بحث های اتوبوسی
نوشته شده به وسیله ی سلمان در تاریخ ۸۶/۰۸/۱۴ ساعت ۱۱:۴۵ ق.ظ در بیدسته
همین الان داشتم می اومدم دانشگاه تو اتوبوس یه بحث جذابی بین پیرمردان در گرفته بود و برای خدا تعیین تکلیف می کردن؛
اولی: اصلاً چه معنی می ده 124000 پیغمبر ؟ یکی کافی بود با یه کتاب … (دومی و سومی و چهارمی هم همچین تایید می کردن و سر می جنبوندن که نگو)
بعد چهارمی مثلاً خواست دلیل بیاره که حالا همچین این تعداد پیامبر بی دلیل هم نبوده، گفت : خوب بعد از یه مدتی علمای هر دینی دچار غرور می شن برای همین هم باید یه تجدیدی صورت بگیره [تایید حضار] مثلاً همین ها [همین ها در این جمله به ظاهر به قصد علمای اون دین اومده ولی در اصل منظورشون آخوندهای خودمون بود] بودن که کشتی نوح رو غرق کردن (!؟! مگه غرق شده بوده و ما خبر نداشتیم ؟)، همینا بودن که یوسف رو انداختن تو چاه (برادراش علمای دینی نبودن تا اون جایی که من می دونستم)، همینا مسیح رو به صلیب کشیدن (تا جایی که من یادمه یهودی ها این کار رو کردن (می خواستن بکنن))، همینا …
قبلش بحث در مورد برادران اهل سنت بود که چقد خوبن؛
اولی: بعله، دلیلش هم اینه که 3 امامی هستن (!)
دومی: سه امامی ؟
اولی: … ببخشید منظورم اینه که اصول دینشون سه تاست؛ توحید و نبوت و معاد
دومی: یعنی عدل هم ندارن ؟
اولی: نه بابا … شما عدل دیدی تو این 28 سال ؟
دومی: [تکان دادن سر به علامت نفی]
بسیار خنده شد
پی نوشت: منظورم از بسیار خنده شد، تو دل خودم بود

(بدون امتیاز)
esmail | سه شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۶ | پاسخ دهید
همی نقل کنند،بعد از این حکایت،شیخ ذبیح و ملا اسماعیل و بی بی سمیه اندر احوالات این جماعت نقل ها کردند و همی بخندیدند .
جواب
so.mp | سه شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۶ | پاسخ دهید
باعث تاسفه که آخر پیری به جای اینکه بره فکر اونور باشه ،تو پیش پا افتاده ترین مسایل دینش در حدیک کودک می تونه تحلیل کنه!
جواب
دایی محمد | چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۶ | پاسخ دهید
سلام
خدا قوت
اینو که گفتی یادم اومد برخی از تصمیمات برخی از مسئولان ما چیزی شبیه همین بحث های اتوبوسی است ! خدا همه رو به راه مستقیم (نه راست ) هدایت کنه ! )
جواب
ابراهیم | پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۶ | پاسخ دهید
سلام،
خدا عاقبت همهمون رو ختم به خیر کنه…
جواب