گوسفند

اولش خودم می‌دونم عنوان به این خوبی رو حیف کردم!

دومش: یه روز گرمی، موسی علیه‌السلام داشته گوسفندا رو می‌چرونده! یکی از بزغاله‌ها (یا بره‌ها) از گله جدا می‌شه. او‌ن‌قدر ورجه وروجه می‌کنه و می‌ره این‌ور و اون ور که آخر خودش هم خسته می‌شه… حضرت موسی علیه‌السلام هم تمام مدت دنبال این بی‌زبون… آخر می‌گیردش، جای این‌که یه کتک مفصل به‌اش بزنه، می‌گیره نوازشش می‌کنه و می‌بوسدش! می‌گه ببین چی‌کار کردی. هم خودت رو خسته کردی، هم منو.

خوب که چی؟ هرکس نظری درباره‌ی چوپانی و پیام‌بری داره می‌شنفم!

سومش: یه داستان از قول شهید مطهری تو «احیای تفکر اسلامی»: یه جوجویی می‌رفته هی تو منقارش آب جمع می‌کرده می‌آورده می‌ریخته رو آتیشی که داشتن باهاش ابراهیم علیه‌السلام رو می‌سوزوندن… می‌گن کار تو که فایده‌ای نداره! می‌گه در حد تواناییم دارم کار می‌کنم …

چهارمش: این دروغ‌ها و خزعبلات رو باور نکنین! هر چی می‌کشیم از همین احمدی‌نژاده …!

پنجمش: «چهارمش» با«سومش» ربطی داشت به نظرتون؟ …


پس‌نگاری: چی‌شده که ما به این‌جا رسیدیم؟ هان؟! چی شد که روغن موتور … واسه تبلیغش تو ایران، می‌گه «حامی جام ملت‌های اروپا»! جالبه‌ها. نه؟

پس‌نگاری: خیلی خوش‌مزه‌اس! زاکانی نامه نوشته در جواب به ادعاهای جاسبی…، اون‌وقت دادستان (مرتضوی) جوابیه می‌نویسه به زاکانی! مثل اینه که وسط کُشتی، داور بیاد کمک یه‌طرف!لعنت به شیطون؛ نمی‌ذارن یه مطلبمون بوی گند سیاست‌بازی نگیره که!

مطالب مرتبط
بدخوب (بدون امتیاز)

32 نظر

  1. پری‏سا | دوشنبه ۳ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    سومی و چهارمی ربط داشت(فک کنم خودتونم این‎طور فک میکنین)
    همین‎طور چوپانی و پیامبری هم به هم ربط دارن.(گوسفندا یه کم بیشتر از ما حرف گوش‎کن‎ترن)
    به بره‌ی حضرت موسی حسودیم شد!!!
    ______________________________
    من: اصولاً من کسی رو از فکر کردن منع نمی‌کنم

    جواب

  2. هرز دانشجوي افراطي | دوشنبه ۳ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    به نام خداوند بخشنده مهربان
    سلام
    احمدي نژاد اگه تبديل به تفكر بشه *بهتر / خطرناكتر / مضر تر * از وقتي است كه احمدي نژاد باشد
    * براي اونايي كه معتقدن هر كسي از ظن خود بايد يار من بشه . براي تپلها براي لاغرا براي مهربونا براي اخموها براي صافها براي برعكسا براي پيرا براي جوونا براي همه نه فقط براي بعضيا !!!
    « اگه ما بخوايم به ساز شما برقصيم ، امنيت اين مملكت يعني كشك »

    جواب

  3. ساقی | دوشنبه ۳ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلمان به حیوانات علاقه ی وافری دارد!
    سلمان دانشکده ی علوم تحصیل میکند!
    ربطی داشت؟!
    لینکت هنوز باز نشده.باید برم بعدا میبینم.
    اما ما میخوایم هی بکشیم…به کسی هم ربطی نداره!
    …ربط…!

    تا بعد
    یاعلی

    جواب

  4. ساقی | دوشنبه ۳ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    الان باز شد!
    حاضرم بمیرم ولی جز تیم حفاظت نباشم
    چه میکنه این تیم حفاظت!!!

    جواب

  5. رضا | دوشنبه ۳ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    آقا اين مدل نوشتن آخرين نظرات رو يه دستي بهش بکش. امروز دو سه بار اومدم کلي خنده ام گرفته. ساقي در …. هرز دانشجو در ….
    من قبلا از اين دو بزرگوار عذر ميخوام :D

    جواب

  6. رضا | دوشنبه ۳ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    خوب خدا رو شکر اين بلا به سر خودم هم اومد. حالا بايد منتظر خنديدن بقيه باشم. :(
    __________________________
    من: قاه‌قاه :D

    جواب

  7. رضا | دوشنبه ۳ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    بد مي‌خندي

    جواب

  8. رضا | دوشنبه ۳ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    حالا خوبه اسم پستتو چيزي ديگه‌اي نذاشتي. تو مايه‌ي محل زندگي گوسفند (همون طويله و اينا) ديگه حسابي از خجالت همه در ميومدي.

    جواب

  9. سلمان | سه شنبه ۴ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    آقا رضا گیر دادیا…
    بیا خودمم اومدم تو! خوبه حالا؟! :lol:

    جواب

  10. رضا | سه شنبه ۴ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    كاريكاتور نيك آهنگ كوثر رو ديدي؟ توصيه مي‌كنم نبيني :!:
    __________________________
    من: خب برادر چرا گفتی پس؟

    جواب

  11. سلمان | سه شنبه ۴ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    به رضا: این‌جا زدم چون این سامانه‌ی پیام‌گیرتون مشکل داشت!
    سلام
    چون شمایین رفتم یه دور دیگه قیافه‌ی آقاهه رو دیدم!
    باور کن از قیافه‌ش خوشم نیومد… :clown:
    یا این‌که اصلاً عکسشو گذاشته تو صفحه! نمی‌دونم کدوم بیش‌تر؟
    دلیل دیگه‌ای نداشت!

    جواب

  12. رضا | سه شنبه ۴ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    از من گفتن ولي خواستي ببيني برو ببين: http://bp3.blogger.com/_3f1zZBJa-GA/SF2uUGiQflI/AAAAAAAABD4/0cuJOx8AErA/s400/car_2008_22junb.jpg

    جواب

  13. سلمان | سه شنبه ۴ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    یه بار نامه زدم به این نیک‌آهنگ؛ گفتم کارت خیلی درسته! خیلی قشنگ قیافه‌ها رو می‌کشی! … بعد گفتم: خوش‌حالم که خدا همه‌چی رو یه‌جا به یه نفر نمی‌ده! همون‌قدری که استعداد قیافه کشیدن به‌ات داده، شعور رو ازت گرفته … :p

    جواب

  14. رضا | سه شنبه ۴ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    نگفتم نبين
    ________________
    من: نه بابا! این‌قدر از این چیزا دیدم که … از همین یارو؛ همه‌ی کاریکاتورای روزآن‌لاینش رو دیدم :D

    جواب

  15. ساقی | چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    ایمیل سلمان به نیک آهنگ جالب بود :wink:
    دیگه از این کارا نمیکنی؟! 8)
    _________________________
    من: چرا … هروقت که اقتضا کنه از این کارا هم می‌کنیم! به کی نامه بزنم؟ مگه ندیدین؟ من شدم فرمانده گردان تخریب! :)

    جواب

  16. ارمیا | چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    sghl
    rhfg knhvi
    سلام
    قابل نداره
    موضوع مهم نیست
    موضوع مهمه
    گوسفند چیز خوبی است
    چون انرژی هسته ای حق مسلم شماست
    احمدی نژاد بی تقصیره
    این رو همه میدونن
    مردم مقصرن
    چون دوم خردادی ها فریبکارند:?:

    جواب

  17. هرز دانشجوي افراطي | چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    به نام خداوند بخشنده مهربان
    سلام
    به عنوان فرمانده گردان تخریب لشگر ۸۷ منصوب شديد .
    امضاء : جانشين فرمانده لشگر

    جواب

  18. جسد زنده | چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    :idea: ثم ابی و استکبر!
    ___________________
    من: می‌گم؛ استهلاک صفحه‌کلیدت زیاد نشه یه‌وقت ;)

    جواب

  19. حاجی | پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    آره خوب درسته…. طبق استدلال شما هیچ کی نباید رو زمین زنده بمونه… چون بهر حال یکی هست که از اون بهتر زندگی می کنه
    _________________________
    من: نه دل‌انگیز! هر کار هجوی که یه نفر دیگه می‌کنه رو، کس دیگه نکنه به‌تره!…

    جواب

  20. حاجی | پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    لا یحب الله الجهر بالسوء الا من ظلم
    ــــــــــــــــــــــــــــــــ
    من: لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ ۚ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا

    جواب

  21. حاجی | پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    دروغ گویی را شما بدتر می دونید یا هجو؟


    من: مثل این می‌مونه که مثلاً من به یکی بگم «تو گوش کسی نزن!»! بگه «تو گوش کسی زدن بدتره یا کشتنش؟» :)

    جواب

  22. ساقی | پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    نامه به کی؟!
    به برادر!
    بنویس:
    -همش تقصیر توست که هوشنگ آقا بقال سرکوچه با آق پرویز که قصابی داره و همسایه ی دیوار به دیوارشه دعوا میکنه!
    -اموروز که بلند شدم دیدم رو صورتم یه جوش تازه دراومده! اینم تقصیر توست!
    -بچه‌ی همسایه از دیشب تا صبح ونگ زد.معلومه دیگه! اینم تقصیر توست!
    -وای هوا چه قدر گرمه.از آسمون جهنم می‌باره.اینم تقصیر توست!
    -سرجلسه‌ی امتحان یه یارویی اومده بود که اولین بار بود می‌دیدیمش.باهاش قبلا هم‌آهنگ نکرده بودیم.تازه وارد بود.اون روز اصلاً فاز نداد واسه تقلب! اینم تقصیر توست!

    بازم بگم؟ یا بقیه‌ی نامه رو خودت مینویسی؟!


    من: به برادر نامه نمی‌نویسم؛ تا وقت کنه اون همه نامه رو جواب بده :)

    جواب

  23. ساقی | پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    نوشته ی من پر از غلط املاییه!
    اینم تقصیر توست! :p :grin:


    من: نمره‌ی شما ۱۸! یه غلط املایی و چندجا جدانویسی رعایت نشده بود و چندجا نیم‌فاصله…

    جواب

  24. ساقی | پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    متاسفم در این دوره که راه برای خدمت باز شده دونفر خودی میپرن به جون هم…
    انگار نمیشه یه علمی رو بلند کرد ولی ۱۰۰تا مدعی پیدا نکرد!!
    چه در مجامع کوچک(تشکلات دانشجویی) چه اون بالامالاها!…
    :!: :!: :!: :!: :!: :!: :!: :!: :!: :!: :!: :!: :!: :!: :!: :!: :!:


    اگه قراره بدونیم قضیه چیه بیش‌تر توضیح بدین

    جواب

  25. ساقی | پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    راستی:
    انتصاب جناب سلمان به فرماندهی تخریب را تبریک عرض مینماییم!
    (از طرف جمعی از مخربین)


    :)

    جواب

  26. حاجی | پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    لطف می کنین که اینجا جوابمو می دین…
    من هم تو دفترچه خاطراتم جواب شما رو می دم
    (ولی همین قدر که: من هجو کساییو کردم که بهم ظلم کردن(در واقع به ما ظلم کردن) دستم بهشون نمی رسه که دادمو بستونم و این هیچ ربطی به مثال شما نداره … اگه شما انقدر نگران ارزشها هستین که با هجو مبارزه کنین فکر می کنم مبارزه با دروغگویی اولی باشه ولی خوب وقتی آدم یک کسیو دوست داشته باشه همه چیزو از دید مثبت می بینه)
    در ضمن پیداست که بیشتر علاقمند به جر و بحث هستین تا روشن شدن چیزی

    جواب

  27. حاجی | پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    در واقع جواب من به شما همون اولی بود(و کار ما هم “من القول” نبود “من الکاریکاتور” بود. دومی در واقع سوالی بود که خودم از شما داشتم. یعنی شما حق سوال کردن را فقط برای خودتون قایلین؟)
    شما به عمد یا سهو قسمت اول جوابو تو جوابیه تون منظور نمی کنی و شروع می کنی دلسوزی برای مکارم اخلاقی که نه هجو فلان و بهمان … بله اگه کسی به من ظلم نکرده و تو گوشم نزده البته که اگه من تو گوشش بزنم کار مذمومی کرده ام… ولی او به من ظلم کرده…

    در ضمن نوع صحبت کردن تحقیر آمیزتونو عوض کنین… به هر حال وقتی بحثی سر می گیره پیش فرضش احترام متقابله… که البته حالا که جوابهای مرا اینجا می دهید و من هم در دفترچه خاطراتم دیگر نیازی به این حرفا نیست….
    پس خداحافظ
    ____________________________
    من: اولاً «به سلامت»!
    بعدشم: این‌که جواب‌ها رو این‌جا می‌دم، دلیلی نداره جز این‌که خوشم نمی‌آد اگه خواستم (به عنوان یه شخص فرضی) بحث رو دنبال کنم مجبور باشم هی برم تو این صفحه، هی برگردم تو همون‌صفحه :)
    در ضمن کار شما هم هجو بود، هم دروغ، هم تهمت، هم …!

    جواب

  28. هرز دانشجوي افراطي | پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    از ج ف ل ۸۷
    به ف گردان تخريب ل ۸۷
    اون بند انساني بودن يا نبودن رو يه توضيحي بديد لطفا .

    جواب

  29. ساقی | جمعه ۷ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    توضیحیه!
    درمورد پس نگاری بود دیگه!
    روشن شد؟!

    ———-
    غلط املایی هم همونی بود که گفتم.نه بیشتر!

    یاعلی


    روشن نشد! چی‌رو می‌گید؟

    جواب

  30. ساقی | شنبه ۸ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    دعوای زاکانی و دادستان رو میگم :wink:


    خب! که چی؟
    مثل اینه که داور وسط کشتی بیاد به یه طرف توضیح بده که رقیبت منظورش از فلان حرکت بهمان بود! :o
    من نمی‌گم چیه اصلاً … فقط جمله‌ی اول نامه رو یه دور دیگه بخونین

    جواب

  31. جسد زنده | یکشنبه ۹ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    بنگر به جهان چه طرف بر بستم؟ هیچ!


    …هیچ…هیچِ هیچ؟

    جواب

  32. ساقی | یکشنبه ۹ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    ببین منظور من این گیر دادنهای الکیه که طرفین به هم اهدا میکنن!
    آقای دادستان نه سر پیاز بوده نه تهش.وسط نامه به جاسبی اظهار نظر کرده
    یا یه نمونه ی دیگه انتقادهای باهنر به دولته که به نظر من اصلا مناسب نیست .من که باهاش حال نمیکنم :wink:
    نمیگم کسی انتقاد نکنه.
    میگم این نیت باید خیر باشه نه…

    حالا که یه فرصتی برای جهش…برای خدمت پیش اومده این دعواهای الکی (که هرچند الکی نیست و پشتش خیلی چیزهاست) هم سرعت عمل رو میگیره هم مردم رد بدبین میکنه…

    روشن شد فرمانده؟! :p

    یاعلی


    رووووووووشن! (واو ها تلفظ او دارن) :D

    جواب

نظر شما:

:D :) ^_^ :( :o 8O :shock: 8) ;-( :lol: xD :wink: :evil: :p :whistle: :woot: :sleep: =] :sick: :straight: :ninja: :love: :kiss: :angel: :bandit: :alien: