احیا
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۰۷/۲ ساعت ۳:۰۰ ق.ظ در شخصی
چهار شب پیش با مادر گرام رفتیم مسجد شهدا برای احیا. دم رفتن پدر فرمودن که اون سوئیچ رو نبرین؛ اینیکی رو بردارین. ناگفته پیداست که اطاعت امر کردیم.
وقتی رسیدیم طبق عادت قفل فرمون رو هم زدم و رفتیم پی کارمون. بعد از مناجاتی که حاج مهدی سماواتی میخونه، یه عده بلند میشن میرن. همهش تو فکر این بودم که نکنه ماشین جلویی بخواد بره، ماشین ما مزاحمش باشه! ولی خب فقط در حد نگرانی بود. پا نشدم برم یه سر بزنم.
بعد از اتمام برنامه و دعایِ کمیلِ حاج ماشاالله، زدم بیرون. قرارمون جلوی در بود. کلی منتظر شدم تا مادر گرام تشریف بیارن. در کمال سرخوشی راه افتادیم سمت ماشین. خوشبختانه کسی نزدیکیهای ماشین داد و بیداد نمیکرد (اعنی نگرانی من بیمورد بود). وقتی نشستم پشت فرمون، دیدم ای دل غافل! سوئیچی که آوردیم، کلید قفل رو نداره!!!
نکتهی جالب قضیه هم این بود که هیچکدوم تلفنهمراهمون همراهمون نبود! با تلفن همراه آقایی زنگ زدم خونه! جناب برادر بیدار شد و بعد از شنیدن شرح ماجرا با موتور راهی مسجد شد. حالا خونه تا مسجد یه نیمساعتی فاصلهست. بالاخره بعد از اینکه همه تشریف بردن و در مسجد رو هم حتی بستن، جناب برادر سر رسیدن… هیچی دیگه!
آها! تو مسیر برگشت هم دیدیم یه خانمی -میانسال، به همراه یک عدد کولهپشتی!- وایساده بود منتظر ماشین -اول خیابون ری-! عرض کردیم: «کجا؟». فرمودن: «میدان تجریش»(حالا فرضکنید! ساعت سه و نیم شب…)! گفتیم: «تا میدان ولیعصر» میتونیم در خدمت باشیم. بسماللهگویان سوار شد…
حالا چرا اینا رو اینجا نوشتم؟! چون جاش همینجاست! اینجا رو برای همچه کارایی راه انداخته بودم و کمکم داشت فراموش میشد که تجدید میثاقی کردم با عهد دیرین.
چند نکته:
صفرم: تف تو ریا!
یکام: یادم باشد! این وبلاگ خبرنامه یا پایگاه سیاسی و … نیست! وقایعنگار شخصیست.
دوم: این ستارههایی که این زیر میبینید محض خنده گذاشته نشدهاند

جسد زنده | سه شنبه ۲ مهر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
جواب
پاسخ جسد زنده:
گرام غلطه
جواب
پاسخ جسد زنده:
آقای تف به ریا، وقتی میگم فلان هیچی نمیگی، لا اقل بگو پریشبش فلان جا بوده ای، الکی نطق نکنیم.
نه؟
جواب
پاسخ جسد زنده:
منظورم مسجد الشهدا بود و اسماعیل و باقی قضایا.
ok?
جواب
جسد زنده | سه شنبه ۲ مهر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
ا! چر تموم شد؟ من بازم میخواستم جواب بدم
جواب
پاسخ جسد زنده:
ولی ما خسته نمیشیم.
جواب
پاسخ جسد زنده:
اشتباه شد!
جواب
پاسخ جسد زنده:
خب خدافظ
جواب
پاسخ جسد زنده:
یه کار میکنم بیای همه نظرات رو پاک کنی
جواب
جسد زنده | سه شنبه ۲ مهر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
نمیشیم؟
جواب
پاسخ جسد زنده:
فرض کن یه نظر دو تا جواب داره و فقط برای یکی دیگه جا داره. دو نفر همزمان بخوان جواب بدن . اونی که دیرتر ثبت رو بزنه نظرش چی میشه؟
جواب
پاسخ سلمان:
محدودیت در سطح است نه در تعداد یک سطح…
جواب
پاسخ جسد زنده:
اره، گرفتم
جواب
پاسخ جسد زنده:
یوهاهاها! سه به توان سه!
جواب
پاسخ جسد زنده:
آره؟
جواب
كاظم | سه شنبه ۲ مهر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
خانمه ميخواسته بره كوه احيانا…
جواب
پریسا | سه شنبه ۲ مهر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
همهی این حوادث حاکی از آن است که عبادات شما قبول حضرت حق قرار گرفته است ان شاء الله! :party:
جواب
زهرا خانم! | سه شنبه ۲ مهر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام.
قبول باشه!
اون آرم اسماعيل براي چيه؟ (حس كنجكاويمان گل كرد! چون تازه رمان اسماعيل رو خوندم)
امشب هم اگه احيا گرفتيد يا كلا تو فرصت باقي مونده از ماه رمضون يا اصولا هروقت ديگه ما رو از دعا فراموش نكنيد علي الخصوص كه رويمان نمي شود دعاي كنكوري كنيم!
جواب
هزار فرسنگ | سه شنبه ۲ مهر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام علیکم
طاعات قبول
حکمت داشته لابد که نیم ساعت به خاطر قفل فرمون ماشین دم مسجد منتظر اخوی بمونید ! شاید اگه یه کم زودتر میرفتید … ( البته خدا نکنه) .
تو دسته بندی مطالب وبلاگتون که فقط وقایع نگاری شخصی نیست . من نظرم اینه که گاهی سر فرصت یه پایگاه خبری و سیاسی هم باشه مطمئناً خیلی عالی میشه،با توجه به دو پست قبلی که فوق العاده بود.
خیلی خیلی التماس دعا
موید باشید
یا علی
جواب
پاسخ جسد زنده:
شایدم حکمتش این بوده که اون اخوی ای که ما نمیشناسیمش! از لاک خودش بیاد بیرون! نه؟
اصلا به من چه! کی من رو راه داد اینجا؟
جواب
پاسخ هزار فرسنگ:
به جسد زنده
با سلام و التماس دعا
بله این هم میتونه باشه… اصلاً اگه دقیق شیم خیلی حکمتهای دیگه هم میتونه باشه. مثلاً شاید اگه زودتر از اون نیم ساعت میرفتن بجای اینکه اون خانم رو تا خیابون ولیعصر برسونن ، با ماشین زیرش میکردن!!! یا مثلاً اون اخوی اگه بیدار نمیشدن ، کلاً برا سحری خواب میموندن ! و خیلی چیزای دیگه که خودتون بهتر میدونید!
جواب
جسد زنده | سه شنبه ۲ مهر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
میگم خودم رو که لینک نکردی، حیاط خلوتم رو ولی بکن، باشد که مقبول افتد.
ال دو آ
جواب
پاسخ جسد زنده:
میگم لینک کن بگو چشم! بگو ولی حالا خواستی هم نکن!
جواب
....!!! | چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
بسم رب شهدا
سلام
تف به ريا….
كربلايي باشيد…
جواب