<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: تاول</title>
	<atom:link href="http://salman.mohammadi.ir/blog/1387/06/%d8%aa%d8%a7%d9%88%d9%84/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1387/06/%d8%aa%d8%a7%d9%88%d9%84/</link>
	<description>وبلاگی برای خودم :)</description>
	<lastBuildDate>Sun, 22 Jan 2012 11:45:39 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: یک طلبه</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1387/06/%d8%aa%d8%a7%d9%88%d9%84/#comment-1109</link>
		<dc:creator>یک طلبه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=214#comment-1109</guid>
		<description>مهمون بودم! زیر پنجره اتاقی که من توش جاخوش کرده بودم ساختمون سازی بود و دارالاماره ای در حال بالا رفتن و کارگرانی که شبانه روز اونجا زندگی می کردند. از بعد از افطار که تلویزیونشون روشن می شد، همش برنامه های مذهبی رو تماشا می کردند-این رو از صدای تلویزیون می فهمیدم- سخنرانی، برنامه های دفاع مقدسی و... وسط اونهمه سریالهای رنگاوارنگ...واسم خیلی جالب بود. شاید خوندن این پست شما باعث شده بود کمی توجه ام بهشون بیشتر بشه و دقت کنم که این صداها چیه و...
خلاصه هم جالب و هم غریب...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مهمون بودم! زیر پنجره اتاقی که من توش جاخوش کرده بودم ساختمون سازی بود و دارالاماره ای در حال بالا رفتن و کارگرانی که شبانه روز اونجا زندگی می کردند. از بعد از افطار که تلویزیونشون روشن می شد، همش برنامه های مذهبی رو تماشا می کردند-این رو از صدای تلویزیون می فهمیدم- سخنرانی، برنامه های دفاع مقدسی و&#8230; وسط اونهمه سریالهای رنگاوارنگ&#8230;واسم خیلی جالب بود. شاید خوندن این پست شما باعث شده بود کمی توجه ام بهشون بیشتر بشه و دقت کنم که این صداها چیه و&#8230;<br />
خلاصه هم جالب و هم غریب&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زهرا خانم!</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1387/06/%d8%aa%d8%a7%d9%88%d9%84/#comment-1098</link>
		<dc:creator>زهرا خانم!</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=214#comment-1098</guid>
		<description>سلام.
با سوزش تاو.ل هاي تركيده مي شه معامله كرد! ولي مي شه كاراي بهترم كرد! 
                                     ***      ***     *** 

كنكور؟! خب معلومه سرجاشه! 
الانم كه ماه رمضونه و يه كنكوري چي داره بگه؟: التماس دعاي فراوان!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.<br />
با سوزش تاو.ل هاي تركيده مي شه معامله كرد! ولي مي شه كاراي بهترم كرد!<br />
                                     ***      ***     *** </p>
<p>كنكور؟! خب معلومه سرجاشه!<br />
الانم كه ماه رمضونه و يه كنكوري چي داره بگه؟: التماس دعاي فراوان!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: جسد زنده</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1387/06/%d8%aa%d8%a7%d9%88%d9%84/#comment-1097</link>
		<dc:creator>جسد زنده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=214#comment-1097</guid>
		<description>privacy ما رو حفظ کن حاجی!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>privacy ما رو حفظ کن حاجی!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سلمان</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1387/06/%d8%aa%d8%a7%d9%88%d9%84/#comment-1096</link>
		<dc:creator>سلمان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=214#comment-1096</guid>
		<description>سلام برادر!
قصدم هرگز هدایت کردن شما نبود. فقط چیزی که به ذهنم رسید رو عرض کردم. حرفم هم از اون جمله‌ی شما نتیجه شده بود که فرمودید «تو هم جدا یه کاری کن که مشتری های ما زیاد بشوند»!
به هرحال اگر موجب ناراحتی شد معذرت می‌خوام.

یاعلی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام برادر!<br />
قصدم هرگز هدایت کردن شما نبود. فقط چیزی که به ذهنم رسید رو عرض کردم. حرفم هم از اون جمله‌ی شما نتیجه شده بود که فرمودید «تو هم جدا یه کاری کن که مشتری های ما زیاد بشوند»!<br />
به هرحال اگر موجب ناراحتی شد معذرت می‌خوام.</p>
<p>یاعلی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زیباترین شکیب</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1387/06/%d8%aa%d8%a7%d9%88%d9%84/#comment-1095</link>
		<dc:creator>زیباترین شکیب</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=214#comment-1095</guid>
		<description>آخخخ!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آخخخ!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حامد</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1387/06/%d8%aa%d8%a7%d9%88%d9%84/#comment-1094</link>
		<dc:creator>حامد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=214#comment-1094</guid>
		<description>جناب! سلام! واقعا پشيمون شدم از اينكهفكر مي كردم شما كسي هستيد كه فكر مي كردم. اصلا منظورم تبادل لينك نبود. محض اطلاع خودم ديدم كه هيچ لينكي نداريد. بايد بگويم شما ديگرا را از ظن خود تفسير مي كنيد. من خودم هم اصلا با تبادل لينك به اين شكل كه فقط تبليغي است مخالفم. محض اطلاع دوباره مي توانيد لينك ليست مراببينيد كه چند نفرشان مرا لينك كرده اند. بعضي هاشان خبر ندارند اصلا. به طور كلي از اين نگاه خسته شده ام  كه خوشحال هستيد كه ديگران را مي توان هدايت كرد!!! اين نوع نگاه خيلي از بچه مثبت هاست. شايد بدانيد چرا كمتر سر مي زدم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جناب! سلام! واقعا پشيمون شدم از اينكهفكر مي كردم شما كسي هستيد كه فكر مي كردم. اصلا منظورم تبادل لينك نبود. محض اطلاع خودم ديدم كه هيچ لينكي نداريد. بايد بگويم شما ديگرا را از ظن خود تفسير مي كنيد. من خودم هم اصلا با تبادل لينك به اين شكل كه فقط تبليغي است مخالفم. محض اطلاع دوباره مي توانيد لينك ليست مراببينيد كه چند نفرشان مرا لينك كرده اند. بعضي هاشان خبر ندارند اصلا. به طور كلي از اين نگاه خسته شده ام  كه خوشحال هستيد كه ديگران را مي توان هدايت كرد!!! اين نوع نگاه خيلي از بچه مثبت هاست. شايد بدانيد چرا كمتر سر مي زدم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ....!!!</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1387/06/%d8%aa%d8%a7%d9%88%d9%84/#comment-1093</link>
		<dc:creator>....!!!</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=214#comment-1093</guid>
		<description>بسم رب شهدا
سلام
وقتي فكر كني...يه جورايي ميشي...
خوب رازه ديگه...
كربلايي باشيد...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بسم رب شهدا<br />
سلام<br />
وقتي فكر كني&#8230;يه جورايي ميشي&#8230;<br />
خوب رازه ديگه&#8230;<br />
كربلايي باشيد&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حباب ديوانه</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1387/06/%d8%aa%d8%a7%d9%88%d9%84/#comment-1092</link>
		<dc:creator>حباب ديوانه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=214#comment-1092</guid>
		<description>روغن بزند به دستانش اين جناب چاه كن زحمت كش.....
به اميد روزي كه خوب شود....!!!!!!!!!!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>روغن بزند به دستانش اين جناب چاه كن زحمت كش&#8230;..<br />
به اميد روزي كه خوب شود&#8230;.!!!!!!!!!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سلمان</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1387/06/%d8%aa%d8%a7%d9%88%d9%84/#comment-1088</link>
		<dc:creator>سلمان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=214#comment-1088</guid>
		<description>حامد جان! اومدی و نسازی...
به خدا از این تبادل لینک بدم می‌آد. مخصوصاً اگه جنبه‌ی نون قرض دادن به هم‌دیگه رو داشته باشه.
من وبلاگتو هرازچندگاهی می‌آم می‌خونم. چون دلم تنگ می‌شه واسه اون بن‌بستت. این‌جا هم که می‌بینی! زدم همه‌ی رفقا رو پاک کردم. نه از حافظه‌م، که از اون گوشه...
لذا اگر خوننده‌هات کم باشن ولی رفیقات باشن، به‌ز اینه که یکی بخواد به‌خاطر اون پی‌وند من به تو بیاد بخونتت. چه این‌که این گپ زدن این‌شکلیمون حکم همون پی‌وند دادن رو داره...
زنده باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>حامد جان! اومدی و نسازی&#8230;<br />
به خدا از این تبادل لینک بدم می‌آد. مخصوصاً اگه جنبه‌ی نون قرض دادن به هم‌دیگه رو داشته باشه.<br />
من وبلاگتو هرازچندگاهی می‌آم می‌خونم. چون دلم تنگ می‌شه واسه اون بن‌بستت. این‌جا هم که می‌بینی! زدم همه‌ی رفقا رو پاک کردم. نه از حافظه‌م، که از اون گوشه&#8230;<br />
لذا اگر خوننده‌هات کم باشن ولی رفیقات باشن، به‌ز اینه که یکی بخواد به‌خاطر اون پی‌وند من به تو بیاد بخونتت. چه این‌که این گپ زدن این‌شکلیمون حکم همون پی‌وند دادن رو داره&#8230;<br />
زنده باشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حامد</title>
		<link>http://salman.mohammadi.ir/blog/1387/06/%d8%aa%d8%a7%d9%88%d9%84/#comment-1087</link>
		<dc:creator>حامد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://salman.mohammadi.ir/blog/?p=214#comment-1087</guid>
		<description>كامنت  دوم: اولا ما هنوز نمي توانيم فتوا بدهيم. اما اگر مي توانيد صبر كنيد. وگرنه معرفي كنم تان به آدم مطمئن. در ثاني: كسي كه  چاه مي كند آنقدر مهتابي قورت داده شده است كه  نيازي به نماز نباشد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>كامنت  دوم: اولا ما هنوز نمي توانيم فتوا بدهيم. اما اگر مي توانيد صبر كنيد. وگرنه معرفي كنم تان به آدم مطمئن. در ثاني: كسي كه  چاه مي كند آنقدر مهتابي قورت داده شده است كه  نيازي به نماز نباشد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

