روزگاری آید بر مردمان

رسول (علیه‌السلام) گفت که:
-روزگاری آید بر مردمان، که مرد دین، سلامت نیابد،
مگر گریزد از جایی به جایی، و از کوهی به کوهی،
و ازسوراخی به سوراخی-
چون روباهی که خویشتن ازخلق می‌دزدد!
گفتند: یا رسول‌الله این کی باشد؟
گفت: چون معیشت بی معصیت به دست نتوان آورد،
آن‌گاه عزب بودن حلال شود!
گفتند: یا رسول‌الله، چگونه بود، و ما را به نکاح فرموده‌ای!
گفت: آن‌گاه، هلاک مرد، بر دست مادر و پدر وی بود
و اگر مرده باشند، بر دست زن و فرزند بود،
اگر نباشد بر دست قرابت بود!
گفتند: چرا رسول‌الله؟
گفت: وی را به تنگ‌دستی و درویشی ملامت کنند،
و چیزی که طاقت آن ندارد، از وی خواهند-
تا وی در هلاکت خویش افتد!

امام محمد غزالی فرموده در کیمیای سعادت
من از کتاب «فرزانگان» اثر احمد بهشتی نقل کردم… صفحه‌ی ۷۱

بدخوب (بدون امتیاز)

24 نظر

  1. پری سا | سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    خودمان کردیم که لعنت بر…(بقیه شو شما بگین)!
    ____________________
    من: … خودتان باد … ببخشید! … خودمان باد.
    حالا خودمان چی‌کار کردیم؟
    روزگار رو ما این‌جوری کردیم؟!

    جواب

  2. ساقی | سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    چه قدر من باب نکاح سخن میرانی؟!

    روزگاری آید بر مردمان، که مرد دین، سلامت نیابد،
    مگر گریزد از جایی به جایی، و از کوهی به کوهی،
    و ازسوراخی به سوراخی-…
    هجرت باید کرد…
    و
    التماس ظهور از پروردگار
    اللهم عجل لولیک الفرج

    یا علی
    ـــــــــــــــــــــــــــــ
    من: در باب نکاح، مگه قبل از این هم چیزی گفته بودم؟
    هجرت باید کرد به کجا؟ فکر کنم همون «از سوراخی به سوراخی… چون روباهی که … » خوب‌تر از همه‌چی باشه…
    و البته که «الهم عجل لولیک الفرج»
    یا حق

    جواب

  3. سینا | سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام سلمان عزیز
    وبلاگ خوبی داری
    جالبه
    موفق باشی دوست عزیز

    جواب

  4. بهشتی! | سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    salam va arze adab !

    ey kash ma dar in doran nabudim agar che tamame lotfe gozarane zendegi dar hal be shakti hefze iman ast va hamin …

    khub bud anham kheyli

    bashad ke talangori shavad

    eltemas doa .
    ______________________
    Me: pas chera fingilisi?

    جواب

  5. ساقی | چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    نکاح:
    روابط از منظر آقا پناهیان!
    ازدواج حکومتی!
    جریان شیرینی!
    این آخری هم…

    منظورت رو از قرآن و دوستت نفهمیدم.
    یعنی فقط یه حرفی رو بزنیم بیخیال نتیجه؟

    یا علی
    _________________________
    من: حق با شماست
    در مورد قرآن… توضیح در دل‌نوا

    جواب

  6. هرز دانشجوي افراطي | چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    به نام خداوند بخشنده مهربان
    سلام

    - خب من تحقيقاتمو كردم . آدم مربي باشه ، مسافر كشي ، خونه نيم بند زير وام* ، پسر دم دانشگاه ، خب سخته

    : ديگه ؟

    - البته اين جور آدما كمن ولي هستن . اينو نمي شه كتمان كرد

    : فكر مي كني بيشتر از يكي از اين برجهايي كه مي سازن خرج مي تراشيم ؟ بهتر نيست جلوي چشمتون باشيم ؟ يا بريم تو موزه ، توي باغ وحش ؟ كار تحقيقاتي هم مي تونيد بكنيد !!
    _____________________
    من: دم شما گرم!
    *: در نسخه‌ی اصلی بام ذکر شده بود… که یحتمل اشتباه نگارنده بوده است!

    جواب

  7. پری سا | پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    باور می کنین که روزگار خودش اینجوری شده باشه؟!!!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــ
    من: نه…

    جواب

  8. ساقی | پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    موافقم
    ولی فکر کنم تشویق به کار خوب با یه کار واجب فرق داره
    مثلا:
    اگه دوستت نماز نخونه و دوستش داشته باشی تمام تلاشت رو میکنی که بهش بفهمونی این کار به نفعشه و اگه انجام نده خیلی ضرر کرده.
    فکر میکنم این با قرآن خوندن فرق داره.هرچند به نظرما(…!) خیلی هم قرآن خوندن واجبه
    راستی خوشحالم که همچین بحثی صورت گرفته.به من کمک میکنه تا یه سری از ابهامات برام روشن شه.مخصوصا با شیرینی که قراره بدی!

    یا علی
    یاعلی
    _________________
    من: در مورد شیرینی فکر نکنم به این زودیا علی‌رضا (!) رو ببینم! ولی در اولین فرصت اون کار رو می‌کنم…

    جواب

  9. ساقی | جمعه ۳ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    بابت شیرینی! پیشاپیش ممنون
    منتظرم

    سکوت یعنی چی؟
    همون علامت رضا؟!
    یعنی موافقی؟

    یا علی
    _________________
    من: سکوتم از رضایت نیست… البته سکوت نکردم که من!

    جواب

  10. کبری آسوپار | جمعه ۳ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    روزگار رو آدم های اون عصر می سازن دیگه، درسته؟!
    _____________________
    من: روزگار رو آدم‌های همون روزگار می‌سازن، و آدم‌های اون روزگار رو آدم‌های قبل از اون روزگار…

    جواب

  11. حجره دانشجوئی یک بسیجی | جمعه ۳ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    salam
    man farsi nadaram.
    ye sar be vebam bezanid.
    rasti dar morede hejab:ma ham kam moqasser nistim. ma kam jelvash dadim. ma hokme khoda ro hokme khodemoon jelve dadim. ma hezar ta eshtebahe dige kardim.
    _____________
    من: در مورد حجاب بیش‌تر توضیح بدین…

    جواب

  12. جسد زنده | جمعه ۳ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    بسم الله
    و روزگاری که مردان، از هر چه جنبنده میگریزند، که مبادا فتنه ای در آن خفته باشد.
    دقت کن: مردان!
    سخت روزگاری خواهد بود! مگرنه؟
    ___________________
    من: تاکیدت بر مردان علت خاصی داشت؟
    یا علی

    جواب

  13. ساقی | شنبه ۴ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    اما سکوت…
    خیلی وقته نیومدی دلنوا…
    چیزی شده؟

    یا علی
    __________________
    من: وقتی نظری نداشته باشم، نمی‌تونم الکی چیزی بنویسم!
    می‌آم دل‌نوا… ولی نظردادنم نمی‌آد…

    جواب

  14. علي | شنبه ۴ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام وب خيلي قشنگي داري . موفق باشي

    جواب

  15. ساقی | یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    پس منتظر یه مطلب باش!
    فکر کنم خیلی نظر دادنت بیاد!!!
    خدا به داد ساقی برسه!

    یا علی

    جواب

  16. کاظم | یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    مخلصيم داداش

    جواب

  17. سلمان | یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    به کاظم!
    سلااااام آآآآقااا…
    شما کجا؟ این‌جا کجا؟ از کجا ما رو جستی؟
    ما هم مخ less ایم

    جواب

  18. رضا | یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    اولا كه وبلاگ خوبي دارين.
    ثانيا تا چه حد با نظريات غزالي آشنايي كه پيشوندش امام گذاشتين؟
    ___________________
    من:
    اولش: خوبی از خودتونه!
    دومش: در حد بسیار اندکی! استفاده از لفظ امام هم طبق عادت بود و مفهومش رو قصد نکردم

    جواب

  19. رضوان زنديه | یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام
    از لوح كليك نكردم، اومدم اين جا! از وبلاگ خودم كليك كردم! _ چرا شكلك مكلك نداريد تو بساط تون!!!_ چقدر اسم تون قشنگه، كلي قبطه خوردم در حد حسادت! اسم واقعي تون اينه؟
    سعي كردم ولي نتونستم قبول كنم بيوتن از لحاظ داستان پردازي ضعيف تر از من او هست _ شايد چون خيلي نمي دونم داستان پردازي يعني چي! اصلا هم دوست ندارم بدونم مهم اينه كه با بيوتن خيلي حال كردم و با من او خيلي بيش تر البته!
    خودتون هم موفق باشيد
    __________________
    من: سلام! از هرجا اومدین، خوش اومدین
    اسم که البته دردی دوا نمی‌کنه ، ولی غبطه واسه چی؟ اسم شما رو که نمی‌شه بذارن سلمان!
    منظورم از داستان‌پردازی، مفهومی بود که به ذهن متبادر می‌کنه… پردازش داستان. «من او» روی تک‌تک جمله‌هاش فکر شده بود ولی «بی‌وتن» مثل چند تا مقاله بود که بچسبونی گل هم! انتقادات دیگه‌ای هم به‌ش وارده که اگه فردا جوابشونو از «امیرخانی» گرفتم، بعید نیست که این‌جا هم بنویسم
    یا علی

    جواب

  20. هرز دانشجوي افراطي | یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    (( اصل . مربي ، اصل . حاشيه … { نوچ } ))
    __________________________
    من: تو خیلی خوبی! هر چند وقت یه‌بار بیا این‌جا یه دیالوگ از «آژانس شیشه‌ای» بگو… روحم تازه می‌شه

    جواب

  21. حجره ی دانشجوئی یک بسیجی | دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    salam.
    bale moteassefane.
    javadi yegane+dehqan-saate2-ba hozure amirkhani

    جواب

  22. رضوان زنديه | دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    ۱- همه مي دونن ما از بچگي ديكته مون ضعيف بوده و ديپلم مون رو به سختي گرفتيم!
    ۲- قشنگي ش به سلمان نيست كه، به سلمان محمدي يه! شايد اسم ما رو سلمان نشه گذاشت ولي مثلا فاطمه ي علي كه ميشه!
    ۳- اگه داستان پردازي اين چيزي باشه كه شما اين بالا گفتيد كه اتفاقا بيوتن آخر داستان پردازيه به نظر من بيوتن رو تك تك جمله هاش كه سهله رو تك تك كلمه هاش فكر شده بود
    ۴-اگه فردا اميرخاني رو ديديد به ش بگيد ما منتظر كتاب بعدي ش هستيم حتي اگه ده سال طول بكشه!به ش بگيد آقا شما كه دست به كيبوردي چرا سايت ات در دوران جنيني متوقف شده و مارك به زودي مونده رو پيشوني ش!
    ________________
    من:
    ۱- بگذریم
    ۲- باز هم بگذریم
    ۳- باز هم بگذریم
    ۴- یه نفر دیگه ازش پرسید، گفت خودم هم نمی‌دونم چرا این‌قدر طول کشیده… گفت دست یه بنده‌خداییه که نمی‌دونم داره چی‌کار می‌کنه! پیچوند…

    جواب

  23. رضوان زنديه | دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    راستي آدرس وبلاگ من عوض شده و كوچ كردم به پارسي بلاگ!

    جواب

  24. مهرنوش | چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    کاش به نثر امروزی ترجمه می کردی.من هیچی نفهمیدم. :)

    جواب

نظر شما:

:D :) ^_^ :( :o 8O :shock: 8) ;-( :lol: xD :wink: :evil: :p :whistle: :woot: :sleep: =] :sick: :straight: :ninja: :love: :kiss: :angel: :bandit: :alien: