قرائتی، پیرمرد مبارز
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۶/۱۲/۲۸ ساعت ۱:۴۲ ق.ظ در اجتماعی, شخصی
این آقای قرائتی یه خواص خیلی خوبی داره… یکیش مثالهای مثالزدنیش و دیگری شجاعتش در بیان حق.
پریروز بعد از نماز و یه تفسیر مختصر(به قول خودش، تفسیر قطرهای) گفت:«میخوام به خواست خدا یه بحثی رو شروع کنم تو تلویزیون و چهار پنج جلسهای ادامه بدم ببینم چی میشه؟». بحث این رو میگفت که چرا دخترها باید برای ادامه تحصیل برن شهرهای دیگه؟! مگه نمیتونن تو شهر خودشون درس بخونن و برن دانشگاه؟!(از پیشنهادش به آقا برای اینکه سربازهایی که نامزد دارن یا ازدواج کردن تو محدودهی همون شهرشون باشن،گفت و از احتمال تاثیر این پیشنهادش در تصویب همچه طرحی…) گفت از این جهت میگم که اگر شماها(اساتید و دانشجوها) بحثی دارید، بگید تا بعدش من ندونسته یه چیزی نگفته باشم. از اینجا هم به این فکر افتاده بود که صبحش یکسری روسای دانشگاهها رفته بودن پیش ایشون و از اوضاع افتضاح خوابگاهها و (غالباً) دخترها گلایه و… این صحبتا.
هر کس که چیزی گفت، به نحو فجیعی ضایع شد. بد(خوب) جواب میداد و انصافاً حرف درست و درمونی زده نشد.
خیلی خوشم اومد که یه آدمی تو این سن، اینقدر پایه باشه واسه تحول . واقعاً پیر شده ها! خدا خیرش دهاد.
…
داریم میریم بازدید مناطق جنگی جنوب. همین امروز ساعت شش و هفت عصر، تا … تا ششم هفتم فروردین.

(بدون امتیاز)
جسد زنده | سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶ | پاسخ دهید
سلام
خیر من نبودم، من که سید نیستم.
علی علی
جواب
کبری آسوپار | پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام وعرض ادب و عرض تبریک به مناسبت سال نو و آغاز هفته ی وحدت!(چقدر طولانی شد!)
ممنون که سر زدید. بله اخوی! “من او ” را می شناسم. البته بهتر است بگویم خوانده ام و همینطور داستان سیستان را.
جسارتا اسم قابل تاملی دارید(مستعار است؟). حس ملی گرایی و اسلام گرایی مرا همزمان تحریک می کند! و چقدر پیوند اسلام و ایران مرا عاشق می کند!
برقرار باشید.
جواب
بهشتی ! | یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام . مبارکا باشد ان شالله تولد رسول عشق !
راستی ، صد سال به این سال های بدون امام مهدی مان نباشد ان شالله …
الهم عجل ولیک الفرج
راستی برایم چه جالب و البته بیش تر عجیب است این کامنت قبلی و گفتارشان چون … بگذریم ! این روزها هیچ چیز عجیب نیست یحتمل جز من !!!
… و آمدیم و نبودید . سفرتان بی خطر و پر بار باشد!
جواب
hslhudg | شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام
سال نو بر شما مبارک باشه[گل]
پیک نوروزیتو تموم کردی؟[زبان]
راستی برنامت برا امسال که سال نو آوری و شکوفاییه چیه؟[لبخند]
به منم بگو!
در پناه حق باشی
منتظرم…
[بدرود]
____________________
من: سلام
سال نوی شما هم مبارک
شما رو نمیشناسم
راهنمایی کنید لطفاً
جواب
سلمان | شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
به جسد زنده: سلام. سال نوت مبارک! چیمیگی داداش؟ یه آدرسی چیزی بده ما هم بفهمیم از چی حرف میزنی!
به بهشتی: سلام… کجایش “جالب و البته بیشتر عجیب” بود؟
__________________________________________
برای قابل فهم بودن نظرات برای بقیه، از این به بعد جواب نظرات را همینجا (زیر خود نظر) درج خواهم کرد…
جواب
کبری آسوپار | شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام و عرض ادب!
رسیدن بخیر و زیارت قبول! ممنون که سر زدید اخوی. گرچه آنچنان که از کامنتتون دانستم، قصدتان سر زدن به “یک وجب دل” بنده نبوده است.
با کامنتم هم گویا شما را دلخور کرده ام و هم نظرم برای” بهشتی” عزیز تعجب آور بوده!!!چه می دانم شاید باید از قبل با ایشان هماهنگ می کردم!! آن هم برای نظر دادن در مورد اسمی که برای هرکسی با ضریب هوشی معمولی و اندکی آشنایی با تاریخ اسلام، جالب توجه است. و یا از شما برای محتمل دانستن استعاری بودن نامتان اجازه می گرفتم!
بهر حال پوزش مرا بابت پرسشم از مستعار بودن نامتان ببخشایید. ترجیح می دهم زین پس، مانند قبل ترها، آمدنم به وبلاگتان، بی کامنت باشد.
برقرار باشید.
______________________________________________________
سلمان:
نظرم رو راجع به این نظر تو وبلاگ صاحب نظر نوشتم! به صورت خصوصی!اگه خواست، عمومیش میکنه…
اونوقت هرکی خواست میره اونجا میبینه!
فقط اون جملهی قصارم رو بگم: “نوشتار، با گفتار خیلی متفاوته”
جواب
بهشتی ! | یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
سلام و هر روزتان عید !
رسیدن به خیر و اما بعد …
کیهان ، نشریه ی الکترونیکی چارقد و گاهی در مجلاتی خاص ! . البته احتمالا بعد از تعطیلات دیگر در کیهان نخواهم بود – خواسته ی خودم است – . راستی اگر در سفر به جنوب مجله ی ” ردپای ماه ” – راهیان نور – به شما هم رسیده باشد مطلبی از من هم در آن بوده است که باعث افتخارم هم محسوب می شود که برای زائران این مناطق نگاشته ام .
در ضمن باید برای دوست خوب و عجول و عصبانی ام – خانم آسوپار – هم بگویم منظور حقیر همیشه ! سراپا تقصیر ، از کامنت قبلی . کامنت جسد زنده بود که به نظرم کاملا بی ربط بود نه شما و از آن جا که در کامنت جناب عالی موضوع تعجب بر انگیزی نبود اشاره به کدام کامنت نکردم و ببخشایید اگر جسارتی شد .
نمی دانم ما را چه شده که تا این اندازه بی صبریم و از هم این چنین – آن هم بدون آگاهی – می گوییم .
ان الله یحب الصابرین .
از این که آمده بودید نیز ممنون . خوش حال مان کردید و التماس دعا.
جواب
سلمان | دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
به بهشتی: سلام…
الان میرم مجلاتی که دادن بهمون یه نگاهی بکنم، ببینم “رد پای ماه” رو توشون پیدا میکنم یا نه؟ فکر کنم اثری از “رد پای ماه” توشون نباشه!
یه چیزی پیدا کردم؛ شماها که دیگه همکارین…نه؟
- – - – - –
رفتم دیدم، اثری ازش نبود متاسفانه
جواب
Ham.Mim | سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
خدا پشتبانش باشد
درس ها گرفتيم از ايشان
..
ياد جنوب افتادم
خوش باشيد
حام.ميم/.
جواب
حام.ميم | سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸۷ | پاسخ دهید
حام.ميم
نيك نام
اسم مستعار
تخلص
و ..
هر
چه
جوان هاي
امروز مي گويند
جواب