بی و تن
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۷/۰۲/۱۴ ساعت ۱۰:۲۶ ب.ظ در شخصی, مثلاً سیاسی
امروز، رفتم نمایشگاه کتاب… «من او» رو خریدم واسه ع. ن.
آقاهه گفت:«ارمیا رو خوندی؟» گفتم: آره. گفت برو «بی و تن» رو هم بگیر…
گفتم: همین قصد رو دارم.
رفتم راهروی ۱۵ انتشارات عِلم گرفتمش… تو فصل اول نکتهای که نظرم رو جلب کرد این بود که از شخصیت اصلی رمان اولش یعنی «ارمیا» استفاده کرده بود… فعلاً تصورم اینه که اگر همچین کاری نمیکرد بهتر بود!
نکتهی جالب دیگه، تشابه نظرم درمورد آسمانخراش و «آسمانخراش» با «ارمیا» [امیرخانی] بود.
بیربط: کيبورد، پنج برابر کثيفتر از سنگ دستشويي
بازم بیربط: جاسوس شناسی در نهاد ریاست جمهوری آقای موسویان شرکت نمایند … لطفاً
______________________________
پسنگاری: عجیبه! در مورد منارههای مصلا هم، همنظر بودیم … همنظر که هیچ! جالبه که درست همین دو مطلب قبل، بحث سر مناره و اینا بود…«منارهای که روح نداشته باشه، عَلَمِ کفره»
کلیت داستان هم در مورد مهاجرین ایرانیه تو آمریکا فکر ميکنم…تا اینجای داستان که اینطوره!
بازم پسنگاری: ازدواجهای سیاسی-مذهبی-حکومتی
مطالب مرتبط

(بدون امتیاز)
مجید | یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام دوست خوبم//////////////به وبلاگم دعوتت می کنم///////////////[گل]
جواب
آرمان | یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
شمام كه “من او”يي هستيد!
و علي الظاهر از پيروان مكتب “ميرشكاك”ايسم!!!
مصاحبش رو تو نشريه ي شهروند امروز خونديد؟
كتاب “ستيز با خويشتن و جهان” رو هم به كتابهاي پايين اضافه كنيد جهت خواندن در اولين فرصت…
يا علي
_____________________________
من: سلام
علی الباطن از پیروان مکتب اسلام هستم!
مصاحبش با یه نشریهای رو چند روز پیش خوندم… فکر کنم همین که شما میگید باشه…
اگر به صورت الکترونیکی موجود باشه این کتابش حتماً خواهم خوند وگرنه فعلاً مشغول “بی و تن”م.
علی یارت
جواب
ساقی | یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
نمایشگاه نرفتم
کتابهای امیر خانی رو خوندم… این یکی در مورد چیه؟ وطن…
…اونم باشه…سعی می کنم
یا علی
جواب
هر کسی غیر از من! | یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
تمام امروز به آرامش گذشت همراه با موجودی کوچک در دلم که در حال بارور شدن است. ترس !
mitarsam
vaghean! be omide inke khodesh bidaremoon kone
____________________________
من: ما که نفهمیدیم شما کی بودین!
جواب
بهشتی ! | یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام علیکم !
از عنایت تان نهایت تشکر را دارم . کمی دیگر خواهم آمد اما امید که با چشمانی بازتر و به تر بیایم که حکایت این تعطیل شدن – موقت – وبلاگ من خیلی از اشخاص و دوستی های شان ! را برایم ثابت کرده است و الحق که اگر به نیت قرب الهی کاری را انجام دهیم خیر و برکاتش شامل حال می شود که درد حذف وبلاگم را – ریا نباشدها – با این نیت به جان خریدم و برکاتش نصیبم شد و خواهم آمد …
باز هم ممنون .
_______________________
من: منتظریم! کی میآیی مهدیجان!
جواب
اسماعیل نیوز | یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
man mikhastam begam beri bekhari .vali man raft o kharid kodesh!
ــــــــــــــــــــــــــــ
من: یعنی تو هم خریدی؟ فکر نکنم! نه؟
جواب
هرز دانشجوي افراطي | دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام
(( ببخشيد شما از اونايي نيستيد كه بعد از جنگ فكر كردن بقيه بردن و خوردن حالا اومديد حقتونو از مردم بگيريد ؟ ))
______________________________
من:
مو سر زمین داشتم کارمو میکردم، با تراکتور… بعد جنگ هم برگشتم سر همون زمین، بیتراکتور!!!
جواب
ساقی | دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
نه یه نفر دیگه!
موضوع بی وتن؟! یه کوچولو ازش بگو وگرنه میمیرم از فضولی!!!!
یا علی
جواب
جسد زنده | چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
بسم الله!
تمت!
.
.
.
پس نگاشت: هر گونه هدیه ای اعم از «بی و تن» و غیره را پذیراییم.
علی یارت باشه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من: اسم شما سر لیست خواستگاران غیر فامیل این کتاب ثبت است.
جواب
حجره دانشجوئی یک بسیجی | چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
salam.
baradare man in che kari bood shoma kardi?
man bavaram nemishe ke lezzate in qafelgiri ro az doostanetoon gerefte bashid!!!
age man jaye amirkhani boodam………….
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من: اینو که «بی وتن» ادامهی ارمیاست رو که خودش هم فکر کنم گفته بود…. اگر هم نه، هر جایی که ببینی در مورد این رمانه نوشتن اینو گفتن! ولی فقط اینا رو محض توجیه گفتم… حق با شماست
حق با علی است و علی با حق!
جواب
ساقی | پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
بی وتن زده شدی؟!
یا
امتحان زده؟!
یا علی
______________________
من: سفر زده! یحتمل!
یا حق
جواب
ساقی | شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
اولا:
سفر به خیر!
بعدشم:
حالا تو وارد جزئیات نشو!!!
یا علی
جواب
در دانشگاه تهران چه می گذرد؟! | شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
ممنون از تذکر به جاتون…این امیرخانی ترکونده ظاهرا! اما من مقتصد (نه خسیس!!) زورم می آد پول بدم کتاب هاشو بخرم! انشاالله تابستون از این و اون کف می رم!!
یا حق
جواب
در دانشگاه تهران چه می گذرد؟! | شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
راستی یک درخواست خصوصی داشتم…اما ماشاالله اینجا که همه چی روئه! اشکال نداره…به ذهنم رسید (از اونجایی که ریاضی ها تو این مسائل واردن!) بپرسم شما می تونید یه لوگو برای ما درست کنید؟؟ طرح خیلی ساده ای داره…جزئیات اش رو اگه قبول زحمت کردید بعدا می گم.
یا حق
جواب
در دانشگاه تهران چه می گذرد؟! | شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
یه سوال دیگه! شما rss ندارید؟! خب بذارید!
جواب