دختران راهی دیگر
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۰۵/۱۲ ساعت ۳:۳۶ ب.ظ در اجتماعی, مذهبی, کتاب و کتابخوانی

طرح روی جلد دختران راهی دیگر
کتابی است که به همت یک مادر آمریکایی گردآوری و تنظیم و نوشته شده. مادر(کارُل) که یک مبلغ مسیحی است، متوجه میشه که دخترش (جُدی) پس از آشنایی با یک پسر مسلمون، مسلمون شده … ابتدا دچار سردرگمی میشه ولی از اونجا که تو مدرسه وظیفهی مشاوره دادن هم داشته، سعی میکنه تو یه تعامل سازنده با دخترش، موارد مشابه رو از دخترای آمریکاییالاصل که مسلمون شدن پیدا کنه و سوالایی که تو ذهن خودش بوده رو از اونها و از خانوادههاشون بپرسه. نتیجهش رو به شکل یک کتاب جمعآوری میکنه و میشه کتاب «Daughters of Another Path»
کتاب به شیوهی جالبی نوشته شده. به این شکل که نویسنده، در ابتدای هر فصل داستان خود و دخترش را بیان میکنه و در ادامه شواهدی از میان پاسخهای دیگران ذکر میکنه. یهجورایی شبیه یه رمان مستند!
بعد از خوندن این کتاب اونقدر به مسافرت به آمریکا علاقه مند، و به مسلمون کردن یه آدم دیگه امیدوار شدم که نگو!
نکات مهم: 
اولیش اینکه یکی از فامیلای نسبتاً دورمون ترجمه کردن کتاب رو …دکتر محمدعربمازاریزدی وهمسرشون خانم ناهید آزادمنش
دیگه اینکه اون پسر مسلمون، ایرانی بوده و اسمش هم رضاست…
پسنگاشت پس از حدود ۱۵ ماه؛ در «خانهی کتاب اشا» معرفینامهای برای این کتاب نوشتهاند که خواندنیست. اینجا
مطالب مرتبط

(+10)
حباب | شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
اتفاقا ما اين فاميل هاي دورتون رو زيارت كرديم!!!!
زیارتتون قبول
البت خیلی هم دور نیستن… کجا حالا؟
جواب
حباب | شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
اووو!!!
يادم رفت بگم اوللللللل!!!
جواب
رضا | شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
تبليغ اقوامو هم كه ميكنين. حالا كدوم ناشر چاپيده اين كتابو؟ بهش مياد خوندني باشه.
واسه «دفتر نشر فرهنگ اسلامی» هست و تلفن دفتر مرکزیش ۲۲۸۵۶۱۲۴ هست.
خواندنی هم هست… ترجمهی خوبی شده.
جواب
کبری آسوپار | شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام و عرض ادب
پست قبلی، نوشتنش، به شما نمی آمد! فکر کردم شاید پسوورد را داده اید به کسی دیگر!!
در باب این پست هم ممنون از معرفی کتاب.
خیلی هم به مسافرت به آمریکا فکر نکنید؛ همیشه دختر مسیحی مسلمان نمی شود، گاهی پسر مسلمان ایرانی می شود آمریکایی! آمریکا هم که می دانید دین رسمی ندارد؛ آزادی است دیگر!
برقرار باشید.
سلام
آمریکا، سرزمین فرصتها!
حالا مثلاً ما امیدوار شدیم به رفتن، میتونیم بریم؟!
یاعلی
جواب
جسد زنده | یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
خستگی
خستَهگی
جواب
رضا | یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
اون پسره اصفهاني نبود؟
مگه شما خانمتون آمریکایین؟
جواب
یک طلبه | یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام!
تشکر عرض می کنم
خیلی عالیه که شما کتاب معرفی می کنید.من از طرف خودم
سلام
امیدوارم مفید باشه
جواب
حضور | دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
چی شده جدیدا اینقدر کتاب در مورد امریکا … سرزمین فزصت ها … land of opportunity….داره چاپ میشه؟
بیوتن بس نبود یه کتاب دیگه هم دارید معرفی میکنید که هوس امریکا به سرمون بزنه؟؟؟
حالا خوبه نیت شما خیره … خدا کنه همه ی نیت ها خیر باشه:)
انشاالله که خیره
جواب
یک طلبه | دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام!
یه چیزی یادم اومد…یه بنده خدایی هست با چت از بلاد کفر یه دوستی پیدا کرد بعد هم پاشد رفت اونجا دوروزه دختررو مسلمون کرد دستش رو هم گرفت اورد ایران! اینجوری دیگه احتیاج نیست آدم پاشه بره همون بلاد کفر ذکر شده!
نتیجه بحث: اوصیکم بالچت فی بلادکم و لاتسرف اموال و اوقاتکم فی بلاد غیرکم اعنی بلاد کفر!
مردهی نتیجهی بحثم! اعنی عربی گفتنش
جواب
رضا | دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
شما که نگفتين آخرش مثل فيلم ايرانيا عروسي ميکنن. ما هم که هنوز نخونديم
زیاد جنبهی داستانی نداره…
همون اولش هم ازدواج میکنن! نه آخرش
جواب
حباب | دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
يه جاييييييييي خوببب!!!
راجع به همين كتابشون حرف ميزدن ….
جواب
میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است... | دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام علیکم
اون آقا کارش درست بوده تازه خیلی هم ثواب کرده … اینکه تونسته رو یه دختر آمریکایی تأثیری بزاره که مسلمون شه، خیلیه. کتاب رو پیدا نکردم . گذاشتمش برای بعد. ایام شعبانیه ما رو از دعا فراموش نکنید.
جواب
حضور | سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
تا اونجایی که یادمه هر وقت ما در مورد طرح خدمت رسانی مطلب میزنیم شما میگید که از حرفای ما سر در نمیارید
یه مطلبی زدم این دفعه که شاید بتونه کمی کمکتون کنه
امیدوارم ….
یا علی
جواب
پریسا | سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
میبینیم که پست میزنید آن هم از نوع مفیدش.
معرفی کتاب و از این حرفها
به به به به
جواب
شوق پرواز | سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
هوالرحمن
سلام
عيدتون مبارك
جالبه! بايد خوند!
ولي خب آدم بايد اول از خودش تا حد زيادي مطمئن باشه كه توي اين تاثير گذاشتن ها و…يه وقت چشمش رو باز نكنه ببينه براي جذب مخاطب، خودش كشيده شده به اون سمت و غافل بوده…چيزي كه اين روزهابيشتر ميبينيم!
جواب
حباب | پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
من رفتم…!!!
ولي نديدم!!! اما يه چيزي فهميدم…
اينكه آخوند بي تربيت روحانيه!!!
حالا این ویرگولی که شما نذاشتید رو بذارم بعد از آخوند یا بعد از روحانی؟!!
هر آخوندی روحانی نیست و برعکس… راهنمایی اینکه «و» رو در «روحانی»، او تلفظ کنید
جواب
حباب ديوانه ميشود...! | شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
بذاريد بعد از آخوند…!!!
ميتونين بگين… رووووووووحاني و عرفاني…!!!
حاليم شد چي ميگين…. از كسي هم كه پرسيدم به اين نكته توجه كردد!!!
خب حالا كه چي؟؟؟
جواب
رضا | یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
يادم باشه اين نظرات شما رو در باب روحاني و آخوند به مديريت حوزه منتقل كنم. چه گيري دادين به اينا؟ يادتونه اولي هم كه من اومدم اينجا بحث همين چيزا رو راه انداخته بودين؟
شما که دیگه باس بدونی چرا!
زمین تا آسمون فرق دارن با هم اینا…
جواب
محسن | یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۹ | پاسخ دهید
با سلام
من سوالي دارم از خانم ناهيد آزادمنش در مورد كتاب ملخ شجاع
خيلي برام مهمه.
لطفا شما كه ميگوييد فاميلتون هست آدرس ايميلي ازايشان به من بدهيد.
با تشكر .
جواب
پاسخ سلمان:
پرسیدم؛ در صورتی که پاسخ دادند خدمتتان ارسال میکنم.
جواب
پاسخ محسن:
همچنان منتظرم
جواب
پاسخ سلمان:
من هم
ببخشید که منتظرید
جواب