لطایف

اولتيماتوم دستگاه قضايي به دولت براي حمايت از توليدکنندگان روده‌بر

يادداشت تند منتجب‌نيا درباره رئيس‌جمهور

و در آخر (با عرض معذرت خدمت بزغاله‌های عزیز)…بزغاله

بزغاله: برای طرح تحول اقتصادی رییس جمهور…..دوهدف عمده قابل درک وفهم است اولین هدف آقای احمدی نژاد ازطرح این موضوع نوعی فرار به جلو وطفره رفتن ازپاسخگویی به دهها سوال درمورد کارکردهای دوران ریاست جمهوری خود است..هدف دوم جناب رییس جمهور نوعی خرید رای برای انتخابات آتی تلقی می شود…

پس‌نگاری: حالا که بحث خنده‌ست، این‌جا رو هم نگاه کنین! مثل این می‌مونه که وسط جنگ شیر و پلنگ سر غذا، یه موش بپره وسط؛ بگه من به ببره یه ماچ می‌دم جنگ نکنین!خنده زیرزیرکی

دم اون فلسطینی هم گرم … همیشه عملیات استشهادی که انجام می‌دادن، نهایتاً ۴-۵ نفر مجروح می‌شدن! این آقا با بلدوزر رفته همه‌رو گرفته زیر! روحش شاد… درسال نوآوری و شکوفایی خوب نوآوری‌ای کرده.

بدخوب (بدون امتیاز)

19 نظر

  1. هرز دانشجوي افراطي | پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    به نام خداوند بخشنده مهربان
    سلام
    محمود رفتنيه . خودتو بهش گره نزن . همونطور كه اكبر و سيد محمد رفتن . بزار محمود آزاد باشه . بر عكس اكبر و سيد محمد كه نشد آزاد باشن . :!:
    راستي گفتي چه رشته اي مي خوني ؟ :?:


    من یادم نمی‌آد چیزی گفته باشم برادر!

    جواب

  2. حامد | پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام آقا سلمان!‌ ما همچنان مخلصيم. باور كنيد در محذوريت هستم و فعلا نمي توانم خدمتتان برسم و كامنت ارادتمندانه بگذارم.
    راستي! توي لينكهاتان خوشم آمد اسم آقاي كوشكي را ديدم. اصلا كلا خوشم آمد كه مقوله صهيونيسم را مهم جلوه دادي. آقاي كوشكي يه جورايي استاد ما هستند. البته شما هم بزرگ ماييد.

    همچنان مخلصيم. بيش از پيش.

    جواب

  3. بشولنده! | پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    ما که چیزی نفهمیدیم :!: چی میگه… ;-( :worried:

    جواب

  4. پری‏سا | جمعه ۱۴ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    اولی:این هم یک روشه برای گفتنه این‌که: من هم هستم!
    دومی: ارزش اینو نداره که بخوام در موردش چیزی بگم.
    سومی:خب درک و فهم و شعور و منطق چیزاییه که خدا به هر کسی نمی‌ده.
    پس‌نگاری ۱:واقعن ادم اشکش درمیاد از دیدن ایـــــــــــــــــــن همه فداکاری! :poke:

    پس‌نگاری ۲:ان تنصرالله ینصرکم…

    جواب

  5. پری‏سا | جمعه ۱۴ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    خواستین پست رو عوض کنین بزغاله‌شو بدین به من :p

    جواب

  6. ساقی | جمعه ۱۴ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    چه گیری دادی به بزغاله؟ :grin:
    واقعا حیف بزغاله نیست؟ :wink:
    وقتی اعتماد ملی به اون سوسکی دم دراورده از بقیه چه انتظاری داری؟…

    یاعلی

    جواب

  7. ساقی | شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    یه چیزی بگم؟
    اینجا یه مشکل اساسی داره!
    اگه بخوام برم تو مطالب قبلیت باید اشهدمو بخونم! چرا آرشیو نداره؟
    بعدشم موضوعات هم نداره! این حسابی گیج کننده است.
    راستی:
    عجب پاقدمی داشتما!
    تا من اومدم فاروق! و سمیه رفتن!
    تازه از بحثشون خوشم اومده بود.

    این یه چیزی چندتا چیز شد!

    یاعلی


    سلام
    جناب فاروق کلمه‌ی عبور رو ندارن که تشریف بیارن، سمیه خانم هم درس دارن کماکان(لابد)!
    پایین صفحه یه پی‌وند هست به نوشته‌های پیشین…
    بایگانی هم خواهم گذاشت
    ممنون از تذکرتون

    جواب

  8. من ِ او | شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    شما از منم جوگیرتری بابا! در باب منِ او عرض می‌کنم.
    —————————————————–
    سلام
    نه بخدا من جو گير نشدم
    شايد از اول اشتباه كرده باشم اما جو گير نشدم
    راستش
    بارها گفته ام و بار دگر ميگويم
    كه من ِ دلشده اين ره نه به خود ميپويم

    جواب

  9. زیباترین شکیب | شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    یا لطیف
    سکوووووووت اختیار می کنیم تا پست بعدی! 8)

    جواب

  10. ساقی | یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    خدا خیرت بده کلی کمک کردی…
    درمورد فاروق:
    بحث عمومی منظورم بود!

    دیگه اینکه…اعتکاف نزدیکه…حسابی بهت حسودیم میشه…
    من دلم اعتکتف دانشگاهو میخواد :emotion: :emotion:
    ایشالا بری و بیشترین استفاده رو ببری :D

    یاعلی

    جواب

  11. رضا | یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    يادداشت تند اون بنده خدا رو خوندم. بيشتر خنده‌دار بود تا چيز ديگه. فقط نشون مي‌ده كه ديگه دعواها مثل سابق نيست؛ شمشير رو از رو بستن براي هم. خدا به اين مردم رحم كنه كه وسط اين دعواها قراره چي به سرشون بياد!

    جواب

  12. رضا | یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    به سايت ابطحي هم يه سري بزن. اونم يه مطلب خنده‌دار در مورد حرف(فحش)هاي محتشمي به آقاي مصباح نوشته. بيشتر از اين خنده‌داره.

    جواب

  13. کبری آسوپار | دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام و عرض ادب

    حکایت ما و این خنده ها، همان حکایت “گذشتن کار از گریه” است! ولی میان این همه سیاست بازی های بی دیانت! این جوان فلسطینی هم روح خودش را شاد کرد، هم دل ما را. البته آنقدری هم که شما نوشته اید، “همه” ای نیست، فقط چهار نفر کشته شدند. به امید محو خانه ی عنکبوت.

    برقرار باشید.

    جواب

  14. سمیه | سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    فعلا درس ندارم(هر چند برای مدتی کوتاه)اما سفر بودم،همین نیم ساعت پیش رسیدم خونه.
    سعی میکنم تا شنبه بنویسم،اما اگه نشد باز عقب می افته،چون شنبه باید به یک سفر اجباری بروم.
    با عرض معذرت از تاخیر.

    جواب

  15. رضا | سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    با فايرفاکس هم امتحان کردم. مشکلي نداشت!!

    جواب

  16. حامد | سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام علیکم. ممنون که به ما هم سر می زنید. یک سوال: از کجا به اطلاعات طبقه بندی دست یافتید و فهمیدید ما هم از اونا هستیم؟ جوابت را به طور شفاف توضیح بده


    یادم نیس! شرمنده…

    جواب

  17. ساقی | چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    درمورد نظرت بسیار تعجب کردم :o :o :o
    بازم بیا ببینم قصه چی بود؟

    یاعلی

    جواب

  18. هرز دانشجوي افراطي | چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    نميدونم چرا فكر مي كنم دانشجوي ادبيات هستي . البته احوالاتت بيشتر به فني ها ميخوره . فكر مي كنم آخرش معلوم ميشه استاد دانشگاه هستي !!!

    جواب

  19. جسد زنده | چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    به خود بپو، به خود بپو بابام جان!
    اگر خودی داشتی به خود بپو! د اگه داری بیا جلو!

    جواب

نظر شما:

:D :) ^_^ :( :o 8O :shock: 8) ;-( :lol: xD :wink: :evil: :p :whistle: :woot: :sleep: =] :sick: :straight: :ninja: :love: :kiss: :angel: :bandit: :alien: