برای تو که سه -چهار ساعت پیش رفتی …
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۶/۰۹/۱۹ ساعت ۱۱:۲۳ ب.ظ در بیدسته
از یک هفته پیش می دونست که قراره بمیره .
بچه ی 18 ساله.
سرطان خون داشت و مدت مدیدی بود که درد می کشید.
ازبیمارستان بدم می آد.
از دکترایی هم که مردن مردم واسشون عادی می شه بیش تر !
خدایا محتاج یه آدم ذلیل خودپسند نکنی ما رو یه وقت.
خدایت بیامزد. یه حمد و سه تا سوره اخلاص و البته صلوات واسه شادی روحش.
چی بگم دیگه ؟ :( :(

(بدون امتیاز)
دایی | دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۶ | پاسخ دهید
سلام
خدا هم اونو هم ما رو بیامرزه !
الفاتحه مع الصلوات
جواب
دایی | دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۶ | پاسخ دهید
راستی چرا مطالبتون بی دسته است ؟!
جواب
سلمان | سه شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۶ | پاسخ دهید
بعضي هاشون بي دسته اند نه همه !
جواب
esmail | چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۶ | پاسخ دهید
آقای اسدی تسلیت/برای همه ی اونایی که اونجا چشم انتظارن و مایی که الان اینجائیم ولی به زودی می ریم اونجا صلوات فرستادم…
جواب