لعنت به این زندهگی
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۶/۱۰/۱۵ ساعت ۱۱:۲۴ ب.ظ در واسه دل
کلی می خواستم بنویسم که این … مزاحم شد. حالِ نداشتم رو گرفت.
گریهام می آد !
ظَلَمتُ نََفسی وتجرّأت بجهلی …
مشکل اینه که کسی که می آد تو، به راحتی نمیشه انداختش بیرون. کسی هم که باید بیاد تو، نمیآد !
این جوری بهتره، سربسته.
حاجی بابا برای آدم بی معرفتی مثل من، تنها فرقی که کرده اینه که ۲ متر رفته پایینتر… درد و مشکلاتش هم البته کمتر شده.
فاتحه !
«دل آدمی زاد مثل انار می مونه، باید چلاندش تا شیرهاش در بیاد. حکماً هم مطبوعه… یا علی مددی»

(بدون امتیاز)
ابراهیم | دوشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۶ | پاسخ دهید
حسابی قاط زدیا!
جواب
ن.ر | پنجشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۹ | پاسخ دهید
سخن سر بسته گفتی با حریفان خدا را زین معما پرده بردار
نوشته های شما همه “به لفظ اندک و معنی بسیار” است.
سعادت نصیب شد که ما هم جز خوانندگان وبلاگ شما باشیم.
جواب
پاسخ سلمان:
چهقدر این اسم مستعار آشناست!
جواب