تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

احمد سلطانی احمد سلطانی

فراموش نشدی هنوز، حاج احمد آقا… تو یاد و دل اونایی که باید باشی هستی!

بدخوب (بدون امتیاز)

8 نظر

  1. بهشتی ! | یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ | پاسخ دهید

    سلام و عرض ادب !

    راستش بیش از هرچیز این اسم و فامیل این وبلاگ بود که مرا به این جا کشاند و البته که قشنگ است این جا و قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه ی اشکال ، به ویژه همین مطلب تان .

    والسلام علی من التبع الهدی

    جواب

  2. قرار شبانه | یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ | پاسخ دهید

    رفتم به طبیب و گفتم از درد نهان

    گفتا : از غیر دوست بر بند زبان

    جواب

  3. esmail | یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ | پاسخ دهید

    باشد که از خزانه ی غیبم دوا کنند

    جواب

  4. علی | یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ | پاسخ دهید

    حالا بهتر شدند!

    جواب

  5. بهشتی ! | دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ | پاسخ دهید

    سلام مجدد و عرض ادب همیشه !

    آمدن تان خوش حالم کرد و ممنون و اما بعد …

    حضرت رسول روزبه را با نام سلمان می خواند و بعد شد سلمان فارسی ولیکن در مناظره ای به سلمان فرمودند تو سلمان محمدی هستی … و این جا و این تشابه برایم خیلی قشنگ بود!

    در مورد نظرتان از وبلاگ من ! هم نشان لطف شماست .

    اما دو تا سوال هم من دارم ، چرا من پیر هستم – همان از نظر سنی نه ؟ – اما چرا به این رسیدید ؟

    دوم ، چی شد که فکر ! کردید من کارم درست تر از این حرفاست ؟

    و باقی روزهای آتی که خواهم آمد باز و البته منتظر آمدن تان در وبلاگم هستم و همین !

    جواب

  6. بهشتی ! | چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۶ | پاسخ دهید

    باز هم سلام !
    این پست همه اش شده کامنت های من ، معذرت!

    راستش در این زمانه تجربه – با وجود سن کمم – نشانم داده که یافتن هم فکران غنیمت است و من همیشه مدعی این بوده ام که قدر شناس دوستان خوبم هستم چه در دنیای مجازی و چه در دنیای حقیقی البته اگر چشم دلی باشد و … و من باز به فلسفه بافی افتادم .

    آن داستان کوتاه واقعی نبود . هرچند که در آن سال های دفاع مقدس مان – از نظر نوع دفاع آن می گویم آن سال ها که امروزه ، دفاع بیش تری را می طلبد – از این قسم اتفاقات کم نبوده و فقط تخیل کوچک من توانست شاید ! مقداری از آن را به تصویر بکشد و نظرتان خوش حالم کرد اگر چه لطف است اما من وقتی از چون شمایی نظراتی این چنین می شنوم . خوش حال می شوم و اهل تعارف و متاسفانه شکست نفسی هم نیستم که عنایت تان برای خواندن پست های قبلی ام ، بسیار مفتخرم می کند و امیدوار به خودم می شوم. و باز هم ممنون .

    راستی “وبلاگ من” را لینک دادم اما نمی دانم چرا با آن آدرس باز نمی شود . مرحمت فرمایید آدرسی دقیق برایم بگذارید .

    دعایم بفرمایید که فی الحال دعا گوی تان هستیم .

    جواب

  7. ستاره | دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    سلام حاج آقا اميدوارم هرجا كه هستين سالم و سرحال زير سايه خودش باشين و هر چي از خدا ميخواين بهتون بده

    شما هم براي من دعا كنين كه محتاجم به دعاااااااا

    جواب

  8. سلمان | دوشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۷ | پاسخ دهید

    به ستاره: سلام علیکم حاج‌خانم! ممنون. دعاگوی همه‌ی خواهران و برادرانی که بشناسم هستم! شما رو نمی‌شناسم…
    ولی از خدا که چیزی کم نمی‌شه! می‌شه؟ دعاگوی همه‌ی مسلمین و مسلمات هم هستیم… حرفی نیست دیگه؟

    جواب

نظر شما:

:D :) ^_^ :( :o 8O :shock: 8) ;-( :lol: xD :wink: :evil: :p :whistle: :woot: :sleep: =] :sick: :straight: :ninja: :love: :kiss: :angel: :bandit: :alien: