سفر به گرای ۲۷۰ درجه

کتاب خوبی است! از احمد دهقان. یه‌چیزی تو مایه‌های «پسران نیمه‌شب» که قبلاً ذکرش رفت ولی با قدرت قلمی به مراتب بیش‌تر.

بیش‌تر اوقات نویسنده در حال توصیف است. توصیف حال خود، فضای اطراف، احوال دیگران و … و در فضایی کاملاً حقیقی به غیر از بخش‌های معدودی مثل نمونه‌ی زیر.

یکی از صحنه‌هایی که ازش خوشم اومد و تا آخر خوندن کتاب هم یادم موند اینه: … ناصر داره فیزیک می‌خونه که یهو یاد منطقه می‌افته… کلمات کتاب رو می‌بینه که خم می‌شن و دولا دولا از شکاف خاکریز می‌گذرن…

این هم توضیح بیش‌تر واسه کسایی که می‌خوان بخونن کتاب رو

پس‌نگاری: این هم از پسران نیمه‌شب

راستی نکتهی دیگه که خیلی از خوندنش خوشم اومد و خندیدم تو صفحه‌ی صدوهشت کتاب اتفاق میافته…

بدخوب (+4)

21 نظر

  1. میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است... | یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام خدمت برادر سلمان
    از تذکرتون ممنون ، من دقت نکرده بودم چون فرصت کم بود و نگران قطع شدن برق قبل از پست مطلب بودم …. کتابی که معرفی کردید خیلی تعریفیه هر چند که من نخوندمش ولی تصمیم گرفتم که تو اولین فرصت حتماً بخونم … شما هم موفق باشید … ایام به کام یا علی

    جواب

  2. پری‏سا | یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    آره کتاب خوبیه
    مث شطرنج با ماشین قیامت
    !

    جواب

  3. ساقی | یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    ۲تا کتاب هست که میخوام بخونم نمیشه:
    یکی همین که گفتید
    بعدیشم خاکهای نرم کوشک…

    کاش بتونم بخونم.
    نخونمش و بمیرم ناکام از دنیا رفتم!
    جوان ناکام ساقی!

    یاعلی

    جواب

  4. جسد زنده | یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    آره! ولی اسم وبلاگت رو عوض نکردی ها!


    «جسد مرده» چه‌طوره؟
    آخه اسم مناسب پیدا نکردم و پیش‌نهاد خوبی هم ندیدم…

    جواب

  5. شوق پرواز | یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    هوالرحمن

    امروز با اجازه تون(!) يه گشتي توي وبلاگتون زدم!جالب بود!

    تصميم گرفتم بي خيال تفريحات سالم بشم و برگردم به همون دنياي نت و وبگردي و…!! D:

    كتاب رو هم هنوز نخوندم. احتمالا بايد بره توي صف كتاب هاي خوانده نشده! حالا كي نوبت بهش برسه؟ الله اعلم!

    ضمنا ممنون بابت پيشنهادتون

    جواب

  6. ديان | یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    پارسال خوندمش از سبک توصیفش خوشم اومد کاملا خوف رو به من منتقل کرد…یک حس ترس تلخ و شیرین که دهن آدم رو خشک میکرد…کتاب شطرنج با ماشین قیامت از همین احمد دهقان بود؟یا من قاتل پسرتان هستم!یادم نمیاد!!

    جواب

  7. محمدعلی | یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    اهوم !


    اوهوم؟!

    جواب

  8. ساقی | دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    به جناب رضا در با افلاکیان:
    سلام
    اومده بودم نظرات سازنده ی خودمو بگم که صفحه نظرات باز نشد!
    گفتم کجا بگم؟!
    دیدم تا حالا برای این پست نظر ندادین شاید پیداتون شه!

    یاعلی

    جواب

  9. رضا | دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    با عرض معذرت از آقا سلمان که از وبش استفاده ابزاری می کنم. :wink:
    اگه برای شما صفحه نظرات باز نشده، برای بنده نه وب باز می شه، نه صفحه نظرات و نه قسمت مدیریت.
    اگه خیلی واجبه ای میل هست.


    آقا دم در بده… بفرمایید تو… اگر صلاح می‌دونین کلمه‌ی عبور رو هم تقدیم کنم! :wink:

    جواب

  10. ساقی | دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    به جناب رضا:
    خوش به حال من که حداقل وبو دیدم!
    مستحبه!
    باشه سرفرصت :wink:

    جواب

  11. یک طلبه | دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام!
    کتاب خوبی بود. توصیف های فوق العاده ای داشت. مثلا توصیف صحنه شهادت علی! تا سه روز کتاب رو بستم و باز نکردم. تا دو روز غذا نخوردم. یک روزکامل مات و مبهوت بودم!
    اما لطافت دفاع مقدس که گاهی تو بعضی نوشته ها و فیلمها سرازیر میشه توش نبود. حتا یه ذره. من که یاد فیلمهای جنگی که از جنگ ویتنام ساخته شده افتادم.
    ولی فوق العاده بود.
    -راستی لینک می زدید به این پسران نیمه شب، بدک نبود ها!-
    -من قاتل پسرتان هستم رو خوندید؟!-
    یاعلی


    در مورد این‌که می‌گین خالی از لطافت‌های معمول بود با شما موافقم… بیش‌تر فکر می‌کنم می‌خواسته یه مستند داستانی ارائه کنه و این‌کار رو به نحو خوبی انجام داده.
    «من قاتل پسرتان هستم» رو نخوندم

    جواب

  12. بهشتی! | دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام !

    كتاب هايي از اين دست آن هم در برهوت كتاب خوب دفاع مقدس به جد غنيمت است ! كتاب ” شطرنج با ماشين قيامت ” هم قيامتي است براي خودش … اين هم از آن دست كتاب هاي غنيمتي است كه خواندنش مغتنم است البته بسي !

    جسارتا … مي توانيد اسم وبلاگ تان را بگذاريد ” سلمان محمدي بود!”

    دعا بفرماييد .


    از این غنیمت‌های مغتنم که غنیمتی هستند در غنائم کم داریم انصافاً
    به‌ترین اسم پیش‌نهادی همین است که فرمودید فقط یک موضوع مانع می‌شود که کوچک هم نیست.
    ولی واقعاً تکان‌دهنده بود این اسم ها…!

    جواب

  13. جسد زنده | دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    «سلمان چت» خوبه؟


    :(

    جواب

  14. زهرا | سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام.
    مگر شما مهندس آينده نيستيد يا مگر متن را نخانديد كه از ليميتش تعجب كرديد؟
    اسم هاي پيش نهادي:
    آلفا ارابه ران ، بتا ارابه ران ، دلتا ارابه ران ، گاما ارابه ران ، في ارابه ران ، پاي ارابه ران ، سيگماارابه ران ….. :grin:


    من مهندس آینده نیستم.
    در مورد اسم هم فکر کنم «دب اکبر» ازاینایی که گفتین به‌تر باشه…

    جواب

  15. جسد زنده | سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    اینجا را لینک کن


    این‌جا رو می‌فرمان

    جواب

  16. یک طلبه | سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام!
    اون یکی کتاب دهقان رو هم بخونید-من قاتل پسرتان هستم، یه جورایی مزخرفه. از دست ندیدش:!: -. کتاب گرا۲۷۰ هم دستمان نیست که ببینیم به چه خندیدید. خب می نوشتید!
    -اسم وبلاگتون رو بذارید وبلاگ خودم بعد زیرش بنویسید وبلاگی برای من!جواب میده… :grin: -


    :)

    جواب

  17. ديان | چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    من قاتل پسرتان هستم از حبیب احمد زاده هست یا احمد دهقان؟من کانفیوزدم الان!!!!!!!!چند وقت قبل پاداش سکوت رو دیدم با بازی پرستویی برداشت از همین من قاتل پسرتان هستم بود!!!حالا باز اینم چه ربطی داشت به صفحه نظرات شما و ساعت چهار و بیست دقیقه صبح نمیدونم!!!


    از «احمد دهقان»ه

    جواب

  18. یک طلبه | چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    از احمد دهقان اه

    جواب

  19. میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است... | چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    نگار من كه به مكتب نرفت خط ننوشت
    به غمزه مساله آموز صد مدرس شد
    سلام … عیدتون مبارک


    سلام
    عید همه مبارک

    جواب

  20. میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است... | چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    دوباره سلام . با اجازه تون یه نگاهی انداختم به پیشنهاد های دوستان برای تغییر اسم وبلاگتون ، می تونم بگم روز عیدی خندیدن چیز خوبیه ، من اصلاً تصمیم به فکر کردن راجب اسم وبلاگ شما رو نداشتم ولی الآن نظرم تغییر کرد … نظرم رو در قالب پیشنهاد براتون می فرستم…. ما رو هم دعا کنید .


    سلام
    لطف می‌کنید که اسم پیش‌نهاد می‌دین
    ملتمس دعاییم

    جواب

  21. ساقی | چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    یکی دیگه بعد اون فرستاده بودم که آدرس مورد نظر (…) رو هم داشت.
    نرسید؟

    یاعلی


    با من‌اید یا رضا؟

    جواب

نظر شما:

:D :) ^_^ :( :o 8O :shock: 8) ;-( :lol: xD :wink: :evil: :p :whistle: :woot: :sleep: =] :sick: :straight: :ninja: :love: :kiss: :angel: :bandit: :alien: