استاد «آراسته راد»

نوشته‌های این «رضا امیرخانی»، عجیب روی من تاثیر می‌ذاره! دست خودم نیست، دست خودش هم نیست فکر کنم… یاد «محمد اسماعیل آراسته» به خیر. دلم تنگ شده براش.

استاد «آراسته»، به روایت «رضا امیرخانی»

پس‌نگاری: از این‌جا آوردمش!

پس‌نگاری: حالا که خوب فکر می‌کنم، یه تیکه‌هاییش رو قبلاً تو لوح خونده بودم. اون‌وقتا که «امیرخانی» تو لوح می‌نوشت.

بدخوب (بدون امتیاز)

5 نظر

  1. حامد | یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام. من هموني ام كه گفته بودي خيلي پستي. باشه. اصلا من قهرم. ديگه سراغم نيايي‌ها. مي خواهم برم با دخترهاي كوچه مون يه قل دو قل بازي كنم. الكي هم اصرار نكن. تو رو بازي نمي دم. ايييييييشششششششش
    __________________________________
    من: !؟!؟!

    جواب

  2. فاطمه علیزاده | یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام…
    آره .. عجیب به دل می‏شینه حتی برای من که نه استاد «آراسته» رو میشناسم نه «محمد اسماعیل آراسته» …

    جواب

  3. کبری آسوپار | دوشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    آره! نوشته هاش تاثیر گذاره. ولی چرا فکر می کنید دست خودش نیست؟! راستی! رمان “بی وتن” ش هم قراره روز دوم نمایشگاه کتاب رونمایی بشه. دوست دارم نظرتون رو در مورد اون هم بدونم.
    اون آقای حامد که توی وبلاگ من کامنت می ذاره- غیر از این آخری- همون کشکول جوانیه!
    مدتیه می خوام بهتون بگم وقت نمیشه: هر بار حضور گرمتون در” یک وجب دل” بنده رو شرمنده می کنه. ممنون.
    برقرار باشید اخوی!
    __________________________
    من: سلام
    این که می‌گم«دست خودش هم نیست» برای اینه که تصور می‌کنم -و تقریباً مطمئنم- که قصدش از نوشتن، ور رفتن با دل مردم نیست… و این خاصیت بی‌اختیار ، همین‌جوری جاری می‌شه تو نوشته‌هاش. نه که خودش بابت این خاصیت، زحمت نکشه؛ ولی زحمتش از یه مدل دیگه‌ست.
    بگذریم…
    این حامد هم واسه ما شده مسئله !
    در مورد حضور گرم و این‌ها هم، خواهش می‌کنم…. لطف دارید اختوی!

    جواب

  4. ساقی | سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    من علومی نیستم.اما علومی ها رو بیشتر از خودشون میشناسم!نصف عمرمون تو دانشکده های دیگه سپری میشه!

    وبلاگ :من: جالبه…لینک میشه به دل نوا…
    یا علی
    ______________________
    من: اگه علومی نیستی، پس چی هستی؟ بگذریم! این‌که می‌گی « علومی‌ها رو بیش‌تر از خودشون می‌شناسی» یعنی چی؟! نفهمیدم… مگه می‌شه؟

    جواب

  5. ساقی | چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    بله چرا نمیشه؟!
    وقتی آدم سر از سوراخ جن در بیاره همین میشه دیگه!!!
    تو تموم دانشکده ها سرک میکشیم.داشتن یه لینک قوی تو دنیای واقعی لازمه….

    راستی ممنون…ولی چرا ناشناس؟!ما که بچه محلیم(حالا نیای بگی کدوم محل؟! منظورم دانشگاهه)

    یا علی

    جواب

نظر شما:

:D :) ^_^ :( :o 8O :shock: 8) ;-( :lol: xD :wink: :evil: :p :whistle: :woot: :sleep: =] :sick: :straight: :ninja: :love: :kiss: :angel: :bandit: :alien: