سر و خاک
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۰۳/۲۰ ساعت ۱۰:۳۳ ب.ظ در اجتماعی, طنز, مثلاً سیاسی
یک: بدون تعارف، خاک بر سرمون
دو: بدون تعارف، خاک بر سرشون (زنده باد عدالتخواهی و مبارزه با فساد اقتصادی)
پسنگاری:
برادر کجایی
سیگنالهایی که برادر داره میفرسته رو میگیرید؟ آیا طوفانی در راهه؟
… خدا عالمه! به هر حال به نظرم اتفاق مبارکیه. دم عباس پالیزدار گرم!
قبلاً از بزغالههای عزیز عذر میخوام… این بزغاله رو نگاه! مرعشي:مسئوليت دوري مردم از نظام متوجه آقايان جنتي و احمدينژاد است
کسی شکلکی معادل خندهی تلخ سراغ داره؟
به جای تخریب و تهمت، پالیزدار را در دادگاه “علنی” محاکمه کنید من شخصاً آمادگی خودم برای تماشای این دادگاه رو اعلام میکنم… دادگاه به ریاست هاشمی شاهرودی و با دعوت از همهی طرفهای دعوا از آقای هاشمی گرفته تا فائزهشون و عمه خانم و آقای ناطق نوری و آقای یزدی و …

عکس از دردنوشتههای دانشجوی مسلمان و اصولا از مازیار بیژنی

(بدون امتیاز)
پریسا | دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
بابا اولی چه دخلی به ما داره حالا؟!
دمش گرم…به این میگن طلبه!!! کاش همه …
___________________
من: ما چیکارهایم؟ چه دخلی به ما داره؟
جواب
هرز دانشجوي افراطي | سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام
(( من كه جوونيمو رد كردم . شما بيش از اندازه احساس پيري مي كنيد ))
احمدي نژاد ؟
قربونت برم . من اندازه كافي سوال براي جواب دادن دارم . ما رو با جمهوري اسلامي درگير نكن !!
يانگوم ؟
خوبه فقط وقتشو بيشتر كنيد .
مگه زمين خوردنيه ؟ ببين اين آخوندا و احمدي نژاد چيكار كردن كه مردم از زور فقر مجبور شدن زمين رو هم بخورن !!
___________________
من:
جواب
ساقی | سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
یانگوم یعنی از خود بیگانگی!
مبارزه به سبک جدید یعنی سکوت! خوب است! بد است!…خدا حفظشون کنه.
ما دربست پشت برادریم…
حیف بزغاله! چه طور دلت اومد؟!…
یاعلی
جواب
ساقی | سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
منظورم از برادر فقط دکتره…
میشود و میتوانیم…
_____________________
من:
جواب
کاظم | سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
آقا حرف حق رو بايد پذيرفت.
_____________________
من: آقا حرف ناحق رو نباید پذیرفت
جواب
۱طلبه | چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
man modat-ha bood ke jaie khonadan weblogeton donbale in boodam ke kashf konam in linke baghalei-daste yaminei- yani chi? emshab kashf kardam!
khejalat nemikesheid ke inghadr bakelasid ke bache mardom mire sare kar! onam che kari!!!
ahan yadam raft salam!
inghadr az in ekteshaf dame azonim zogh kardam ke goftam begam shomam ba khabar shid!
hamin dige
tofighatetan roz afzon
yaali!
_____________________
من: سلام!
علی یارتون …
ولی نفهمیدم کدوم پیوند رو میگین!
کدوم؟
موفق باشیم
جواب
yektalabeh | چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
na!

-inja nemishe khososi cament gozasht?!-
haghighatesh ine ke man hanoz delam ro vajab nakardam!
manzoram hamin 1tallabeh dar sarve khak!… linke camenta
yaali
جواب
yektalabeh | چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
!
جواب
هرز دانشجوي افراطي | چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
في الباب كدوم قضيه ؟
من چكاره بيدم ؟ اينجا كجاست ؟
___________________
من: فیالباب حاج کاظم
جواب
ارمیا | چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
ما که مردیم و رفتیم
فکر کنم نوه هامون هم نتونن رییس جدید دانشگاه آزاد رو ببینن
البته تو بعی جاها شایعه انداختن رییس بعدی ولایتی که باز فک نکنم به اون هم برسه
یه بنده خدایی میگفت پایه های انقلاب ما خیلی محکمه
امااز اون محکم تر پایه های حکومت جاسبیه
پس بترسید از روزی که پایه های حکومت جاسبی بلرزه در بیاد
طفلی سلیمی نمین
جواب
پریسا | چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
اسم وبلاگ رو عوض کنین بزارین “سلمان نیوز”…داره واسه خودش میشه یه خبرگزاری.
جواب
ساقی | پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
این پالیزدار کوچیکشونه!
تکلیف شهلا که هرروز ننه من غریبم بازی میکنه
شهرام خان معروف…
…اسمش الان یادم رفت !همون آقاهه(حیف آقا که به این بگن!)جاسوس هسته ای که با اغماز روبه رو شد…
اونایی که اسم بردی پشت پرونده اند…
…
اگه بخوام ادامه بدم افتضاح میشه!
وبت رو توقیف میکنن…مثل هفته نامه ی شلمچه…یادته؟!
یاعلی
جواب
زهرا | پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام.
چه قدر پيچ در پيچه اين پست!!!
راستي لازم نيست هر روز بخونيد ” امروز امتحان فيزيك داشتم…”
تو ادامه مطلب امتحان دين و زندگي و حسابان و هندسه و زبان فارسي و…. نيز داشتم!
حالا هم زدم تو خط شاعري!!! باور كنيد مسخره بازي نيست! براي خيليا معضليه!!!
جواب
حاشین | پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام. اومدم که سر زده باشم. من زیاد از سیاست سررشته ندارم. بیشتر توی ادبیات هستم دیگه… خسته نباشید.
یا حق…
جواب
هرز دانشجوي افراطي | پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
من ميخوام كه يك نفر آويزون بشه . حالا چه كسي باشه اصلا مهم نيست . اصلا خودم . !!!
آقا من مفسد اقتصادي هستم . بابام شاهده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
_____________________
من:
جواب
ارمیا | پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
بچه که بودیم املامون خوب بود
اما الآن بی سواد شدیم
ببخشید بذارید به حساب کمبود وقت و دل پر
شرمنده
التماس دعا
___________________
من: زنده باشی برادر
جواب
زهرا | جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام.

چرا ناراحت نشم؟ خيلي ناراحت شدم ! همش دارم گريه مي كنم بعد از اون نظرتون!!!(اگه اين جا از اون شكلكا داشت يه دي دو نقطه مي ذاشتم!!!)
البته وزن اشعار و سبك و اين جور چيزا مال من نيست!
اوليش مال نيما يوشيجه بعديش مال مرحوم قيصرامين پور بعديش مال فردوسي بعديش هم كه واضح و آشكاره كه موسي و شبان مولويه و آخريش هم مال خاقانيه!
ديگه اگه مشكليه به خودشون بگيد!
ولي اون موسي و شبان رو بخونيد ها!
حالا چند روز ديگه كه تو مكه مدينه خاستم براي دوستان نتي دعا كنم يادم مي مونه!!!(دي
______________________
من: از اون شکلکها هم داره! شما دو نقطه دی بزنین حودش درستش میکنه!
دعا هم فراموش نکنید لطفاً
جواب
ساقی | جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
ورود عکس به وبلاگ من البته من نه! سلمان رو به همه ی بازدیدکنندگان و بیشترش خودم تبریک میگم!
.
۳و ۴ ایهام داشت!
مخاطبش خاص بود یا عام؟![چشمک]
یاعلی
ـــــــــــــــــــــــ
من: پاسخ، همونجا.
در مورد عکس هم، قابل نداشت!
جواب
جسد زنده | شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام بر شما دوست گرامی! وبلاگ خوبی دارید! ولی خب وبلاگ که جای این غلط های اضافی نیست! ضخائم نظام را به سخره گرفته اید؟ و تقاضای دادگاه علنی میکنید؟ العیاذ بالله!
از خداوند منان تعجیل عذاب شما را مسئلت میکنم. در همین راستا از مسئولان مربوطه (مسئولان سایت محمدی دات آی آر) عاجزانه تقاضا دارم انگشت مبارک درون چشم نویسنده ی جوان و کله بوی قرمه سبزی ده مذکور نمایند، تا بفهمد یک من ماسته! الکی نیس که!
______________________
من: ناهار قورمهسبزی خوردیم! نمیدونم شاید نفوذ کرده به سرم…
ضخائم رو خوب اومدی…
جواب
1شيعه | یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
پست جديد :http://1shia.blogfa.com
داستاني)۹ = برادرمسلمان يا كافر؟ + ۲۰سال خطا !
منتظر نظرات ارزشمند شما و دوستان در مورد مطالبم هستم
ضمنا دوستاني كه وبلاگ ۱شيعه را لينك كرده اند لطفا نام آن را در پيوندهابشان به : « ماجراهای تعطيلات حاج آقا و من » تغيير دهند. با تشكر
جواب
رضا | یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
يه سؤال: شما اين قدر انصاف دارين كه از آقاي احمدينژراد هم انتقاد كنين. اصلا تا حالا انتقاد كردين؟ سوء تفاهم نشه. من هم خودم بهش راي دادم. هدفم از سؤال چيز ديگهايه.
_____________________
من: نه! من اهل انتقاد نیستم…
جواب
رضا | یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
اهل انتقاد كه هستين. اهل انتقاد از آقاي احمدي نژاد نيستين. ان شاء الله كه شوخي ميكنين.
________________________
من: اهل انتقاد نیستم… فقط به کسایی که فکر کنم مستحق فحش خوردن هستن، فحش میدم…
فحش، نه به معنای مصطلحها!
جواب
رضا | یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
عجب!!!!
حالا معنايي كه شما اراده كردين چي؟ فكر كنم معناي مصطلحش رو تا حدودي بدونم چيه.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من: از این اصطلاحات آخوندی خوشم میآد… «اراده کردید» رو میگم
هرگونه بد و بیراه (پر بیراه هم نه!) که شامل الفحش و التفحش لیسا من الاسلام نباشه.
جواب
زینب | چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام به شما….شمادر باره بد حجابی گفته اید وسوز دل جامعه را
دارید…ولی تا به حال فکر کرده اید که یک بال بد حجابی آقایان محترم
هستند؟ رفتار آقایان……که بسیار موثر است….
منظور احترام رفتاری از طرف آقایان برای زنان ودختران نجیب و با حجاب
مخصوصا چادر می باشد که این خود یک کار فرهنگی است که باعث
گرایش بانوان ما به سمت رعایت بیشتر حجاب می شود…
واگر مردان به زنانی که با ارایش زیاد بیرون می ایند اعتنایی نکنند
خوب این خانم برای چی انقدر ارایش کند؟وتا حدود زیادی به سلامت
جامعه کمک می شود….
اگر زنانی که با نجابت زندگی را اداره می کنند مورد تشویق همسران
قرار بگیرند می دانید که چقدر موثر است؟
گاه دیده میشود که خانمی مومن وخوب متوجه میشود همسرش
توجه به این نوع زنان آرایشی در بیرون دارد…..چه اتفاقی می افتد؟
شما فکر می کنید ان خانم همان طور خوب می ماند؟
اقایان فقط به بانوان می گویند با حجاب باش وانوقت خودشان با نگاه
ورفتار انقدر به زنان بد حجاب توجه دارند که زنان به خصوص دختران
جوان چگونه میشود از انان انتظار زیادی داشت؟
یک روز ازدواج موقت رامطرح میکنند که فقط به نفع زنان بد حجاب
می باشد اصلا یک دختر یا زن نجیب می اید وازدواج موقت میکند؟
اگر مردان محترم به زنان ودختران بد حجاب توجه نکنند مانند زمان خرید
اگر بدانید تحمل بی ادبی فروشنده به دختران محجبه ومتین چقدر
سخت است ودر مقابل در مقابل زنان با ارایش های زیاد چقدر مودب
هستند وهمینطور در هرجای دیگر وخودتان بگویید چقدر ایمان یک دختر
باید محکم باشد که بتواند خودش را حفظ کند؟
کمی مردان به خودشان بیایند و انقدر زنان را متهم نکنند که در این
طوفان بی بند وباری بسیار مقصرند….هرچند در این میان زنان
بی ایمان برنده اصلی هستند ولی مردان محترم باید به هوش باشند
واجر زنان ودخترانی که این شرایط را تحمل می کنند با
حضرت زهرا(س)…….انشاالله
جواب
سلمان | پنجشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
به زینب:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛
کاملاً با شما موافقم… خیلی شده که به این موضوع فکر کردم. مدتها!
نمیدونم چیشد که تو این مطلب، این نظر رو دادین، ولی خوب کردید…
البته توضیح عرض کنم که: اگه از حرفهای من این برداشت شده که، مقصر این وضع خانمها هستن، اشتباه شده! اصلاً همچه مقصودی نداشتم. یادمه که بچهگیها همچین نظری داشتم. وقتی تو کتاب دینیمون دیدم از قول معصومی نوشته بود که سهم مردها بیشتره، نتونستم درک کنم. ولی الان کاملاً بر این عقیدهام که شما هم فرمودید.
یعنی تناقضاتی تو گفتار و رفتار مردها(ی غالباً مذهبی) وجود داره که به قول شما حتی زن خودش رو هم عملاً تشویق به اون رفتارهای کذایی میکنه…
تا جایی که من فکر کردم و به نتیجه رسیدم، ریشههای مختلفی داره این ماجرا!
از دورانی بگیرید که، عدهای با برنامه و به قصد قبلی، با روحیات مذهبی مبارزه میکردند و متدینین رو مسخره میکردن (از مسخره کردن به شدت بیزارم) و آنچنان کار کردن که آثارش هنوز مشخص و پدیداره.
تا دورهای که عدهای از روی جهالت(تو نظام خودمون) و کجسلیقهگی کارهایی کردن و میکنن که وهن حجاب و محجبینه!
نمونههاش تو سریالهای تلویزیون و فیلمهای سینمامون کاملاً مشهوده…
کلفَتهایی که هماره چادریاند و خانمهای خونه که هرچی بیبندوبارتر باشن نشوندهندهی فرهنگ بالاتر و متشخصتر بودنشونه …
متهمان و مجرمانی که نمیدونم با چه توجیهی همیشه با چادر جلوی دوربین حاضر میشن…
و نمونههای زیاد دیگه که نه الان یادم میآد، نه اگه یادم میاومد حالشو داشتم بنویسم…
اینها همه تاثیرگذارن دیگه! همینه که الان، خود من اگه یه استاد دانشگاه ببینم که چادریه، همونقدری تعجب میکنم که اگه ببینم یه پیرزن دوچرخهسواری میکنه!!
این از اینور قضیه؛ اون ور قضیه هم هست…
همیشه تو دانشگاه سعیام این بوده که جوری رفتار کنم که کسی – از محجبات- احساس برخورد با یکی مثل اون فروشندهها رو نداشته باشه… ولی همیشه مشکل داشتم؛ چون تصورم این بود که با برخورد سنگین و متینی که با همچه دخترهایی دارم، باز برداشتی که میشه چیزی شبیه همون فروشندههاست. چون به هر حال اون دخترهای چادری (یا حتی خوشحجاب) خودشون رو با دخترهای کمحجاب مقایسه میکنن واین اشتباهیه که اونها میکنن…
یعنی میخوام بگم رفتار من با یه دختر چادری متفاوته با رفتارم با یه دختر کمحجاب(البته که از نوع فروشندهایش نیست!). یعنی ممکنه من چیزی به یه کمحجاب بگم، که هرگز بهخاطر حرمتی که به یه خوشحجاب میذارم، بهاش نگم…
اگه بخوام بهصورت سوالی این مسئله رو مطرح کنم اینجوری میشه: «چهمدلی باید برخورد کرد که اون حس برخورد فروشندهای دست نده؟» :roll:
جواب
زینب | پنجشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
با سلام…..
ممنون از شما وتشکر از پاسخ….
شما خیلی خوب دریافت سوالم را داشتید واگر دیگر آقایان محترم نیز
همینطور باشند بسیار جای امید واری است وبا یک کار فرهنگی
مداوم تاحدودی میتوان موفق بود…..
مدلی را که مطرح نمو ده اید می توان نظر سنجی از دختران نمود
ولی توجه رفتاری واحترام بسیار اهمیت دارد واین از خانواده شروع
شود وتا محیط دانشگاهی وازهمه مهمتر در زندگی مشترک که هر کدام
به فرهنگ سازی جدی نیاز دارد…
اگر روزگاری هم صدا وسیما به این مهم بپردازد ونوع رفتار وادب رامعنا
کند خیلی پیشرفت است….
ویا رمان……که مخاطب در دختران جوان دارد و تغییر ساختاری آن….
راه زیاد است و متولیان فرهنگی باید به هوش باشند واگر هر کار
خوبی که برای رشد زنان جامعه ما است با انگ فمینیستی آن را
متوقف نکنند که باعث رشد زنان دگر اندیش می گردد…..
با زهم ممنون از شما…..
انشاالله جامعه بخصوص جامعه ی مردان قدر زنان خوب نجیب وبا ایمان
خود را بداند تا شاهد رشد روز افزون آنان باشیم….
ملتمس دعا…..
جواب
سمیه | جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
اخیرا آقای شاهرودی فرمودند:
مفاسد اقتصادي را خيلي در بوق و كرنا كردهاند!
یک کلمه هم از مادر عروس.
بالاخره ما نفهمیدیم این آقا مسؤل ایجاد عدالت هستند یا تامین امنیت دزد ها(منظورم همون امنیت سرمایه داره)
جواب
هرز دانشجوي افراطي | جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
« سرمايه دار دزد نيست »
اين ديالوگ فيلميه كه هنوز ساخته نشده
جواب
سمیه | جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
شما مگه قبول ندارید که اگر جایی ثروت بیش از حد جمع شده باشد؛جای دیگرحتما به کسی ظلم شده(یه جمله با همین مظمون در نهج البلاغه هست)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من: «هیچ کاخی برافراشته نمی شود مگر اینکه کوخی فرو ریزد»
جواب
ساقی | جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
درمورد پاسخت به زینب:
“چون به هر حال اون دخترهای چادری (یا حتی خوشحجاب) خودشون رو با دخترهای کمحجاب مقایسه میکنن واین اشتباهیه که اونها میکنن…”
به شدت مخالفم
هیچ مقایسه ای وجود نداره…
_____________________
من: اگه مقایسهای وجود نداره، اون حس برخورد فروشندهای هم نباس وجود داشته باشه! همینطوره؟
کلمهی عبور هم فرستاده شد
جواب
ساقی | شنبه ۱ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
اول بابت رمز ممنون!
دوم:
گاهی یه فروشنده با افراد بی حجاب راحت گرم میگیره و…اما نسبت به افراد محجبه همچین برخوردی نداره.بعضی وقتها هم خشن میشه! به نظر من این اصلا بد نیست.باید بفمه طرفش کیه دیگه!
مثلا فروشنده ی پوشاک خانومها اگه یه آقا باشه به خودش اجازه میده درمورد سایزشون هم نظر بده! اما با یه چشم غره ی یه فرد مذهبی خودش رو جمع و جور میکنه.
یه رفتار عادی و اسلامی باید نسبت به هردو گروه داشت.بعضی وقتها آقایون شورش رو درمیارن(مثل خاطره ای که بشولنده تو وبم گفت و منم کلی خندیدم)
پاساژ مهستان رو میشناسی؟
رفتار اغلب فروشنده ها زننده است.انگار یه خانوم گناه کبیره کرده رفته اونجا!!!
افراد محجبه بین خودشون و بقیه مقایسه ای نمیکنن که نشان از کمبود داشته باشه.هیچ وقت هم دنبال یه برخورد صمیمانه نیستن.مثل چیزی که بعضیها با سبزی فروش سر کوچشون دارن!
فعلا همین!
یاعلی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من: «خاطرهای که بشولنده تو وبتون گفت» رو نتونستم ببینم! نشونی چیزی!؟
پاساژ مهستان رو میشناسم و کارکردش فکر نمیکنم مثل پاساژهای دیگه باشه… لذا حق میدم به فروشندهها که همچه فکری بکنن
منظورم از اینکه خودشون رو مقایسه میکنن، از سر حقارت نبود!
بیشتر قصدم از گفتن اون جمله القای حسی بود که شما اینجوری گفتین:«به نظر من این اصلا بد نیست. باید بفمه طرفش کیه دیگه!» …
جواب
ساقی | یکشنبه ۲ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
اول خاطره:
“تو جنوب توی پاسگاه زید نماز جماعت بود منم مهر می خواستم! دنبال یکی ازین برادرای کاروان که مهر دستش بود می رفتم.گفتم اقا…آقا! ببخشید آقا؟ اممم آقا؟
جواب نمی داد! آخر به شوخی زدم به پهلوی دوستم و به اون آقاهه گفتم ببخشید برادر؟ عین برق گرفته ها برگشت!!! منم هر هر زدم زیر خنده!
نمی دونم چرا اقا نبود اما برادر بود! لابد فرق میکنه دیگه!”
دوم:
مگه یه خانوم حق نداره مداحی گوش کنه…از سخنرانی استفاده کنه؟
هرچیزی یه جایی ارایه میشه.مرکز این همور هم مهستانه.هیچ آقایی حق نداره بد نگاه کنه و…
سوم:
جمله ی آخر رو نفهمیدم:
بالاخره موافقی که” باید بفهمه طرفش کیه یا نه؟!”
یاعلی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من: سلام
من سوتی خودم در مورد پاساژ مهستان رو همینجا اعلام میکنم… ولی هنوز هم فکر میکنم همچه نامی داره، اونی که تو شهرک غربه! یا مرکز خرید مهستان یا همچه چیزی…
موافقم که «باید بفهمه طرفش کیه»!
یا علی
جواب
ساقی | دوشنبه ۳ تیر ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
مجید دلبندم اون پاساژ گلستانه!
________________________
من: من که پیشاپیش پذیرفتم سوتیمو :oops:
جواب