
پاسخ سلمان:
کسی که میگه از علوم دین، اصول و رجال و فقه و تفسیر میدونم یا میخونم یعنی چی؟ آها! یعنی شما هم به آخوندی قبولش ندارین؟
جواب
پاسخ رضا:
آخوند تو جامعهي ما يه تعريف خاصي داره. اگه شما تعريف ديگهاي ازش داري تو پرانتز جلوش بنويس كه بقيه جور ديگهاي فكر نكنن. ok؟
جواب
پاسخ سلمان:
در اینجا منظورم از آخوند کسیست که نان (والبته شاید چیزهای دیگه) میخورد (یا کار دیگری میکند) به نام دین و علوم دینیه!
اگر جسارت شد معذرت میخوام ولی موضع من در مورد آخوند و روحانی تغییر نکرده.
جواب
پاسخ یکی:
اینو انصافا گاف دادی
اول برو درست بخون بعد فحش بده
جهت اطلاع جنابعالی ، من مهندس رو میشناسم
نه آخونده و نه نون آخوندی میگیره
مهندسه و کار میکنه خیلی از امثال توی نفهم بهتر
جواب
پاسخ سلمان:
خوشگلِ بابا! به پرانتزها هم دقت کن
« … (میخورد یا کار دیگر میکند) … »
در مورد نفهمی بنده هم لطف دارین ولی مگه میدونی من چهطوری یا چهکاری میکنم؟!
جواب
پاسخ یکی:
نفهمی تو از این شکل تعریفت پیداست
اگه قرار باشه هرکسی به نام دین ، کاری کرد اسمش آخوند باشه تو هم آخوندی که بخاطر دین (به زعم خودت) عربده کشی راه می اندازی و فحاشی
جرج بوش هم بخاطر دین حمله می کرد اینور و اونور!
جواب
پاسخ سلمان:
آقا شما نوبری دیگه! مشکلت با نفهمی منه؟
من که قبول کردم که…
جواب
كاظم | جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
باريكلا
جواب
اسماعیل | جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
خب که چی؟ بالاخره متعه وجود خارجی و عینیت داره یا نه؟ این یک واقعیته بالاخره. تکلیف خودمون رو باهاش معلوم کنیم.
بعدشم اون طلبه ی سیرجانی هم ممکنه یکی از طرفدارای متعه باشه. همین طور موسی صدر.
همه که قرار نیست مثل هم باشن.
این طرف داره یه حرفی میزنه و کلی هم مدرک و دلیل و أیه داره براش. اگر می خوای جواب بدی نمیتونی که فقط بنا به احساس جوابشو بدی و زال محمد رو شاهد مثال بیاری! قل هاتو برهانکم
جواب
پاسخ سلمان:
من گفتم وجود خارجی نداره؟
من گفتم طلبهی سیرجانی یا امامصدر مخالفه؟
بله، قرار نیست همه مثل هم باشن و به یه اندازه بفهمن… میفهمم اینو.
ولی امام موسی صدر خیلی بهتر از ایشون میتونست سنت شیعی رو احیا کنه. هم بین سنیها و مسیحیها بود و ضرورت احیای شیعه بیشتر به نظر میاومد، هم دیگه موقعیت خیلی مهیاتر از اینجا بود دیگه!
بحث ایننیست که اون مدرکهاش به درد عمهی کی میخوره یا نمیخوره. بحث اینه که حکمی که در مورد خصوصیترین رفتار آدمه، شده شعار این وبلاگ. خب باشه شعارش باشه. باقی رو هم ترغیب میکنه به همچه رفتاری. جالبه! راهکار هم ارائه میده که چهطور دور از دید بابا-مامان و باقی به مقصود(!) برسید…
جواب
قلم | جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
با سلام…………..
ممنون از شما ونظرتون…………..
این اقای متعه ای هم دست کمی از شیوخ عرب وسارکوزی نداره……….
این ادم فکر کرده ایران عزیز ما یا غربه یا عربه………….ولی راه به جایی نخواهد برد انشالله
جواب
زينب | جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
ومن الاحزاب من ینکر بعضه قسمتی از آیه ۳۶ سوره رعد
نه برای دفاع!
جهت تفکر وتامل!
جواب
پاسخ سلمان:
إِنَّمَآ أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ ٱللَّهَ وَلَآ أُشْرِكَ بِهِۦٓ ۚ إِلَيْهِ أَدْعُوا۟ وَإِلَيْهِ مَـَٔابِ
جواب
قلم | جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
با سلام……………..
این آقایا نی که انقدر موافق هستند…..واقعا برای مادر .خواهر ودختر خودشان
هم به این اندازه گشاده دست می باشند؟
جواب
پاسخ سلمان:
از ابراز نظرتون متشکر…
ولی از شما و باقی رفقا میخوام که بحث متعه رو پیش نکشین اینجا…
اگر کسی مایله اطلاعات داشته باشه یا بحث کنه، احتمالا جا زیاده واسه دونستن موارد فقهی(!) و سروکله زدن تو این موضوع.
اینجا بحثم بیشتر سر تفاوت نگاهها و فکر کردن به خودمونه و سعی در اینکه یهوقت از اصول نیفتیم تو وادیهای دیگه…
جواب
ناشناس | جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
متاسفانه ایشان در قیاس با علمای تراز اول حوزه واقعا “عددی ” به حساب نمی آیند که حالا نظرات فقهی شان(احکام ثانوی! و ..) بخواهد مورد استفاده مسلمانان قرار بگیرد برای همین همیشه با بی اعتنایی جریان اصیل حوزه مواجه بوده اند و مراجع بزرگوار(حضرات آیات خویی و شریعت مداری و قمی و روحانی و ..) تاوان این بی اعتنایی را پرداختند با حبس خانگی و زندانی شدن و ممانعت از معالجه و غیره..
.آن امام صدر هم که یاد کردید برادرشان توسط همین حکومت زندانی شد و ایشان به دلیل حمایت از مرجعیت آیت الله خویی به جای این شخص مورد اذیت و آزار زیادی قرار گرفت بنابراین اینکه ایشان ۳۰ سال است مفقود اند و رابطه ما هر روز با قذافی دوستانه تر می شود! جای تعجبی ندارد
ایشان بهتر بود به جای تهمت زدن به مراجع با عباراتی که لایق خودشان است “حد” خود رو شناخته و یک سیاستمدار و مبارز باقی می ماندند..
شما هم به جای فحاشی؛ با استدلال دینی جواب دهید واضح است که سخنرانی های احساسی یک سیاستمدار نمی تواند منبع مناسبی برای دین باشد
یکی از احکام تعطیل مونده هم همین ازدواج هست اما به دلیل همین نظرات فقهی مشعشع! که به پیروی از عمر متعه را حرام می داند و اقتصاد پویا! جوانان حاضر به ازدواج دائم نیستند و آقایان به جای تجدید نظر در احکام ثانویشان! مدام فریاد وااسلاما سر می دهند و جیغ می کشند
جواب
پاسخ سلمان:
منظورت از بند اول حضرت امام خمینیست؟!
اگر اینطوره حقیقتا خندهداره… جریان اصیل(؟!) یعنی همونهایی که دل امام از دستشون خون بود و معتقد بودن ضرر اینها از دشمن خارجی بیشتره و …
همونهایی که دینشون رو به جای قرآن و اهل بیت از کسایی مثل مجلسی میگیرن… در مقابلِ عدهای «عددی به حساب نیامدن» اوج عزت است اخوی.
آن امامصدر هم که عرض کردم،(کاری با برادرش نداشتم!) رابطهی امام رو ببین باهاش (یه نگاهی هم به اینجا بکن!). حالا یه نگاهی هم به این حرف آقای خویی بکن:
«وقتی موسی حوزه ی نجف را ترک کرد آیت الله گفت :«او اگر دو سه سال دیگر در نجف می ماند یکی از بزرگترین شخصیت های ارزنده ی علمی شیعه می شد.»می گفت :«آقا موسی حیف شد. ای کاش او را نشناخته بودم!»
در این جملات «یکی از بزرگترین شخصیتهای ارزندهی علمی» یعنی یکی مث آقایونی که تفقه(؟!) دارن میکنن و احکام مختلفهی نکاح و متعه رو کشف میکنن…؟! «آقا موسی حیف شد»؟! آره از دید یه عده حیف شد. و البته اینطوره که بیخبری از سید، بعد از سیسال اینقدر سوالبرانگیزه.
شما هم بهتره «حد خودت رو بدونی»! امام خمینی امام بود. سیاستمدار و مباز هم اگر بود در سایهی انجام حکم الهی بود. چیزی که یهسری از علما اونو فقط در اجرای احکام مترقیهی نکاح و متعه و طهارت و نجاست میدونن.
«سخنرانی احساسی یک سیاستمدار»؟ حکیمتر از این مرد کجا دیدی عمو؟ اگر خمینی عالم دین نیست، خویی عالم دینه؟ شریعتمداری عالم دینه؟
من به دین اینا کافرم! میفهمی؟
جواب
پاسخ جسد زنده:
برادر! برادر! برادر!
آهسته تر! برادر!
آقای دوست گرامی! لطفاً در مورد علمای اسلام، چه خویی، چه خمینی، درست صحبت کن! چه سلمان باشی چه ناشناس! کار شما در توهین به حضرت آیت الله خویی از هتک حرمت حضرت امام توسط اون فرد ناشناس کمتر نیست.
والله قیامتی هست اخوی! والله قیامتی هست! شما تدقیق بفرمایید در رابطه حضرت امام با کسانی مثل خویی، اراکی، گلپایگانی و حتی علامه سید محسن حکیم! برادر! اینجا مرز حق و باطل از مو باریک تره! برادر! فتامل!
از ناصیه میگیرند و در آتش می اندازند ها!
خیلی سخیفه من اینجا بخواهم از بزرگی های حضرت آیت الله خویی بگم، خیلی سخیفه. برادر من! حضرت امام به مقام اون عده تاختند، نه شخصیتشون. حتی اگر حضرت آقای خویی در نظرات سیاسی یا اعتقادی با حضرت امام مخالف بودند، دلیل هتاکی شما به ایشون میشه که “اگر خمینی عالم دین نیست، خویی عالم دینه؟ ” آقاجان! چرا میزنی خاکی؟ اثبات شیء نفی ماعدا نمیکنه. مگر شما ثابت کنی خویی و خمینی نقیض هم اند که جمع نقیضین محاله.
خیلی دلگیر شدم ازت مَرد! خدا ببخشدت.
جواب
پاسخ سلمان:
نامه محمدرضا پهلوی برای تشكر از ارسال انگشتری
حضرت آیت الله العظمی (حاج سید ابوالقاسم خویی) دامت بركاته.
امیدوارم به یاری پروردگار متعال و تحت توجهات خاص حضرت ولی عصر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) آن وجود عزیز قرین صحت و عافیت بوده باشد یك حلقه انگشتری عقیق مزین به كلام مقدس ( یدالله فوق ایدیهم) را زیارت كردیم و موجب كمال امتنان گردید. توجه خاص آن حضرت بشارتی بزرگ برای ما بود و خدای متعال و همه برگزیدگان حق را سپاسگذاریم كه پیوسته و در تمام طول حیات و سلطنت حافظ و حامی و راهنمای ما در طریق صیانت در ترویج مذهب بوده و در آینده نیز خواهند بود. بار دیگر از درگاه الهی مسئلت داریم كه وجود آن حضرت را برای همه شیعیان جهان به خصوص ملت ایران در كنف خود محفوظ بدارد و ما نیزكماكان از دعای خیرتان برخوردار باشیم.
كاخ نیاوران به تاریخ چهارم دی ماه ۱۳۵۷ شمسی
محمدرضا پهلوی
نقداً این اینجا باشه و مراجعه هم بشه به نظر اسماعیل… این پایین
جواب
پاسخ جسد زنده:
بله، دید سیاسی حضرت آیت الله خویی این بوده که از حکومت ها استفاده ابزاری در راستای احیای تدین و تشیع میکردند. این که این دید درست بوده یا غلط دلیل بر توهین نمیشود.
میشود؟
جواب
پاسخ سلمان:
من از سعه ی صدر دوستان لذت می برم!
نه! هیچ چیز باعث نمی شه که ما نتیجه ای در مورد کسی بگیریم…
مهم اینه که سر اسمش حضرت آیت الله بیاد. همین کافیه.
اون مردک اگر همین کار رو دوسال قبلش کرده بود شاید می تونستم قبول کنم.
جواب
پاسخ جسد زنده:
یادم رفت بگم: شما که شریعتمداری رو با حضرت آقای خویی یکی میکنی، شاهد خوبی هستی بر جهل خودت در این زمینه.
خدا نکنه بدون علم صحبت کنیم اخوی، خدا نکنه.
جواب
پاسخ سلمان:
اعتراف میکنم که تا قبل از امشب در مورد خویی و شریعتمداری چیزی نمیدونستم. البت الان هم زیاد نمیدونم. ولی چیزی که در تقابل گفتم، مقابله با خویی و شریعتمداریِ فرضی بود که گویا با واقع هم خیلی تفاوت نداشتن.
جواب
پاسخ اسماعیل:
هرچند هذیانات آن حقیر در خور جواب دادن نیست، چنانچه
شب پره گر قدر آفتاب نداند
رونق بازار آفتاب نکاهد
اما بهانه ای شد که یادی کنیم از حضرت جان و مولایمان قطب العارفین و الموحدین، شمس دین، روح الله الموسوی الخمینی، افسوس که بر دیگر روی معراجش حوالت تاریخمان آنشدست که:
مهر درخشنده چو پنهان شود
شب پره بازيگر ميدان شود .
کسی گفت آن عنقا قاف معنا را چه نسبت است با حضیض حوزه ی قم و نجف،
پاسخ کرشمه ای بود به اشارت که:
در جرگه طیر آسمانم
در حلقه ی نمله ی زمینم
خاتمه کلام نقلی است از حضرت مولا:
“در آن وقتي كه اول نهضت بود يك شخص سرشناس از اينها گفته بود كه ايراني ها ديوانه شده اند يعني قيام در مقابل محمدرضا را و ايستادگي در مقابل ظلم را، با تعبير ديوانگي، يكي از اشخاص سرشناس معرفي كردند. آن كاسب يا تاجري كه در منزل او بود و از او شنيد اين را، گفته بود كه آقا بعضي از اينها مردم كذا و كذا هستند و اينها بعضي شان هم شهيد شده اند. آن آقاي سرشناس گفته بود اين از خريتشان بوده است آدم كه نمي رود در توي خيابان مقابل مسلسل بايستد و همان آقاي سرشناس پرونده اي از ساواك بيرون آورده و آن وقتي كه جوان هاي ما در خيابان ها كشته مي شدند، انگشتر براي سلامت محمدرضا فرستاده بود. يك دسته اين طور بود كه حضرت امير (سلام الله عليه) از اينها تعبير مي كند كه اينها همشان علف شان است مثل حيواناتي كه همشان اين است كه شكمش سير بشود”
جواب
قلم | جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
با سلام………………..
اقا سلمان هرکی هستی انشالله خیر ببینی که انقدر خوب وقشنگ از امام دفاع می کنی.
اجرت با آقا امام زمان(عج)…………….
جواب
رهگذر | جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
مطالب وبلاگ مذکور را بطور نسبتا کامل میخوانم و امروز لینک این مطلب شما را در کامنتهای وبلاگ مورد بحث خواندم. بدلیل آشنایی با مطالب آن وبلاگ لازم دیدم این نکات را تذکر دهم :
۱٫ نفهمیدم انتظار شما از موسی صدر چی بوده و چه ربطی به متعه داره؟ فک نمیکنم منظورتان این بوده باشد که چرا موسی صدر در لبنان اسمی از متعه نیاورده!
چرا که هم رفتار ایشان برای ما ملاک نیست و هم اینکه مشهور بین کسانی که به لبنان رفته اند این است که در آنجا براحتی آب خوردن متعه وجود دارد.
۲٫ قبلا اشاره داشتند در مطالبشون که بدلیل پرسش خوانندگان مختصری بیوگرافی خود رو قرار دادن و به نظر شخصی بنده، با ابراء خودش از طلبه بودن، شاید میخواسته اگر دید بدی در جامعه نسبت به این مساله هست متوجه جماعت طلبه نشه. (که متاسفانه میبینیم که افرادی مثل شما که باید دقت لازم را داشته باشند هم این دقت رو نکردند.)
ایشون که رشته اش رو نوشته مهندسی برق، کارش رو هم نوشته برنامه نویسی. نوشته علامه مندی و مطالعات شخصیش دینی هم هستف چه ربطی به طلبه بودن داره؟ من الان صد تا مهندس متدین میشناسم که مطالعات دینی عمیق هم دارن.
البته که قد علم کردن ایشون در مقابل یک طلبه در اینجا :
http://man-mote.co.cc/?page=2
http://man-mote.co.cc/?page=3
واقعا منو بهت زده کرد.
۳٫ این همه وبلاگ و سایت تحت عنوان «من و همسرم» و … و یا سایر وبلاگهای دو نفره را ببینید که طرف از خودش و همسرش مینویسه هر روز. حالا یه بار هم یکی هم اومد و بجای روزانه های همسر دائم، از همسر موقت نوشت. اشکالش کجاست ؟
شما بنحوی نوشتید «راوی ارتباط با متعه اش» و …
که انگار از بستر رختخوابش نوشته!
شما مطالب وبلاگ ایشون رو ببینید کجاش از دریده نوشته؟ غیر از مطالب عادی که گفتم توی سایر وبلاگهای همسران هست و سایر مطالب بی ربط با موضوع متعه، چه چیزی باعث آشفته شدن شما گردیده است؟
ایشون در جواب یه بنده خدایی که در کامنتها اعتراض کرده بود که «چرا دفتر و دستک راه انداختی برای تبلیغ متعه»، پاسخی داده بود که خطابش به شما هم میتونه باشه : آیا این گناهه که بخاطر علاقه شخصی، توی یه وبلاگ پرت خارجی (tumblr.com) چهار تا مطلب دو خطی بنویسم؟ یا مشکل از جای دیگری است؟
حرف اسماعیل هم خیلی بامزه بود و مخلص کلام. این طرف داره یه حرفی میزنه و کلی هم مدرک و دلیل و آیه داره براش. شما می خوای جواب بدی نمیتونی و زال محمد رو شاهد مثال بیاری!!!
جواب
پاسخ سلمان:
با تامل بیشتری نظرات رو بخونی چیزهایی دستگیرت میشه!
جواب
پاسخ ابراهیم:
یک مشکل اساسی شما این هست که فکر میکنی سلمان با متعه مشکل داره و از این رو هست که این مطلب رو نوشته!
نکتهٔ دیگه این که فکر کنم همین مطلب آقا سلمان رو میشه در مورد اونهایی که وبلاگهایی با حال و هوای دونفره (زن و شوهر) دارند و در مورد روابطشون با همسرشون مینویسند هم میشه گفت. حکمشون خیلی فرق نداره. اگر نیت آقای «من و متعهام» خیر (در راستای اسلام) باشه، باز شرف داره به اونهایی که از سر سیری شکم به این نوع وبلاگنویسی رو آوردند.
جواب
پاسخ ابراهیم:
حالم به هم میخوره وقتی کسی که درس برق خونده مییاد برنامهنویسی میکنه و فکر میکنه برنامهنویس شده و آن میشود که میشود و …
جواب
رضا | جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام مجدد
ببخشيد كه مجبورم رك حرفم رو بزنم.
سلمان جان، حد و اندازهي خودت رو بشناس! تصورت در مورد علامه مجلسي چيه كه با يه جمله (همونهایی که دینشون رو به جای قرآن و اهل بیت از کسایی مثل مجلسی میگیرن) ابراز لطف ميكني؟! برو اقلا نظرات رهبري رو در مورد اين شخصيت بخون. (نمونهش تو سفر به اصفهان).
فكر كردي مجلسي جاعل حديث بود كه اون طور در موردش صحبت ميكني؟ يا فكر كردي علما در مراجعه به بحار هيچ بررسياي انجام نميدن و دربست نظرات ايشون رو قبول دارن؟
جواب
پاسخ سلمان:
چشم. حد خودم رو میشناسم. ولی چرا من وقتی اون حرف رو میزنم شما سریع برداشت میکنین که من گفتم مجلسی جاعل حدیثه؟ (البته به کلی هم خالی از این مقصود نبود حرفم. و مجلسی تو ذهن من الان نماد آخوند حکومتیه (و این تصویر از هوا نیومده). عوضش کنید این تصور رو)
در مورد علما هم تا ببینیم به کی میگیم عالم. من به کسانی فحاشی کردم که دینشون رو از مجلسی میگیرن! روشنه جملهم. ممکنه کسی به مجلسی مراجعه بکنه ولی الزاما دینش رو از اون نمیگیره.
اعتراف میکنم که اطلاعاتم در مورد مجلسی به اندازهی شما نیست. سخن آقا در اصفهان هم پیوندش رو بدین تا بخونم.
جواب
پاسخ رضا:
اين كه قصد و غرض علامه مجلسي از دخالت در حكومت صفوي (كه تخدماتش به شيعه قابل انكار نيست) چي بود، من خبر ندارم. اونايي هم كه مجلسي رو متهم ميكنن خبر ندارن. پس بهتره در مورد نيت و انگيزه اشخاص بحثي نداشته باشيم. شايد خيليهاي ديگه هم تو اون دوره همين كار رو ميكردن. همون طور كه محقق كركي و شيخ بهايي و .. كردن.
من هنوز عالمي رو نديدم كه دينش رو (اون طور كه شما تصور ميكنيد) از مجلسي بگيره و براي ايشون حساب ويژهاي جداي از علماي ديگه باز كرده باشه. همون قدري كه آيت الله خويي و امثالهم به بحار مراجعه ميكردن، امام هم مراجعه كرده و هيچ كدوم علامه رو معصوم نميدونستن.
سخنان رهبري در اصفهان رو چاپ شدهشو ديدهام (آبان ۸۰) خودم هم حضور داشتم (ديدار با طلاب اصفهان).
نكته آخر: وقتي خودت اين طور اعتراف ميكني، ديگه اين طور در موردش صحبت نكن. به برادرت هم بگو.
جواب
پاسخ اسماعیل:
انظر الي ما قال برادر ولا تنظر الي من قال.
چرا پرخاش میکنی برادر، کلا صنف شما اسم مجلسی که میاد پرخاشجو میشن! چیه؟! دوباره به ناموس شیعه(ی صفوی) توهین شد!
جواب
پاسخ رضا:
خوبه خانوادگي اين قدر هواي همو دارين!
حداقل معلوم شد علت مخالفتتون با علامه مجلسي چيه. دكتر علي شريعتي.
جواب
پاسخ سلمان:
این اسماعیل اون اسماعیل نیست
جواب
پاسخ اسماعیل:
انظر الي ما قال برادر ولا تنظر الي من قال.
جواب
پاسخ رضا:
دقيقا به خود شما همينو ميگم. چه كار دارين كه مجلسي درباري بود يا نه. ببينيد چي گفت.
جواب
پاسخ اسماعیل:
توصیه میکنم قبل از اینکه توصیه کنید سعی کنید که خود عامل باشید.
كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ
اگر گوشهات رو نبندی برادر معلومت میشه که چشمات رو ” من قال” بسته :
“اندازهي خودت رو بشناس”
” برو اقلا نظرات رهبري رو در مورد اين شخصيت بخون”
“حداقل معلوم شد علت مخالفتتون با علامه مجلسي چيه. دكتر علي شريعتي.”
جواب
ناشناس | جمعه ۲۲ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
خب به جاهای جالبی رسیدیم…پس از دید اسلام انقلابی! “تفقه” وقت تلف کردنه؟ بیخود نیست که حوزه های علمیه ما اینقدر کم فروغ شده اند احتمالا آقایان برای ترویج اسلام انقلابی به جای اینکه که بنیشنند سر درس و مشقشان درس را رها کرده وارد فلان حزب و بهمان گروه می شوند تا به انقلاب خدمت! کنند (حتما می دانید که خیلی هم تشنه خدمتند) نتیجه این می شود که بی سواد ها کشور رو اداره می کنند .
در مورد جایگاه آیت الله خویی و قیاس با این شخص هم شما را ارجاع می دهم به وبلاگ “تورجان” که توسط یک طلبه انقلابی نوشته می شود:”
خلاصه آنکه این مرجع تقلید کم نظیر و پرنفوذ شیعه از عجایب زمان ما بود.هنوز هم پس از گذشت دو دهه از درگذشت وی، سیطره علمی اش بر حوزه های علمی شیعه از بین نرفته است”
اما وقتی به اسلام انقلابی! می رسد می گوید”
با وجود تلاش شاگردان امام خمینی برای غلبه دیدگاه های ایشان در حوزه علمیه قم، هنوز هم در این زمینه توفیقی حاصل نشده است. تردیدی نیست که آرای آیت الله العظمی خویی تا سالیان دیگر هم سیطره علمی خود را حفظ خواهند کرد”
اسلامی که جایگاهی برای “تفقه” قائل نیست و آن را به سخره می گیرد و جملاتی از این دست که “علم حجاب می شود!” را میتوان به وفور در کتاب مرادشان دید(شرح حدیث جنود و عقل) انتظار بیش از این نیست.
“شما هم بهتره «حد خودت رو بدونی»! امام خمینی امام بود”/
جدا؟ امام چندم؟ نکنه از رهیافت اسلام انقلابی امامان جدید هم ظهور کرده اند!؟
[...حذف شد...]
یا مثلا در یک سخنرانی اعضای انجمن خیریه حجتیه را متهم می کنند که اینها معتقد به ترویج فسادند! که بعد ها معلوم شد کذب محض است و نهایت اعتقاد اعضای انجمن به این روایت خلاصه میشود که: “کل رایة ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاغوت یعبد من دون الله عزوجل ”
که این روایت کاملا صحیح است اما چون با منویات بعضی ها نمی خواند حاضر به پذیرش آن نیستند وطاغوتی بودن خود را نمی پذیرند . کار این انجمن هم مبارزه با بهائیت بود کاری که جمهوری اسلامی با اینهمه دستگاه عریض و طویل هنوز از انجام آن عاجز است.
. “اگر خمینی عالم دین نیست، خویی عالم دینه؟ شریعتمداری عالم دینه؟”//
بنده عینا همین سوال رو از شما دارم البته بر عکس! اگر آیت الله خویی عالم دین نیست…
ـــــــــــــــ
توضیح سلمان در مورد حذف: قبلا گفته بودم اعتقادی به آزادی بیان ندارم. چیزی رو هم که حذف کردم جز زباله چیز دیگری نبود!
جواب
پاسخ سلمان:
به زودی پاسخ خواهم داد انشاءالله! ولی خوشحالم… بابا از اول میگفتی انجمنی هستی! اینقدر بحث نداشت که
جواب
پاسخ جسد زنده:
شما اخوی علاقه به خلط مباحث مختلف داری با هم، خدا خیرت دهد، و البته کمی عقل و درایت و انصافت!
آقای محترم! شما یا به “آرای فقهی” یک فقیه اعتراض داری، یا “به عملکرد سیاسی” او. اگر قصدت لجن مال کردن شخصیت است، زحمت نکش. ضد اسلام و ضد انقلاب زیاد این کار را کرده است. شما وقتت را بگذار برای مطالعه و تذهیب نفس.
راجع به آرای فقهی که گفتی، حرف زیاد ست. فقط این را بدان که آرای حضرت آیت الله خویی مختص خود ایشان نیست و جریانی چند صد ساله پشت آن ست، حال آنکه آرای شخصی مثل حضرت آیت الله خمینی، در میان اهل حوزه نوعی نواندیشی محسوب میشود و مانند هر محیط علمی دیگر، زمان می برد تا جا بیافتد. اما آن شاهد مثالی که از تورجان آوردید، به نظرم بهترین دلیل برای این امر این است که بهترین شاگردان امام، به جای پرداختن به درس و بحث، حسب وظیفه شرعی شان، وارد امور اجرایی و مبارزاتی شدند، که این خود از فروغ این آتش مقدس در حوزه ها کاست. وگرنه آن حشمتی که در درس آقایان امام خمینی، علامه طباطبایی، منتظری و دیگر علمایی از این دست بود اصلا با این حرفهای شبیه به فحش شما قابل جمع نیست.
خدا ما را از همه نوع عصبیت جاهلی مصون بدارد.
یا علی مدد
جواب
پاسخ سلمان:
من علاقهای به خلط مبحث ندارم
چه کنم؟ من میگم حواسمون باشه جهتمون کدوموریه! دشمنان میآن میگن خویی، شریعتمداری ….
جواب
پاسخ ابراهیم:
فکر کنم جسد زنده خطابش به ناشناس بود.
جواب
پاسخ سلمان:
آره! بعد از ارسال نظر متوجه شدم.
جواب
پاسخ سلمان:
«ااز دید اسلام انقلابی! “تفقه” وقت تلف کردن» نیست.
در مورد جایگاه آیت الله خویی هم مراجعه میکنم به نامهی ممدرزا!
«تردیدی نیست که آرای آیت الله العظمی خویی تا سالیان دیگر هم سیطره علمی خود را حفظ خواهند کرد»؟ وای برما! همین.
«علم حجاب می شود!» را خودت و رفقایت بهترین شاهدمثالش هستید.
گفتهای: «جدا؟ امام چندم؟ نکنه از رهیافت اسلام انقلابی امامان جدید هم ظهور کرده اند!؟»
میگویمت: «آری امام بود. ولی علت شمارهگذاری امامان را نمیفهمم!»
گفتهای: «اعضای انجمن خیریه حجتیه را متهم می کنند که اینها معتقد به ترویج فسادند! که بعد ها معلوم شد کذب محض است»!
ما که نفهمیدیم کذبش کی معلوم شد!
گفتهای: «اعتقاد اعضای انجمن به این روایت خلاصه میشود که: « «کل رایة ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاغوت یعبد من دون الله عزوجل» که این روایت کاملا صحیح است».
البته منم میتونم به این گفته معتقد باشم با این تفسیر که امام من هم قائم بود و یکسری از علما(!) در مقابلش ایستادن.
جواب
پاسخ سميه:
اين متن از آنچه امشب در يا علي نوشتم كپي شده
متاسفانه بعد از سده های اول اسلام و شروع یونانی زدگی، فقه هم دچار دگردیسی شد و این مولود نامشروع دورگه ی عربی-غربی زاده شد. و اين مولود ناهنجار بزرگ شد و باليد و فقهاي نامشروع تري مثل خويي رو بدنيا آورد (رجوع كنيد به دل درد) كه دل امام رو اونجوري بدرد بيارن ؛ كه به شهدا خر بگن و در عين حال عالم دين هم باشن ! علم!!!
…
وه! چه خوش میگفت در راه حجاز
آن عرب، شعری به آهنگ حجاز:
کل من لم یعشق الوجه الحسن
قرب الجل الیه و الرسن
یعنی: «آن کس را که نبود عشق یار
بهر او پالان و افساری بیار»
دل، که فارغ شد ز مهر آن نگار
سنگ استنجای شیطانش شمار
این علوم و این خیالات و صور
فضلهی شیطان بود بر آن حجر
تو، بغیر از علم عشق ار دل نهی
سنگ استنجا به شیطان میدهی
شرم بادت، زانکه داری، ای دغل!
سنگ استنجای شیطان در بغل
لوح دل، از فضلهی شیطان بشوی
ای مدرس! درس عشقی هم بگوی
چند و چند از حکمت یونانیان؟
حکمت ایمانیان را هم بدان
چند زین فقه و کلام بیاصول
مغز را خالی کنی، ای بوالفضول
با دف و نی، دوش آن مرد عرب
وه! چه خوش میگفت، از روی طرب:
ایهاالقوم الذی فیالمدرسه
کل ما حصلتموها وسوسه
فکر کم ان کان فی غیر الحبیب
مالکم فیالنشاة الاخری نصیب
فاغسلوا یا قوم عن لوح الفواد
کل علم لیس ینجی فیالمعاد
ساقیا! یک جرعه از روی کرم
بر بهائی ریز، از جام قدم
( البته اينو بگم كه حاج آقا الآن حتما تو بهشته چون مولا و سرورش ممد رزا شاه پهلوي حتما شفاعتشو كرده! البته نبايد خرده گرفت ها ! هرچي باشه او هم به نوبه ي خودش پا جاي پاي علماي مجاهد بزرگي مثل مجلسي گذاشته كه با تيغ زبان در مدح سلطان حسين غوغا ميكردند البته براي تبليغ مذهب حقه ي شيعه جعفري! و صد بار متاسفانه ثلمه اي به اسلام و مسلمين وارد شده كاسه ي عمر علامه لبريز گشت و مع الاسف عزرائيل مهلت نداد تا حضرتش در دربار افغانها نيزمشغول به ترويج اسلام و مذهب حقه ي حنفيه گردد! روحش شاد!)
جواب
پاسخ جسد زنده:
جواب دادن به شما رو افتادن در فتنه میدونم. چرا که به جای روشن سازی حقیقت سعی در فتنه انگیزی و لغت بازی دارید.
اگر هم فکر میکنید به اصطلاح کم آورده ام و جا زده ام، مطمئن باشد همینی هست که فکر میکنید!
شب خوش!
جواب
رضا | شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
اينو هم نقدا داشته باش.
http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/TheLearned/ReligiousScientists/NonContemporary/2007/8/21/44679.html
جواب
پاسخ سلمان:
داشتم. خوب بود.
جواب
آ.د.م | شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
اووووووووووووووف
چی کردی!!!!!
چه دم و دستگاهی!! (می تونی با ضمه بخونیش)
حرفای قشنگ قشنگ
سخن از امام خمینی
به به
آفرین پسر خوب
بــــــــــــــــــــــــــارک الله
[... حذف شد ...]
…
جواب
جسد زنده | شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
خوشم میاد که اعتراف میکنی راجع به آقایان خویی و شریعتمداری اطلاعات کافی نداری. خب عزیز من! من هم همین رو میگم.
شما فرض کن یکی به اسم جسد بیاد بدون علم از حق دفاع کنه و باطل را زیر سوال ببره. خب این بدترین حمله و دفاعه. نظرت چیه؟
در ضمن، هیچ وقت، هیچ چیز، در هیچ بحثی، توجیه توهین نیست. بالاخره ما پیروان حضرت رسول (ص) هستیم دیگه. نه؟
جواب
جسد زنده | شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
راجع به علامه مجلسی یه بار یه چیزی بهت گفتم توی تاکسی. نه اینکه من خفن باشم بهت گفته باشم ها! منظور اینکه بین گفتگو ها یه حرفی از دهنم در رفت. گفتم یادت بندازم:
ببین علامه مجلسی خیلی خدمات خوبی داشته، اما همین که یک نفر رو خیلی بالا ببرند و مقلدانه افکار و اخبارش رو تایید کنند، خطرناکه.
و اگه یادت باشه این رو هم گفتم که:
این مشکل توی ما بچه حزب اللهی ها خیلی بیشتر از طیف سنتیه که امثال علامه مجلسی رو بزرگ کرده اند. آنهم اینه که به نظرات حضرت امام کاملا تقلیدی نگاه میکنیم و اونها رو وحی منزل میدونیم.
چقد حرف زدم!
راستی یادم رفت بگم:
جواب
پاسخ سلمان:
مثلا می تونیم به نظر امام درباره ی مجلسی نقادانه نگاه کنیم… حرفی نیست. ولی خیلی جاها نه عقل من میرسه نه تو نه کس دیگه
جواب
پاسخ جسد زنده:
من عقلم به همه جا میرسه. یا بالفعل یا بالقوه
(قبلا هم بحثش رو کرده بودیم)
یا علی مدد
جواب
پاسخ سلمان:
جواب
پاسخ جسد زنده:
::woot:
[...حذف...]
[زینپس فقط هرکسی حق داره حداکثر سهتا از هر شکلک استفاده کنه]
جواب
جسد زنده | شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
حضرت امام منظور بود. لطفاً تصحیحش کن
جواب
رضا | شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
به جناب اسماعيل:
اولا شروع بحث از طرف شماها بود (توهين به علامه مجلسي) لذا شما اول بايد عمل ميكردين به اون حديث..
ثانيا به سلمان گفتم رجوع كنه به نظرات رهبري چون بعد از اين مدت شناختمش كه چي قانعش ميكنه.
ثالثا مگه شماها دليل آوردين كه من بخوام نقدش كنم؟ صرف چند اتهام كه شريعتي به علامه وارد كرده، رو نقل ميكنين. اين كه دليلي بر رد اين شخصيت و عقايدش نيست.
رابعا اشاره به دكتر براي رد شما نبود. صرفا اشاره به ريشه حرفتون داشت. شما دلايلتون رو به جاي تكرار حرف دكتر ميآوردي. اون وقت اگه من اون طور مينوشتم، حق با شما بود.
جواب
خواننده | شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
قیاس شما رو درست نمیدونم. هر کدوم از اون آدمها در حد توان خود در یک یا جند موضوع خاص فعالیت کردن. امام شده امام و سیرجانی شده طلبه سبرجانی
از اون وبلاگ نه طرفداری میکنم و تایید میکنم که روش ۱۰۰ درصد درسته و نه رد میکنم که هدف رو غلط نمیبینم
هر از گاهی مطالعه کردم وبلاگش رو. البته نه به دیده اغماض. وقتی مطالعه میکردم سعی داشتم از موافق و مخالف بخونم و البته گاهی بعضی حرفهاشون دردل بود و تجربه های خودشون و شاید ناگفته ها از به گناه افتادنهای خودشون
چیزی که در این وبلاگ دیدم، ترویج بی قید و بند یک سنت نبود، صحبت از یک موضوع برای هوس بازی هم نبود. شاید زبان صحبت از دید شما بیان ارتباطهای خصوصی خودش باشه که البته من به این شدت نمیبینم. اما زبان بیان ممکنه طنزگونه، تلخ گونه و … باشه برای توجه. البته گفتم تایید نمیکنم که حتما روش درسته
اگه ایراد در ترویج این موضوع است که ابتدا به ساکن باید به معصومین ایراد گرفت که با مراجعه به احادیث دائما ترویج کردن این موضوع رو و حتی به افرادی که متاهل بودن و نیاز هم نداشتن برای زنده نگه داشتن این سنت سفارش میکردن به انجام
اگر هم به بی حد و اندازه انجام دادن ایراد دارید که در وبلاگ اگر همه مطالب رو جسته گریخته بخونید به نوعی و با زبان خودش احکام و شرایط و اوقاتش بیان شده.
به قول آقای قرائتی که میگفتن: این جوونها که میبینید و وقت ازدواجشون رسیده در دوحالت هستن. یا به آیه قرآن عمل میکنن و تقوا پیشه کردن و دارن به خودشون فشار میارن یا نه، به گناه افتادن. و به دید جامعه، من و شما و … کسی که این وسط به جای گناه سنت پیامبر رو انتخاب کرده باشه هم به گناه افتاده.
اونی که تقوا پیشه میکنه که برای خدا کرده و در خودش توانش رو دیده و ان که نتونسته و یا حتی نخواسته و ترجیح داده به لذت و نیازش برسه، اون چه کنه؟ حرام؟ زنا؟ خود ارضایی؟ دیدن چیزهایی که با کمترین قیمت در بازار پیدا میشن و یا با چند دقیقه و ساعت ب راحتی میشه دانلود کرد؟
کتاب برای مطالعه هست. این ایراد شما به آقای مطهری هم وارده. بخونید برخی کتابها رو. آقای مطهری همونی هست که امام حرفهای معروفی زدن که حتما شنیدید
بعضی ها زود میزنن به این راه که اگه خواهر خودت اینکار رو بکنه چیکار میکنی؟ این بستگی به میزان اعتقاد و فهم دین ما داره. اول شرایط رو باید سنجید و دید اون آدمها (حتی بخاطر خطاهای قبلی خودشوت) در چه شرایطی قرار گرفتن. آیا دارن به گناه میافتن؟ آیا احتمال گناه میدن؟ باید از این سائل پرسید اگه خواهرت در این شرایط زنا کنه دوست داری یا متعه؟
موضوعات رو نباید با چند سطر نوشتن رد یا اثبات کرد. یه گناه اجمالی به همین جامعه به اسم مسلمان نشون میده مردم کار دیگه ای میکنن که اگه حداقل به این قانون عمل کرده بودن حداقل گناه براشون نوشته نشده بود. اونها که کارشون رو کردن
حداقل اون بچه که به دنیا اومد نمیشد زنا زاده، اون چند ساعت خلوت نمیشد گناه. اینکه چی بهتر است یه موضوعه و اینکه چی اتفاق میافته موضوعی دیگه.
بله، بهتره خودداری کنیم اگه میتونیم، برای خدا. چون به این صبر خدا درجه میده. اما وقتی گیر کردیم چی؟ دیگه نتونستیم چی؟
یه مقدار در نقد از قیاس و شدت در بیان اون هم در چند سطر خودداری کنید. اون هم در مورد حکم مسلما اسلام که همون معصومینی که براشون گریه میکنیم و سینه میزنیم بیانش کردن
و من الله توفیق
جواب
پاسخ سلمان:
متشکر از صرف وقتی که کردید
نظرات رو هم خوندین؟ پاسخ یهسری از چیزایی که گفتید توی اونها هست
جواب
مرتضی | شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
/یاد «زال محمد پا انداز» میافتم در «من او»ی امیرخانی/
گل پسر کاکل بسر زال محمد هیچی از دین نمی دونست و رابطه نامشروع بین بچه های گوگولی مگولی مثل تو و … ایجاد می کرد.
ولی این وبلاگ که همش در حد توضیح امر خدا «گفته» و عملی که زال محمد انجام میدادخ رو انجام میداده.
جالبه جامعه ما که توش شوخی و خنده دو نامحرم با هم اشکال نداره اونوقت امری که بزرگان دینی (دیگه از ائمه که بزرگتر نداریم) برای احیای اون تلاش کردن مطرود و منافی عفت شده؟
منم با خوند مطالب شما یاد این شعر از آغاسی شدم که میگه:
در ولای مرتضی کافر شدید؟
یا که از مولا مسلمان تر شدید؟
البته گویا شما از خدا! هم مسلمانتر هستید.
سرت درد اومد ببخشید.
جواب
پاسخ سلمان:
زالمحمد (لعنتالله علیه و علی امثاله) از این رفیق شما هم مسلمونتر بود… قدم به قدم به آیات قرآن اشاره میکرد و پناه میبرد به خدا.
بعدشم اگر من فکر میکردم ائمه در راه احیای همچه اموری تلاش میکردن مطمئن باش قضیه خیلی فرق میکرد.
لطفا حدیث رونکنید برام که دیدم فراوون!
جواب
پاسخ جسد زنده:
تند میری اخوی … احساسی میگی اخوی … فتامل اخوی
جواب
پاسخ ابراهیم:
اخوی، تو هر جملهات اخوی، هزار تا «اخوی» میآری اخوی.
جواب
پاسخ جسد زنده:
جواب
....!!! | شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
بسم رب شهدا
سلام
آقا ما تازه اومديم …!!!نميدونيم هنوز چه خبره…
درست درمون ميخوانيم و بعدتر انشالله نظري و ..
كربلايي باشيد…
جواب
هرز دانشجوي افراطي | شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
« تو رو امام هشتم تمومش كنين . مردم دارن تماشاتون مي كنن »
جواب
پاسخ سلمان:
این یکی رو بد اومدی جوون. از رئیسِ آژانسه هم نامردتره طرف!
جواب
جسد زنده | شنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
راجع به همه چی حرف زدم الا اصل مطلب شما.
متعه حکم خداست، اما امان از وقتی که تفسیر حکم خدا با نامردمان باشد. مگر منبر پیامبر نبود که بوزینگان از آن بالا و پایین میرفتند؟
بعضی وبلاگها سرشار از نورند و انسان را جلا میدهند. از بعضی وبلاگها بوی عفن مَنی می آید.
فتامل یا خواننده ی بزرگوار!
جواب
داش علی | یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام.

شما هم خوب مینویسی!ممنون که به هم سرزدی
بازم بهمون سر بزن
خداحافظت باشه
جواب
ZeYnAb | دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
اووووف، چه خبره اینجا…
ای کاش به وبلاگ ایشون لینک نمیدادید!که….
با یه نگاه کوچیک به وبلاگشون من هم دقیقا یاد زال محمد افتادم و فقط حال تهوع بهم دست داد…
و اما آخوندها…هیچی…در این مورد ترجیح میدم سکوت کنم!
یا علی.
جواب
پریسا | سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
بیمقدمه میرم سر اصل مطلب
مورد اول:
وبلاگنویسی یه کاریه بدون قواعد و قوانین تعریف شده و مشخص. یه عمل کاملن آزاد. هر کسی میتونه تو وبلاگش در مورد هر مسالهای صحبت کنه (البته به جز موارد خاصی که به طور کلی ممنوع هست و تعدادشون هم محدود). خب این شخص هم اومده در مورد خاطرات خودش و همسر موقتش تو وبلاگش مطلب زده٬ تا این جاش به نظر من مشکلی نداره. یعنی خود مساله فی نفسه ایرادی نداره. ولی در مورد عواقب بعدیش که اینطور نوشتن و اینطور قضیه را فقهیش کردن و حتا در نظر گرفتن دورهای که هستیم و نگرش افراد به اسلام و به خصوص حکم متعه به نظر می رسه باید بااحتیاط و علم و توجه بیشتر به این مسائل نزدیک شد.
مورد دوم:
من نمیدونم شما قبل از اینکه این پست رو بنویسید با ایشون ارتباطی داشتید یا نه ولی به نظرم روش انتقاد شما زیاد درست نیست. لااقل میتونیم مطمئن باشیم اگر کار ایشون اشتباه هم باشه این طور اعتراض کردن باعث نخواهد شد که اشتباهش رو اصلاح کنه یا حتا در موردش فکر کنه.
به هر حال امیدوارم دهکدهی الکترونیک یا فضای مجازی یا هر چی که اسمش رو بزران باعث نشه اصول اخلاقی ظریف و مفید اسلامی از یادمون بره.
جواب
پریسا | سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
در ضمن به فرمودهی بزرگی: گریپمیکسچر دوای دلدرد است…
*اسمش رو بزارن
جواب
جسد زنده | چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
جواب
Asal | چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
یه سوال داشتم: خداییش پسری پیدا می شه که از متعه واقعا بدش بیاد؟؟؟؟
معمولا دخترا مخالف این مسائل هستند و دختری پیدا نمیشه که موافق این عمل به اصطلاح شرعی باشه مگر اینکه مجبورا راضی بشه به خاطر زبون بسیار چرب!!! پسرا و بیش از حد احساساتی بودن دخترا.
ولی کمتر پسری پیدا می شه که بدش بیاد با دوست دخترش، نامزدش و … صیغه موقتی بینشون خونده بشه حالا به هر دلیلی که برا خودش داشته باشه.
البته من نسبت به پسرا خیلی بدبین هستم و اعتقاد دارم همه پسرا ته دلشون مثل همون صاحب وبلاگه فکر می کنن حالا شدتش کمی فرق می کنه.
جواب
پاسخ سلمان:
سلام
ممنون از نظرتون!
قصد جسارت ندارم خداییش؛ ولی وقتی کسی اینجوری (زبون چرب و احساساتی بودن و …) از رابطهی دختر و پسری حرف میزنه گمون میکنم از روی تجربه داره این حرف رو میزنه یا پسریه که داره نقش دختر رو بازی میکنه!
گذشته از اینکه من اینجا اصلا بحث این رو نکردم که از متعه بدم میآد یا نه، اگر منظورتون اینه که کمتر کسی پیدا میشه که بدش بیاد از رابطه با جنس مخالف، خب بدیهیه! به خاطر اینکه یه نیاز طبیعیه (به این معنی که جاذبههای حیوانی(نه به معنای اهانتآمیزش) تو انسان وجود داره بالاخره!)
در مورد اینکه نسبت به پسرا بدبین هستین و اونجور فکر میکنین باید ریشهش رو توی نحوهی تعامل شما با جامعه و شناختی که از اون پیدا کردین جستوجو کرد. اگر این احساستون منشا واقعی داره و احیاناُ این تصور رو نمیپسندین، پیشنهاد میکنم جامعهیای که باهاش برخورد دارین رو عوض کنین.
امیدوارم جسارت نشده باشه.
جواب
پاسخ Asal:
سلام
ممنون از پاسختون
۱- من دخترم.
۲- نخوردیم نون گندم، دیده ایم دست مردم.
۳- ترجیح میدم در این مورد صحبت نکنم.
۴- شاید حق با شما باشه، باید در انتخاب اطرافیانم تجدید نظر کنم.
موفق باشید.
جواب
رسواگر | شنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
بنظر می رسه تفریحی باشه
بهتر از این پیدا نکرده
جواب
اسم وبلاگش باید بشه من و همسرم | یکشنبه ۱ دی ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
عجب شبی هم ازدواج دائم کرده(شب اول ذیحجه ) وچقدر کمک کرده به ملت
خب مثبت نگری بعضی وقتها چیز خوبیه لابد
لذا
جواب
هزار فرسنگ | یکشنبه ۱ دی ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام علیکم
!!!
مدتی بود که سری به اینجا نزده بودم…. چه پستی!!! احسنت به بحث های مطرح شده توسط دوستان!!! اعتراف کنم که مزخرف ترین وبلاگی که تا بحال دیده ام از آن همین بشر است…. کلاه شرعی برای بچه های حزب اللهی که عاقبتشون رو نابود می کند و دنیایشان رو …. !!! بگذریم … اصلاً از این لفظ متعه داره حالم بهم میخوره… تهوع….
کاش یه پست جدید بذارید اینجا….
موید باشید
یا علی مدد
جواب
رضا | یکشنبه ۱ دی ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
خيلي جالبه وقتي بحث متعه پيش مياد حتي مذهبيهاي ما هم يه جوري موضع ميگيرن كه انگار صحبت از فحشاست. يادمون ميره داريم در مورد يه حلال شرعي ـ كه به اعتقاد من براي خيلي از جوونهاي حالا واجبه (حاضرم اثبات كنم البته براي كسي كه معتقده به عمل به رسالههاي مراجع) ـ حرف ميزنيم. بعضي از اين حرفها رو كه ميشنوم به روشنفكرتر بودن عمر از روشنفكرهاي امروزي يقين پيدا ميكنم!
جواب
پاسخ اسم وبلاگش باید بشه من و همسرم:
سلام![=]](http://salman.mohammadi.ir/blog/wp-content/plugins/smilies-themer/adiumicons/sideways.png)

ما با اینکه مذهبی نیستیم اسمش رو گذاشتیم مثبت نگری
هیچ آدمی شب ازدواجش حواسش نیست کمک کنه به فقرا
اونهم به اندازه ای بیشتر ازخرج عروسیش! (البته اونجور که خودشون تو پست نوشتن )
خب از فواید مثبت نگری است در این زمینه
امضاء: محفوظ
جواب
پاسخ جسد زنده:
از فواید منفی نگری اینه که شما یا خودشی یا همسرش! یا یکی از متعاتش! که اینقدر کاسه داغتر از آش شده ای!
خدایا! به ملت شعور بده، بعد انفاق یاد بده! آخر جار زدن دارد؟ خجالت هم خوب چیزیه. چی رو میخوای به رخ بکشی آقا یا خانم محترم؟ غلاف کن! از مستضعفین مایه نذار خواهشا!
جواب
پاسخ سلمان:
من فکر میکنم لازم نیست دوباره تکرار کنم که موضوع بحث اصلا چیزی نیست که خیلیها برداشت کردن! ای بابا…
جواب
جسد زنده | دوشنبه ۲ دی ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
حتماً باید وبلاگت رو مث وبلاگ اون بنده خدا ناکار کنم که مطلب جدید بزنی؟
جواب
اسم وبلاگش باید بشه من و همسرم | سه شنبه ۳ دی ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
توضیح : من دفاع نمی کنم فقط دارم جنبه مثبت قضیه را هم می بینم
جواب
هرز دانشجوي افراطي | سه شنبه ۳ دی ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
برادر سلمان ، احمدي نژاد شاخص حق و باطل نيست . هست ؟
جواب
پاسخ سلمان:
نه شاخصش نیست برادر!
جواب
رضا | سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=1555
جواب
پاسخ سلمان:
در مورد انگشتری هم از این مستندات هست؟!
جواب
پاسخ رضا:
چه ميدوني و چه ميدونم؟! شايد پيدا شد. ولي جداي از اين روشها و بينشهاي سياسي كه اشخاص دارن، مقام فقهي آيت الله خويي به هيچ وجه قابل انكار نيست. مبالغه نكردم اگه بگم محور تمام بحثهاي مطرح و قابل اعتناي حوزه قم فقها و اصولا نظرات ايشونه.
جواب
پاسخ جسد زنده:
پناه می برم به خدا از اینکه بدون اطلاع کافی و بر اثر عجله قضاوت کنم.
پناه می برم به خدا از اینکه آبروی شیعه امیرالمومنین را بریزم.
اگر بوی سنگ لحد در مشامم بود، شاید محافظهکار تر میبودم.
میخواد بهت بربخوره میخواد نخوره.
یا علی مدد
جواب
پاسخ سلمان:
از این جملات اخلاقی که به نیابت از من میگی [...]
جواب